نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس...بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

اسفند

اسفند

خواهش پسر بچه ای ست وسط پیاده رو که: 

"ماهی قرمز می خواهم!"

شوق زوجی ست که در شلوغ ترین عصر شهر به دنبال لباس نامزدی، مغازه ها را می گردند.

حال خوش دستفروشی ست که می تواند چند روزی بی دغدغه ی مامورین بساط کند.

قول پدری ست به دخترش که: 

"بازار شب عید خوب است؛ لباس عیدت جور است!"

امید یک بیمار سرطانی ست به بهار؛ به رویش دوباره ی موهایش.

غرغر دخترکی ست که به اجبار مادر باید دستی به سر و روی اتاقش بکشد!

شک و تردید پیچاندن کلاس ها: 

"از بیستم یا بیست و پنجم؟"

اسفند

حس هم آغوشی گربه های روی بام و عطر گندم هایی که کم کم باید سبز شوند...

عطر خوشی است!

بوی عیدی بوی کاغذ رنگی...


@باکلاس باشیم

مهسا .م
۱۰ اسفند ۹۶ , ۰۸:۱۶
شک و تردید پیچیاندن کلاسها
از بیستم یا بیست و پنجم؟


این تیکه عالی بود!
:)

پاسخ :

واقعا برزخیه برای خودش..
مرسی:(
^_^ khakestari
۱۰ اسفند ۹۶ , ۰۹:۴۲
:)) فقط قسمتِ پیچوندن کلاس،حسِ نوستالژیک داشت....

پاسخ :

::))) بعله
نرگس جهانبخشی
۱۰ اسفند ۹۶ , ۱۱:۲۷
جالب بود مرسی

پاسخ :

خواهش میکنم
شاخه سیب
۱۰ اسفند ۹۶ , ۱۵:۳۱
سلام
گندم سبز نکنید!غذای آدمای گرسنه ست!اسرافه. به جاش میشه هسته های میوه ها روسبز کرد و سیزده به در توی زمین کاشت.

البته این پیشنهاد از خودم نیست.

پاسخ :

سلام
من که هیچی سبز نمیکنم! البته شنیدم میگن هسته پرتقال رو سبز کنید که البته بعضیا مخالفن
ولی من با هسته پرتقال موافقترم
شاخه سیب
۱۰ اسفند ۹۶ , ۱۵:۴۳
چرا مخالفن؟ دلیلشون چیه؟

پاسخ :

میگن گندمهایی که سبز میشه خیلی نیست...
این مطلب نوشته شده توسط: علی احمدی
۱۰ اسفند ۹۶ , ۲۱:۴۷
اسفند
غصه جوان بیکاریست که دیگر روز های خوب مدارس را پشت سر گذاشته و آماده برای کار کردن است.
اما کار نیست که هیچ بلکه بسیاری از کارگران و کارمندان بخاطر ندادن عیدی و غیره معلق از کار شدن!

افسوس دختر و پسری جوانی است که هر چه دویدند نه به هم رسیدند و نه به کمترین امکانات برای شروع یک زندگی.که مهمترینش کار است که نیست!

صدای اخبار تلویزیون و گزارشگری است که همه چیز را از تریبون در مصاحبه با مردم توی بازار نشان داد جزاینکه بگوید خیلی از جوانان همان هم ندارند،بیکارند!

انگار علاوه بر اسفند تلوزیون هم در این ماه در دستان بخشی از مردم است که دارند و نه بی در آمدان

سرطان هم نمی گیریم بمیریم اینقدر از بیکاری و نداری زجرکش نشیم:/

یه عمر توی آرزوی پدر شدن و در آغوش کشیدن دختر حتی اگر نشد اصلا دختر خوانده رویا پردازی و...
وقتی پول ازدواج ندارم دیگه کار به لباس خریدن واسه دخترم نمیکشه:(

کاش همیشه بچه میموندیم و عشقمون گرفتن یه ماهی قرمز بود،کاش.

پاسخ :

ایشالا همیشه سالم باشید خدا نکنه سرطان بگیرید بمیرید این چه حرفیه

بنظرم با این همه جوی که میدن بالاخره کار هست...از کارهای کوچیک شروع کنید..یکم ریسک پذیر باشید....به خودتون سختی بدید..چند شیفت...حتی اگر شده کار مجانی...کار نیست کار مجانی که هست......یه آدم منصف پیدا کنید و براش کار مجانی کنید مطمئن باشید بدون مرد نخواهید موند....مهم اینه که جربزه ببینن از شما.....
اگر ماشین دارید اسنپ..ندارید استخدام های بانک ها..مدرک ندارید برید تو کار ساخت و تولید......یکم ابتکار یکم نوآوری..میشه ..باور کنید که میشه
یکم بجای ابر آرزوها کشیدن و غصه خوردن ابتکار بخرج بدید
ببخشید من چون هیچ شناختی از شما ندارم کلی گفتم....شاید دارید شکسته نفسی میکنید ...شایدم واقعا هیچ کاری اطرافتون نیست..ولی بنظرم شدنیه
این مطلب نوشته شده توسط: علی احمدی
۱۰ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۰
تشکر از راهنمایی شما.باید صبر کنم و این ساده ترین راهه چون بهار-تابستون کار در ساخت و تولید زیاده.

پاسخ :

خواهش میکنم
موفق باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan