تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ساحل آرامش لحظه هام


خیلی وقتها تو دلم به بزرگترا خرده میگرفتم که اینا چرا اینقدر خودشونو میگیرن؟ چرا محل به کسی نمیذارن؟ چرا نگاه دلسوزانه و شفقت بارشونو دریغ میکنن از بقیه؟ چرا راههای پیشرفت رو نمیارن صاف بذارن کف دست ما؟؟

البته این موضوع بیشتر تو محیط کار صادق بود

مثل امروزی دیدم واقعا حق دارن

متاسفانه عده ای از نسل جوان خیلی عجله دارن، یک شبه میخوان به همه چی برسن، احترام پیشکسوت و بزرگتر حالیشون نیست، فقط رسیدن به منافع خودشون مهمه براشون

حاضرن از روی هیکل دهها پیشکسوت رد شن تا به خواسته شون برسن

یادمه تو یه جلسه کاری یه رئیسی داشتیم چند سال پیش، یکی از همین تازه به دوران رسیده طلبکارانه منافع خودشو طلب میکرد، بعد این رئیس ما برگشت یه حرفی زد که اکثرا تو دلمون گفتیم عجب آدم بی ادبیه ولی الان که فکر میکنم می بینم بهترین جواب رو داده،

برگشته بود بهش گفته بود:

تو اول بذار (روم به دیوار روم به دیوار) جیشت خشک شه بعد!

اون جلسه ترکید از خنده، ما هم خوشمون نیومد ولی بعدا متوجه شدم با این افراد باید اینطوری رفتار کرد...  


۰۳ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۳ ۲ ۵۱

نظرات (۲)

  • کوچه دوازدهم
    سه شنبه ۴ مهر ۹۶ , ۰۱:۳۵
    جدای این مساله بعضی ها اصلا تشکر حالیشون نیست
    کاری می کنن که ازاینکه در حقشون لطف کردی حالت از خودت به هم بخوره
    برای همین همه مون از ترس گیر افتادن به اینجور ادما مغرور شدیم
    نه فقط اداره
    بلکه حتی توی نت و همین وبلاگ نویسی هم صادقه !
    • author avatar
      احسان ..
      ۴ مهر ۹۶، ۰۸:۱۳
      بله کاملا درسته
      کلا آدمای بیخودی هستیم خصوصا تو فضای مجازی
  • سعید یگانه
    سه شنبه ۴ مهر ۹۶ , ۰۰:۳۵
    احسان جان سلام.
    داداش جسارتاً تاریخ تولدت رو میخواستم.
    راستش روم به دیوار می خواستم یک کلید Space به عنوان هدیه تولد برات بفرستم!
    :-)))

    اصولا نسل جوون ما دنبال یک چیزه:
    "چطور میشه سر یکسال یا یک ماه یا حتی یک شب بارمون رو ببندیم"!!!
    امان از این بار بستن که چه ها نکرد با این ملت
    (یکی از بهترین مصداق های آسیب تفکر کوتاه مدت برای جامعه ما)

    در مورد پاراگراف اول، این موضوع شامل گروه دیگه ای هم میشه که البته موضوع پست شما نبود. فقط یادم افتاد و خواستم نظرمو اعلام کنم و چه جایی بهتر از این مکان مقدس و معنوی؟
    کسی که پیشرفتی می کنه، مثلا قبلا دانشجوی پزشکی بوده اما امروز داره دوره رزیدنتی رو میگذرونه دیگه نمی تونه مثل سابق با دیگران رفت و آمد و تعامل داشته باشه چون نوع دغدغه و گرفتاریهاش تفاوت کرده
    بزرگواری مثل شما با این درجه علمی، قطعاً هزار و یک گرفتاری و دغدغه تخصصی کار رو پشت سرت داری و نمی تونی در پاسخ به پیشنهاد منِ بیسواد که ازت انتظار دارم مثلاً بریم فوتبال بازی کنیم! پاسخ مثبت بدی
    ولی متاسفانه دیگران متوجه این واقعیت نیستن
    و پشت سر اونا میگن:
    فلانی رو می بینی؟ از وقتی دکتر شده خیلی "خودشو میگیره" !!!
    احسان رو می بینی؟ "از وقتی استاد دانشگاه شده "ما رو آدم حساب نمی کنه"!!!
    و ...

    • author avatar
      احسان ..
      ۴ مهر ۹۶، ۰۸:۱۱
      سلام سعید جان
      دکمه اسپیس بحول و قوه الهی سالمه فقط من مرض سرهم نویسی گرفتم که یکم فسفر از ملت بسوزونم. چون میگن فسفر نسوخته مغز ضرر داره
      ضمنا داداش برای روز تولدم حالا که میخوای زحمت بکشی برای اینکه برای شما طبقه مدیران و شما چهاردرصدی ها افت نداشته باشه اگر زحمتی نیست یه ساندروی مغز پسته ای برام بفرستی ممنون میشم(یوخ فکر نکنی بخاطر خودم میگما فقط میخوام ذهنت از آشفتگی بیرون بیاد!)
      در مورد پاراگراف اول و افزایش دغدغه ها حق با شماست کسی که یکم واقع نگر باشه درک میکنه

      ضمنا من اینقدر خاکیم که نگران بارون آبان ماهم، که یوخ بارون نیاد من گِل بشم!
      البته شما از مدیران توانمند و صاحبنظر هستیم ولی داداش من پایه ام، کی بریم فوتبال؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">