نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس...بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

حضرت آدم..

"یه روز حضرت آدم خواست بیاد خونه، در زد

حضرت حوا گفت کیه؟

حضرت آدم گفت آخه غیر من و تو،دیگه کی تو این دنیا هست؟"


من از این حکایت یا لطیفه در خیلی از مسائل اجتماعی خانوادگی کاری فرهنگی سیاسی ورزشی  و ... استفاده میکنم البته با اجازه حضرات آدم و حوا


هلما ...
۲۸ مهر ۹۶ , ۰۸:۳۶
سر صبحی خندیدیم. :))

پاسخ :

خدا رو شکر
°° مریم °°
۲۸ مهر ۹۶ , ۰۹:۵۹
واقعا... چه بامزه بود.

پاسخ :

ممنون
آذری قیز
۲۸ مهر ۹۶ , ۱۸:۵۰
واوووووووووووو چه کردی پسر!!
چقد عوض شده اینجا نشناختم اولش:)
مبارکه قالب جدیدتون
حکایت رو دقیقا کجاها استفاده می کنید؟ میشه مصداقش رو بگید؟

پاسخ :

ما کاری نکردیم...قالب سءو این کارا رو کرده بود..ما کپی پیست کردیم
خواهش میکنم یکی دو تا مرغ و خروس که قشنگی نداره..حالت بهتر شده قالبم یا قبلیا بهتر بود؟
حکایت رو تقریبا همه جا..مثلا جایی که منو یکی دیگه تنها هستیم..
دریا _ گاه نوشته های من
۲۹ مهر ۹۶ , ۱۷:۱۰
جالب بود :)

پاسخ :

ممنون
زهرا
۲۹ مهر ۹۶ , ۱۷:۲۳
خیلی خنده دار بود کلی خندیدم.مرسی.ولی ایکاش تمثیل هاتونم میزاشتید

پاسخ :

خدا رو شکر..خواهش میکنم...راستش خیلیاش یادم نمیاد
آذری قیز
۳۰ مهر ۹۶ , ۱۹:۴۳
قبلا گفته بودم کشته مرده ی توضیح دادن های شمام؟؟؟

پاسخ :

نه نفرموده بودید.....مگر من چطور توضیح میدم؟ نصفه و نیمه توضیح میدم؟
آذری قیز
۳۰ مهر ۹۶ , ۱۹:۴۴
من کلا تنوع رو تو وبلاگ های دیگه دوست میدارم ولی عادت دارم خودم زیاد وبلاگم رو تغییر ندم. هر دوش قشنگه این یکی برام جذاب تر بود

پاسخ :

آره منم میخوام تغییر ندم ولی بیماری تعویض قالب گرفتم......دست خودم نیس
آذری قیز
۳۰ مهر ۹۶ , ۱۹:۴۸
نه جوری توضیح میدین که مبهم تر از قبل میشه قضیه برام:)

پاسخ :

خب اینم هنریه بنظرم...اینطور نیست؟
آذری قیز
۳۰ مهر ۹۶ , ۱۹:۵۱
نه جوری توضیح میدین که مبهم تر از قبل میشه قضیه برام:)

پاسخ :

خب اینم هنریه بنظرم...اینطور نیست؟
آذری قیز
۳۰ مهر ۹۶ , ۱۹:۵۱
آره هر کسی اینجوری بلد نیست ببیچونه:)

پاسخ :

هر جاش بنظرتون مبهم بود بفرمایید توضیح میدم
آذری قیز
۰۱ آبان ۹۶ , ۱۸:۵۳
مصداقش رو نفهمیدم

پاسخ :

مثلا تو یه موضوع تحقیقاتی یا یه پروژه من و یکی دیگه مشغول کار هستیم
دوستم ازم میپریه فلان سوال رو در این موضوع از کی بپرسیم؟
من این حکایت رو براش میگم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
Designed By Erfan Powered by Bayan