نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

بچه گربه های کارواش!

  • جمعه ۱۰ شهریور ۹۶
  • ۱۰:۳۹

دقیقا هفته پیش بود که رفتم کاراوش تا اسب سفیدم رو بعد یکی دو ماه ششته کنم که  با این صحنه مواجه شدم




ضمنا اکیدا لازم به ذکره این بچه گربه های مادر مُرده یا مادر نمُرده (ایشالا که مادرشون در قید حیات باشه و وبلاگ منو بخونه و بیاد بچه هاشو پیدا کنه! مثلا امیدوارم که برای ادامه تحصیل رفته باشه خارج از کشور و چند روز دیگه بیاد و بچه هاشو با خودش ببره خارج از کشور! ) برای من نیست و برای صاحب کارواشه، ضمنا بچه گربه ها خواب هستن و نمردن، صبح جمعه بود بچه گربه ها خوابیده بودن، مگه بچه گربه، آدم نیست؟ فقط شما صبح جمعه بیاد بخوابی؟ اینو برای کمپین مدافعان حقوق حیوانات نتوشتم که یوخ بر علیه من کمپین تشکیل ندن!

  • نمایش : ۸۸
  • بهارنارنج :)
    حیاط*
    :|
    نه اینجا حیات درسته
    بهارنارنج :)
    البته از یکم بیشتر..
    سگ خوبه ک اونم اسلام دستوبالمان را بسته-_-
    سگ خیلی با وفاست ولی خب خیلیا موافق سگ نگه داشتن نیستن از جمله خود من
    بهارنارنج :)
    چه بامزن^_^من یه صبح یه بچه گربه دبدم سرما مچاله شده بود دلم سوختمادرمو راضی کردم ببریمش توخونمون تو حیات,تارفتم اومدم گفتم شیربیارم براش رفته بود:/
    عجب، چه با محبت.......گربه ها یکم بی وفا هستند
    sepi AL
    یا عکاسیتون افتضاحه یا کیفیت دوربین یا هر دو
    هرسه!
    ابراهیم
    سلام از وبلاگ خوبتون لذت بردم بسیار زیبا و دلنشینه
    لطفا از مطلب منم دیدن کنید:
    http://persiane.ir/Better-and-deeper-thinking-with-mental-insight.html
    سپاس از شما
    آقای سر به هوا(o_0)
    از حیونا خوشم نمیاد زیاد
    ولی اینکه واسشون جا درست کرده و مراقبشونه خیلی خوبه

    :)
    من خیلی با سگ و گربه عیاق نیستم
    Va hid
    چه روحی لطیفی دارید!!!
    ممنونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">