نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

شرح حال برجانه....

  • يكشنبه ۱۹ آذر ۹۶
  • ۱۳:۳۳

احسان هستم..

از اعماق تنگ ولی روشن یک آزمایشگاه تحقیقاتی با شما سخن میگویم..
بر سنگفرش مقاله ای علمی و سیزده صفحه ای، پیشانیِ اندیشه میسایم..
و هر از گاهی نبشته ای بر تارک دفترچه ام مینوازم
تا باشد دکتر ام اچ کا، استاذ راهبر من، از من خشنود گردد
و من در هنگامه برجِ قمر در عقرب، شرح حالِ برجانه(ماهانه) داد سخن کنم.....
(چیه؟ دانشجوی مفلس و تو آمپاس ندیدید؟)

  • نمایش : ۸۵
  • هلما ...
    دقیقا همین اندازه مفلس بودن و آمپاسیم آرزوست :)
    آواز دهل از دور خوش است....ما که پرامون داره میریزه!
    هلما ...
    همین کرک و پر ریختنم آرزوست. :)
    پس خدا قسمتتون کنه خخخخخخ
    روشا مجد
    :)) آقا من اصلا با خوندن این پست احساس کردم آندره ژید دو باره زنده شده یا شاید هم روحش در شما حلول کرده...
    خیر
     نوشته های من بیشتر الهام گرفته از متون ربکا زلوتوفسکی هست! البته بین من و ایشون روحی حلول نکرده...به هیچ وجه!!
    روشا مجد
    :( حالا به ما که دسترسی ندارید ولی اونهایی رو که در ازمایشگاه هستن نزنید یه وقت با این حال قمر در عقرب... نخیر؟! ترسیدم...
    حال من قمر در عقرب نیست..زمان ایراد سخن در برج قمر در عقرب هست
    لحن اون خیر هم قمر در عقربانه نبود بوخودا
    ** سیلاک **
    کلی به مغزم فشار آوردم تا فهمیدم چی به چی نوشتی فکر کردم یکی از سخنرانی های کوروش کبیره :)))

    حالا مثلا کوروش کبیر کی بوده؟ اینجوری باشه منم احسان کبیر هستم!
    آشنای غریب
    خدا به دادت برسه والسلام
    یاد آخر ترمای خودم افتادم:|
    ممنون
    خدا بزرگه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">