نوشته های خودمونی احسان

فرشاد

دیروز یکیو دیدم کپی فرشاد

مو نمیزد با فرشاد، خواستم جلو برم و مثل همیشه با هم خوش و بش کنیم

ولی یادم افتاد فرشاد که دو سال پیش بخاطر بیماری سرطان فوت کرد!

دلم برای لبخنداش و قریحه طنزی که داشت تنگ شد!

ما دو تا بهم میرسیدیم اینقدر با هم شوخی میکردیم که خسته میشیدیم..

پسر خوبی بود..بچه اصفهان بود....و خیلی هم زرنگ و خوش مشرب

دیگه دسته گلِ گلچین روزگاره.......رفتند و ماهم میرویم..روح همه گذشتگان شاد

آخرسالی نمیخوام فاز منفی بدم....ولی یادم بشه تو سختیها و ناملایمات زندگی فاکتور زنده بودن رو که نعمت بزرگیه لحاظ کنم

خدایا ممنون که یه بهار طبیعتِ دیگه مهمونمون کردی.....

Ma 2ta
۲۹ اسفند ۹۶ , ۰۸:۲۶
خدا بیامرزتش

پاسخ :

خدا اموات شما رو هم بیامرزه
بهارنارنج :)
۲۹ اسفند ۹۶ , ۱۰:۲۸
:(خدارحمتش کنه

پاسخ :

خدا اموات شما رو هم بیامرزه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*بدی بزگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
Designed By Erfan Powered by Bayan