نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس........بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

وای...گلگیر اسب سفیدم....

چند روز پیش که ساعت یک نصف شب با پرواز زاگرس برگشتم  تهران و خسته و کوفته رسیدم خونه، فردا صبحش سوار اسب سفیدم شدم  ولی از بس که خسته و گیج بودم گلگیر اسب سفیدم رو کوبوندم به در پارکینگ!

خون نیومد ازش ولی گمونم اوخ شد منم رفتم پیش عموصافکار، اوخشو خوب کنه!

امیدوارم اسب سفیدم منو بخشیده باشه

اینم هنرنمایی داداشتون:



بهارنارنج :)
۰۲ شهریور ۹۶ , ۰۹:۵۴
اوه اوه,این از اوخ گذشته که

پاسخ :

در هر صورت درست شد
.. Elcerodito ..
۰۲ شهریور ۹۶ , ۰۹:۵۴
سلام
ماشاا.. این متنه استند آپ کمدی میتونست باشه :)
منم یه اسب آبی دارم که تا حالا(4 سال) به طور جدی اوخ نشده (:
ایشاا.. عمو‌صافکار کارشو خوب انجام بده و اسبت عین روز اولش بشه ^_^

پاسخ :

سلام
ممنون از شما
ایشالا هیچ وخ اوخ نشه
کار عموصافکار خوب بود..البته هیچ اوخی مثل روز اولش نمیشه
kerman man
۰۲ شهریور ۹۶ , ۱۰:۵۴
سلام
با این بلایی که سرش آوردی گمونم به همین راحتی ها نبخشه ...
چون عمو صافکار باید کلی کتکش بزنه تا اوخش خوب بشه .
ولی امیدوارم اسب سفید ، داداش مارو ببخشه :)

پاسخ :

اوخش خوب شد..
اسب سفید مشتی تر از این حرفاس
sepi AL
۰۲ شهریور ۹۶ , ۱۰:۵۸
:-)))

پاسخ :

:(((
Va hid
۰۲ شهریور ۹۶ , ۱۶:۵۷
حالتون خوبه ؟؟!!!

پاسخ :

شکر خدا
هلما ...
۰۶ شهریور ۹۶ , ۱۹:۳۱
البته یه کارواش رفتن هم لازم داره اسب سفیدتون :)

پاسخ :

بله درسته بعد صافکاری هفته پیش حسابی شستمش
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan