نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

خرداد ماه

  • پنجشنبه ۱۸ خرداد ۹۶
  • ۱۴:۳۴

روزهای عجیبی ان....

اونم تو این هاگیر و اگیر درسها و پروژه کاری

کلا خردادماه نمیدونم چرا اینجوریه؟

اون از حادثه دیروز که در عین ناباوری همش اخبار رو چک میکردم.... که شد بعبارت 17 نفر شهید و چند ده نفر زخمی...4 تا تروریست خبیث هم کشته شدن منتهی سِرور جنسی شون که زنده مونده رو دستگیر کردن... امیدارم از این سِرور زنده بتونن اطلاعات بکشن بیرون..البته اگر پسوردشو داشته باشن و حواسشون باشه خودکشی نکنه

تاکی میخواد ادامه پیدا کنه خدا میدونه.... امیدوارم دیگه آخریش باشه......حداقلش اینه که کل جو شهر امنیتی میشه..بدیش اینو که دیگه راه باز شد برای حملات بعدی.....ای خدا نابود کنه باعث و بانیشو!

روزگار عجیبیه....بعد اون حادثه نظرات موضعگیری ها و بحثایی که مطرح میشه هم در نوع خودش بی نظیره

بدتر از همه دودستگی و افتراقی هست که بنظرم از سال 88 بیشتر خودشو نشون داد...بقول یکی چه آتیشهایی که با ندونم کاری و فوت کردن به خاکستر حوادث اجتماعی تا سالها شعله وره و حقد و کینه رو در دل مردمان یه سرزمین زنده نگه میداره..البته عوامل زیادی دست به دست هم دادن..ولی تو این روزهای سخت نمایان شدن اختلافات هم در نوع خودش عجیبه..البته ناچاریم همه متحد باشیم..به نفعمونه

بعضی وقتها آدم با خودش میگه کاش جای دیگه ای از دنیا به دنیا میومد...ولی بعدش پشیمون میشم و میگم نباید ناشکری کرد..جای دیگه ممکن بود در خوشبینانه ترین حالات ژنو باشه یا مونترال....که مشکلش اینه که باید از  گلاب به روتون دستشویی فرنگی استفاده میکردیم و همینطور کافر از دنیا میرفتیم!!....در بدترین وضعیتش هم ممکن بود موصل و دمشق باشه یا شایدم اسلام آباد و کابل...که انفجار پشت انفجار....خدا همین تهرانشم از سرمون زیاده!! نخواستیم..یاد بایرام لودر افتادم که استخاره کرده بود برگرده از جبهه یا بمونه...

خیلی حالم گرفته این روزا....مخصوصا امروز که این متن رو تو یکی از گروه ها خوندم...سرم سوت کشید!  خدا جدیدا چرا این دنیا اینقدر نامرد و نامهربون شده؟؟؟ (ادامه مطلب..)

سلام عزیزان: کسی رو نمیشناسید بچه بخواد به فرزندی بگیره ؟ 

میشه لطفا از دورو بریاتون سوال کنید و به من خبر بدید ؟ 

یه دو قلوی پسر یک روزه هستن که پدر مادرشون نمیخوانشون ، میخواستن بذارنشون تو خیابون ...کلی خواهش کردیم نگهشون دارن شاید یه خانواده پیدا کنیم بچه هارو بخوان ...اگر میتونید لطفا پیگیری کنید شما هم ...ممنون

  • نمایش : ۱۱۲
  • زهرا
    دقیقا من از سال 87 هست که خردادهام پر از هیجان و استرس میگزره از تحصن های خفن دانشگاهی تا اینجور مسائل...و سیزده روز دیگه هم باید صبرکنیم تا تموم شه، خیلی درد سنگینی گذاشت دیروز به دلمون، حس ناامنی یه طرف، کشته شدن مظلومانه اون ادم ها یه طرف و سواستفاده سیاسی یه عده شده درد بزرگتر. نمیفهمن که هرچیزی وقت خودشو داره
    نباید ناامید شد..واقعا این کشور رو خدا و انبیاو اوصیا اولیا نگه داشتن والا تاحالا چندین بار نظام سیاسی تغییر کرده بود..من که ایمان آوردم..خود ترامپ هم ایمان آورده
    آقای سر به هوا
    هییی
    درست میشه ایشالا
    sepi AL
    تفرقه ای در واقعیت نیست موضوع اختلافات سیاسی و فکریه که خیلی هم عادیه منتهی بدیش اینه که مثل هر مساله دیگه ای تو کشور ما یه عده از هر دوطرف ادب و زیر پاشون میذارن و شروع به فحاشی میکنن.اینان که دشمنی ب چا میکنن وگرنه یادآوری بعضی مسائل باید باعث بشه چشما باز بشن که چی بود و از کجا شروع شد تا حواسا جمع بشه!تکرار نکنن اون اشتباهاتو
    بنظر خیلی وقته از لحاظ عادی خارج شده و اگر یکم اخبار رو ریزتر پیگیری کنید می بینید که اختلاف نظر بین مسئولین خیلی زیاد شده و این اصلا خوب نیست..از اختلاف نظر هم گذشته بنظرم
    منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    خدای من!! چجوری میتونند بچه شون رو نخوان!؟ مشکل مالی دارند؟!
    نمیدونم والا
    منم از همه جا بی خبر
    فقط شماره تلفن نفرسومی برای کمک گذاشته شده
    .. ندآ ..
    داره تماشا می کنه، نامرد و نامهربون نیست


    + ادامه مطلبت داغون میکنه آدمو
    دنیا که بد دنیایی شده..ادمهاشم  ظالم شدن

    منم داغون کرد...
    ABOLFAZL :.
    چرا بهزیستی نمی زارین ؟
    من بذارم؟ بیا وصلش کرد به من
    من چه کاره ام؟ تو یه گروه دیدم...
    یه بارم اومدی نظر بدی منو کردی بابا..
    حواست باشه..اعصاب معصابم ندارما
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">