نوشــته های خودمونیِ احســان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس........بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

به جان هوشنگ من هیودی نیستم(2)

در راستای این پست گهربارم دوباره امشب یه خانومه زنگ زده میگه: الو... آقای هیودی؟

منم اینقدر امشب مگسی بودم با عصبانیت هر چه تمامتر جوابشو دادم....

بعد که قطع کردم دلم سوخت برای اون خانوم...

با خودم گفتم این بدبخت چه گناهی کرده بود؟ یه شارلاتانی به اسم هیودی اینا رو گذاشته سر کار و شماره منو به اینا داده..این ادما هم که دنبال کارن..چه گناهی کردن...

خلاصه وژدان دردی گرفتم که تصمیم گرفتم فردا زنگ بزنم و عذرخواهی کنم.....هیودی خدا به زمین گرم بزنتت!

بهارنارنج :)
۰۴ دی ۹۶ , ۲۳:۲۵
:)کارخوبی میکنید..
یادتون باشه در لحظه عصبانیت فقط شما نیستید که دچار تنشید ادمای این عصر همه ظرفیتشون پره...وخودشون تنش و فشار دارن..اونم که دنبال کاره خدا میدونه چه مشکلاتی داره,
پس وقتی اینجورید اینارو یاداور شید به خودتون

پاسخ :

یعنی همه قاطین؟
بهارنارنج :)
۰۵ دی ۹۶ , ۰۵:۲۰
درحد ظرفیت خودشون اره..این روزا همه درگیرن

پاسخ :

آدمای دور و بر ما که نرمالن
هلما ...
۰۵ دی ۹۶ , ۱۴:۵۶
باشه حالا، شمام اینقدر لطافت به خرج ندین.
چه بسا اگه من جای شما بودم البته من آقا نیستم به فرض مثلا، باهاش قرار میذاشتم بیاد دنبال کار :|
یه لحظه رفتم تو فاز مردم آزاری

پاسخ :

جان؟؟؟؟
ما رو باش با کیا رفتیم سیزده بدر؟؟؟ خخخخخخخخخ
نه فایده نداره بچه های وبلاگ بیان هم از راه بدر شدن!!! خخخخخخخخخخ
هلما ...
۰۵ دی ۹۶ , ۱۵:۴۸
باور کنید بعضی مردم آزاریها و شیطنت ها خیلی میچسبه البته منظورم این مدل مردم آزاری های صدمه زننده نیستا همون شیطنت های تفننی رو میگم، منم از این شیطنتا دارم. :)

پاسخ :

نه ظاهرا شما هم مثل من خوشتون میاد مردم آزاری کنید...
یادمه پایان نامه یکی از دوستامو راهنمایی میردم....بنا بود پایان نامه پرینت شده و گالینگور نشده اشو ببره پیش استادش
پایان نامه اشو غیر از صفحات اول و آخرشو برداشتم و بجاش کاغذ سفید گذاشتم...
بنده خدا رفته کلی استادش بهش خندیده بود......یعنی بیشتر از من مردم آزارید؟
آذری قیز
۰۵ دی ۹۶ , ۲۰:۱۷
من این بلا به بدترین شکل ممکن سرم اومده!
چن سال پیش با یکی از دوستان اختلاف شدیدی پیدا کردم دوستی که در حد مجازی میشناختیم همو ایشون هم لطف کرده بودن شماره ی منو تو اصفهان و حومه پخش کرده بودن!
یه مدت هر روز مزاحم تلفنی داشتم!
در نهایت سیم کارت رو شکستم و راحت شدم!

پاسخ :

آخ آخ خیلی بده
چه بی انصاف بوده...لازم نبود بشکنید سیم کارت رو در میاوردید به مدت یکسال مینداختید تو شیشه نوشابه خودش درست میشد
آذری قیز
۰۵ دی ۹۶ , ۲۰:۵۸
من توی زندگیم تا حالا دو بار سیم کارت شکستم کلا عادت ندارم مزاحم تلفنی رو تحمل کنم.
مشکل اینجاست که نوشابه نمیخوریم ما :)

پاسخ :

مزاحم تلفنی رو که باید نابود کرد
دوغ چی؟ دوغم نمیخورید؟
آذری قیز
۰۵ دی ۹۶ , ۲۱:۰۱
عه شیشه ی دوغ هم جواب میده؟؟
دوغ میخوریم زیادددددددددددد

پاسخ :

بله دوغ همه جا جواب میده الا سر کلاس بعد از ظهر!
آذری قیز
۰۵ دی ۹۶ , ۲۱:۰۴
آقا اجازه؟
بعد از ظهری نیستیم ما :)

پاسخ :

پس شما هر چقدر خواستید دوغ بخورید..اشکالی نداره
هلما ...
۰۵ دی ۹۶ , ۲۱:۵۳
درس پس میدم استاد :))
واای چه باحاااال ^_^ یعنی بهترین نوع مردم آزاری بوده هااااا :)
بقول همسن و سالام لایک داشته این حرکت :)

پاسخ :

حالا بد آموزی نداشته باشه یه وخد
ممنون بابت لایک
زهرا
۰۶ دی ۹۶ , ۰۶:۳۹
فکرکنم اون شارلاتانه هم از دست شما مگسی بوده خوسته اینجوری سربه سرتون بزاره و شمارتونو ....خوبه در راستای اون ما هم میخندیم ازین پست های شما

پاسخ :

نمیدونم منم پاک گیج شدم! جالبه اونا تو شهری حوالی اگه اشتباه نکنم کرمان هستند و من تهرانم..نمیدونم چه داستانیه
شما شاد باشید ما هم شادیم
برباد رفته
۰۷ دی ۹۶ , ۰۸:۵۴
با عرض سلام وادب
من وبلاگ زیبا و جذاب شما را دنبال میکنم
ممنون میشوم اگر سری هم به وبلاگ من هم بزنید
درصورتیکه صلاح می دانید بعنوان دنبال کنندگان ، همدیگر را همراهی کنیم!!!
سپاس و دورد بیکران
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو
رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست

ای غم پرخار رو در دل غمخوار رو
نقل بخیلانه‌ات طعمه خمار نیست

حلقهٔ غین تو تنگ، میمت از آن تنگتر
تنگ متاع تو را عشق خریدار نیست

ای غم شادی شکن پر شکرست این دهن
کز شکرآکندگی ممکن گفتار نیست
(حضرت مولانا)
Designed By Erfan Powered by Bayan