نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

وای...گلگیر اسب سفیدم....

  • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶
  • ۰۹:۲۸

چند روز پیش که ساعت یک نصف شب با پرواز زاگرس برگشتم  تهران و خسته و کوفته رسیدم خونه، فردا صبحش سوار اسب سفیدم شدم  ولی از بس که خسته و گیج بودم گلگیر اسب سفیدم رو کوبوندم به در پارکینگ!

خون نیومد ازش ولی گمونم اوخ شد منم رفتم پیش عموصافکار، اوخشو خوب کنه!

امیدوارم اسب سفیدم منو بخشیده باشه

اینم هنرنمایی داداشتون:



  • نمایش : ۹۵
  • هلما ...
    البته یه کارواش رفتن هم لازم داره اسب سفیدتون :)
    بله درسته بعد صافکاری هفته پیش حسابی شستمش
    Va hid
    حالتون خوبه ؟؟!!!
    شکر خدا
    sepi AL
    :-)))
    :(((
    kerman man
    سلام
    با این بلایی که سرش آوردی گمونم به همین راحتی ها نبخشه ...
    چون عمو صافکار باید کلی کتکش بزنه تا اوخش خوب بشه .
    ولی امیدوارم اسب سفید ، داداش مارو ببخشه :)
    اوخش خوب شد..
    اسب سفید مشتی تر از این حرفاس
    .. Elcerodito ..
    سلام
    ماشاا.. این متنه استند آپ کمدی میتونست باشه :)
    منم یه اسب آبی دارم که تا حالا(4 سال) به طور جدی اوخ نشده (:
    ایشاا.. عمو‌صافکار کارشو خوب انجام بده و اسبت عین روز اولش بشه ^_^
    سلام
    ممنون از شما
    ایشالا هیچ وخ اوخ نشه
    کار عموصافکار خوب بود..البته هیچ اوخی مثل روز اولش نمیشه
    بهارنارنج :)
    اوه اوه,این از اوخ گذشته که
    در هر صورت درست شد
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">