نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

درصطکار باشیم..

  • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶
  • ۱۶:۱۶



👌"مملکت، مردم دانا میخواهد" !


🔸توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم...

پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد... ! 

🔸قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود...

حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد...!

🔸دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است...!

🔸کابینت ساز از کارِ دوستم زده است و پول را گرفته و فلنگ را بسته...!

🔸بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری...!

🔸میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود...!

🔸مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم...!

🔸معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه...!

🔸پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل...!

🔸در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد...!

🔸استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! 


🔹میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران...

خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم...

🔹به خدا سوگند بابک زنجانی، خاوری و ...خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه، رسیده به میزانی که میدانیم.

🔹جامعه مثل یک درخت است. ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ...

چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟

🔹ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟

مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟

ما حق داریم مطالبه گر باشیم... اعتراض کنیم به مشکلات...

اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم.


🔸به قول امیرکبیر:

ابتدا فکر کردم مملکت وزیر دانا میخواهد،

بعد فکر کردم شاه دانا میخواهد،

در آخر اما فهمیدم

مملکت مردم دانا میخواهد...


"تغییر" را باید از خودمان شروع کنیم،

درستکار باشیم...!!



  • نمایش : ۹۶
  • آذری قیز
    سخته آخه!
    بله سختیش سخته  ولی باید از یه جا شروع کرد
    بهارنارنج :)
    واقعا خیلی حرفه..

    یاد جمله مشهور لطفاگوسفندنباشیم افتادم
    متوجه ارتباط جمله آخر با این پست نشدم!
    علی اسفندیاری
    هوم
    میدونی چی دردناکه؟ اینکه راه درست رو میدونیم ولی باز از راه غلط میریم و لجوجانه با اینکه میدونیم کارمون اشتباهه انجامش میدیم تا بحال در تاریخ ملتی جاهل تر از ما وجود نداشتند که حق را بدانند و از راه باطل بروند
    خب منم همینو میگم دیگه علی جان
    راه راست رو برو داداش لجاجت هم نکن خخخخخخ
    یاسی ...
    دارم به این فکر میکنم جمله ای از این متن هست که کسی تا حالا نشنیده باشدش؟
    ماها هممون همه ی این متن رو از بریم.
    مشکل ندونستن نیست،بحث چیز دیگریست!
    بله درسته حق باشماست...مسکل عمل نکردنه
    زهرا
    عالی بود عالی
    سپاس از شما
    آشنای غریب
    دیشب دوستی بهم در تلگرام پیامی فرستاد فکر میکنم خالی از لطف نباشه بفرستم

    به جای استوری اینستا و تسلیتای قشنگ گفتن یاد بگیرین فردا که مسئولیتی بهتون دادن کارتونو درست انجام بدین چه ناظر مسکن مهر باشین چه استاندار و ...
    بله پیام کاملا درست و بجایی فرستاده


    ** سیلاک **
    فوق العاده بود کاش نویسنده اش رو هم درج می کردید تا به عنوان یه متن بی نظیر استفاده کنیم ...

    عالی بود :))))
    ممنون- نویسنده اشو خودم نمیشناسم
    b

    معمای عصر رسانه

    (فلسفه ارتباطات )

    عصر جدید، عصر حاکمیت جھانی و ھمه جانبه رسانه ھاست که در کوتاھترین زمان ھر خبری را بھر

    کسی که بخواھد می رساند.در واقع مدرنیزم را بایستی دوره خبر نامید که در نقطه مقابل عصر بی

    خبری قرار دارد. انسان مدرن باخبرترین انسان تاریخ است. این دوره در دھه اخیر به یک جھش نوینی

    رسیده که ھمان پیدایش امکانات رایانه ای است و این بدان معناست که دیگر مراکز و امپراطوریھای

    خبری بطور یکطرفه اخبار را به احاد بشری نمی رسانند بلکه ھر فردی در ھر کجای جھان با استفاده

    از رایانه و ارتباطات اینترنتی قادرست که اخبار و احوال شخصی خودش را ھم به جھانیان برساند

    و خود را بھمه معرفی کند. و این بمعنای یک آر مان ذاتی بشر است که تحقق یافته است زیرا اراده

    معرفی خویشتن به دیگران یک اراده ذاتی و آرمانی است که در اساس و محور ھر اراده دیگری قرار

    دارد. و این عشق به شناساندن خود به دیگران است که یک عشق الھی است زیرا خداوند ھم به

    ھمین منظور جھان و انسان را آفرید تا خود را معرفی کند . یعنی عشق و اراده معرفی خود به جھان

    اساس مقام خلافت اللھی انسان است . و آدمی ھر چه که می کند جز به این منظور نیست و این

    عشق کھن فقط بواسطه تکنولوژی ارتباطات ماھواره ای و اینترنتی ممکن شده است. و این سرعت

    و شتاب انسان در تاریخ است . پیامبران و علمای بزرگ در طی قرون واعصار و ھزاره ھا به بشریت

    شناسانیده شده اند و لی انسان امروز می تواند یک شبه خود را به جھانیان معرفی کند آنھم با زبان

    خودش و نه دیگران.در واقع بواسطه تکنولوژی ارتباطات مدرن ، تمدن بشری به غایت و اشد خود می

    رسد زیرا تمدن بمعنای تجمع و گردھمائی بشر بواسطه این تکنولوژی به کمال مطلوب می رسد و

    ھمه انسانھا بواسطه اینترنت بھم می رسند و گردھم می آیند در اسرع زمان ممکن. و این خود معنا

    و علت دیگری از واقعیت آخرالزمان است بمعنای رسیدن به پایان و غایت و مقصود تاریخ. و معنائی از

    واقعه حشر وقیامت. آنچه که عشق نامیده می شود ھمان عشق رسیدن به دیگران است و در این

    دیگران محبوب خود را یافتن. و این گستره عظیم قلمرو عشق ودوست یابی و وصال است. آنھم در

    مدت بس کوتاه . پس در واقع این ھمان تکنولوژی عشق است و عشق تکنولوژی . زیرا ھمواره

    مھمترین و پیشرفته ترین وجه علوم و فنون بشری در صدد افزایش سرعت جھت رسیدن به آدمھا

    بوده است یعنی تکنولوژی ارتباطات. ارزش وسائل نقلیه ھم از ھمین معناست . و این ماھیت ذات

    مدنیت بوده است : عشق رسیدن به محبوب حقیقی و وصال ابدی! از این دیدگاه تکنولوژی و خاصه

    نوع ارتباطات آن ذاتاًاز عشق است و ھویتی عاشقانه دارد.

    ولی آیا تا ھمین جای کار تا چه حدی آرمان ذاتی تکنولوژی ارتباطات برای بشر مدرن تحقق یافته ویا

    امید به تحقق آن می رود؟ به بیان دیگر آیا انسان اینترنتی امروز تا چه حدی از تنھائی و اسارت تن

    خود نجات یافته و توانسته با جھانیان ارتباطی دوستانه و صالحانه برقرار نماید وتبدیل به انسانی

    جھانی شود و از حقارت نفس و زندگی فردی رھا شود؟ در کشورھای پیشرفته تر صنعتی که عمر

    بیشتری از تجربه ارتباطات ماھواره ای و اینترنتی را پشت سرنھاده و نسلی کامل را در این قلمرو

    پرورش داده است پاسخ به سئوال مذکور تقریباً واضح است و متأسفانه منفی و بلکه معکوس و

    تراژیک بوده است. یعنی انسان اینترنتی تنھاتر و درمانده تر و دیوانه تر و عدوتر از ھر انسان دیگری

    شده است . انسانی جھانخوار و قحطی زده و منزجر از جھانیان، انسانی دیوانه جنگ وانتقام و

    انھدام. زیرا ھیچ دوستی نیافته است و در واقع جز فساد و دروغ نصیبش نشده است. و بدینگونه

    شاھد پیدایش نسلی کاملاً منزوی و محبوس در تن و نومید از کل جھان ،می باشیم . گوئی که این

    گردھمائی و تمدن اینترنتی براستی یک مدنیت و تجمع شیطانی و سراسر فریب بوده است :

    ارتباطات برھوتی و برزخی و تمامآً سراب !

    ما تا اینجا اساساً وجه عاطفی و روحی این ارتباطات را مدنظر قرار دادیم ولی اگر بخواھیم به وجوه

    اقتصادی و سیاسی و امنیتی آنھم نظر کنیم بوضوح کل جھا ن را درقلمرو این ارتباطات بر لبه سقوط

    و انھدام ابدی می یابیم که چه بسا یک نفر می تواند کل جھان را به نابودی بکشاند و این تازه آغاز

    راه است که عمرش از سه دھه در جھان تجاوز نمی کند وای بحال یکصد سال آینده . گوئی آدمھا در

    بھم رسیدن جز نابودی یکدیگر را نمی خواھند و کسی تحمل دیگری را ندارد. و این آخرالزمان و قیامت

    ارتباطات وتاریخ است که میلیاردھا آدم را گردھم آورده ولی ھر یک در سلول انفرادی تن خود

    محبوس است واین نشر در حشر است . و اینک نوبت آمدن کسی است که ھمه را دوست دارد.

    کسی که این زندانیان را آزاد کند از اسارت تکنولوژی ارتباطات !



    از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 154
    )))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">