نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس...بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

پراید دختره....

امروز با صدتا تو اتوبان داشتم میرفتم، تو لاین وسط، یهو یه دختره  با پرایدش از لاین سرعت همینطور بی هوا اومد تو لاین وسط!

کم مونده بود بره تو شکم اسب سفیدم!

یه بوق ممتد براش زدم...تا حالا برای هیچ دختری چنین بوق ممتدی نزده بودم!!!

بعد یهو خودشو جمع کرد و معلوم بود تو هپروت بوده، بعد که متوجه اشتباهش شد،

دستشو به نشانه عذرخواهی بلند کرد، تا حالا هیچ دختری اینقدر دستشو برام بالا نبرده بود!!!!

بعد من که دیدم عذرخواهی میکنه سه چهار بار سرمو به چپ و راست به نشونه تاسف براش تکون دادم، تا حالا اینقدر سرمو برای هیچ دختری تکون نداده بودم!!!!

(یادمه یه بار دیگه چند وقت پیش همین حالت سرمو به چپ و راست برای یه ماشین دیگه  تکون دادم، آخه راننده اش(یادم نبود آقا بود یا خانوم) تا مچ دستشو کرده بود تو بینی اش!)

خلاصه امروز نزدیک بود پراید اون دخترخانوم به اسب سفید من تجاوز کنه! زرنگی کردم نذاشتم...

نمیدونم چرا ملت دست فرمون تعطیل شدن! حواسا پیش کیه خدا میدونه!

از این دیالوگ های رفتاری من حین رانندگی خیلی الگوبرداری نکنید..عاقبت خوبی نداره...

زمستان ‌‌..
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۱
یه فامیل نزدیکی هم ما داریم، هر جا رکلس درایونگ (!) ببینه میگه : زنه دیگه!!!

پاسخ :

استغفرالله...البته قطعا رانندگی خانمها خیلی بهتر از ماهست
فقط مشکلشون اینه که قوانین راهنمایی رانندگی رو یکم بیش تر از حد معمول و عرف ایران رعایت میکنن!
آذری قیز
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۴
دوره زمونه ی بدی شده آقا اصلا یه وعضی!

پاسخ :

واقعا..خدا خوش به فریادمون برسه
بهارنارنج :)
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۵
انقدر ازین سرتکون دادن بدم میاد
دو سه بار پبش اومده منم درجواب بدون اینکه خودش بفهمه گفتم گمشو بابا:دی
وای یاد یه سری میوفتم خندم میگیره هی:))

پاسخ :

بنظر من که حالگیری خوبی هست
خصوصا که طرف مقابل خانوم باشه اونم تو هپروت
بهارنارنج :)
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۸
برعکس من ازونام که تندمیرم..:|مامانم همیشه دعوام میکنه..فرزم..
فقط از ترافیک بیزارم ومیترسم خیلی هربار ترافیکای کیپ میرم پام میشکنه هیچ بهم میریزم

پاسخ :

شما بنظرم بهتره از مترو استفاده کنی
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۹
شما دهه شصتی بودین آره؟؟ یهو حس کردم دهه پنجاهی میزنید!! :)

پاسخ :

ما یه چیزی بین این سه هستیم..حالا چطور مگه؟
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۱
سه؟؟ اینکه دوتا بود اون یکیش کدومه؟؟

پاسخ :

تازه من که میگم چهار!
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۱
سه؟؟ اینکه دوتا بود اون یکیش کدومه؟؟

پاسخ :

تازه من که میگه چهار!
بهارنارنج :)
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۱
ما مترو نداریم
ساعتاییم که من میزنم بیزون با ماشین خلوته80/90میریم:/

پاسخ :

آیت الکرسی فراموش نشه پس!
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۲
شما شاه عبدالعظیم هم میرید؟؟

پاسخ :

خیلی کم پیش میاد..دوسال پیش رفتم.....منظورتون اینه خودمو دخیل ببندم شفا بگیرم؟
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۴
دقیقا 👌👌 الحق و الانصاف استادین :)
اون دکترا گوارای وجودتان. منم دعا کنید . ممنون

پاسخ :

خواهش میکنم....واقعا خودمم احساس نیاز میکردم دخیل ببندم..
ولی فرصت ندارم..شما دعا کنید خدا ما رو به راه راست هدایت کنه یا نهایتش راه راست رو به سمت ما منحرف کنه!
بی نام
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۶
فقط بخاطر همین که آقایون پشت سر دست فرمون ما اینقد حرف میزنن که تا حالا نزدن (!) من اعتصاب کردم و هرگز گواهی نامه نخواهم گرفت!

پاسخ :

نکنید این کار رو با خودتون....اتفاقا من دست فرمون خانوما رو خیلی هم قبول دارم..لطفا حتما گواهینامه بگیرید
مرسی
قالب رضا
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۸
خخخ
واقعا حواس ها کجاس؟
اسب سفیدت سورن نیست احیانا؟

پاسخ :

حواسا پیش یار دلنوازه
داری نزدیک میشی
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۴۹
شما توهم راه چپ زدین استاد. :)
چشم دعا هم میکنم..

پاسخ :

فکر نکنم از هیپاتیت بی سختتر باشه
ایشالا با همون دعای شما خوب میشیم
قالب رضا
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۱
دنا یا پارس؟

پاسخ :

نه دور شدی داداش
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۳
من دعاهام میگیره حتما اوکی میشه :)
آمپول هپاتیت رو اگه نزدین بزنین. منم هر روز میرم طبقه پایین خانم پرستاره میگه بزنم میگم فردا..

پاسخ :

ممنون...بیرحمت دعا کنید من آزمون روز جمعه امو خوب بشم......
منظور از آمپول هپاتیت همون واکسنشه؟
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۶
خوب میشید. مطمئن :)
آره همون. حالا سر شب من خسته ام شمام انگار برگه امتحانی تصحیح میکنید، در اون حد نکته سنج..

پاسخ :

ممنونم.....ایشالا همینطور بشه که میگید
 منظورتون اینه؟ لاک غلط گیر؟
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۹
الان حس میکنم دهه هفتادی این :)) سومی رو هم خودم فهمیدم..

پاسخ :

شما فقط دعا کنید همین
قالب رضا
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۴
:!

پاسخ :

:!!
هلما ...
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۵
چشم :)

پاسخ :

بی بلا
مرسی
آشنای غریب
۱۲ اسفند ۹۶ , ۲۳:۳۷
کلی دارم فکر میکنم که چی بنویسم
تا حالا هیچ وقت این قدر برای کامنتی فکر نکرده بودم(البته به جز یکی)
در آخرم هیچی پیدا نکردم
تا حالا نشده که هیچی پیدا نکنم و بنویسم:)))

خدا اسب سفیدتون رو حفظ کنه

پاسخ :

ممنون که وقت میذارید و فکر میکنید و کامنت میذارید
خدا خودتون رو حفظ کنه
مرسی
دخی تهرونی😚😚
۱۳ اسفند ۹۶ , ۱۰:۰۸
خخخخ
زیبا بود
حالا اسب سفیدت اسمش چیه*_^

پاسخ :

مرسی
اسمش همون اسب سفیده
زهرا
۱۳ اسفند ۹۶ , ۱۰:۲۳
وای چقدر با کلاس بودین که فقط سر تکون دادین.... من یه بار در اوج ناباوری خودم، به طرفی که همچین کاری باهام کرد گفتم هووووووووووووووووووی چه خبرته. بعد فهمیدم یه شخصیت .... در وجودم هست که در مواقع عصبانیت+ ترس خودشو نشون میده

پاسخ :

البته میتونستم هدایتش کنم بره تو گاردریل ولی خب خدا روو خوش نمیاد
نگران نباشید ما هم از این شیطان درون ها داریم
یادمه یه برای یه پسره که پیچید جلوم دوتا دستامو به شکل دو تا شاخ گاو گذاشتم رو سرم که یعنی خیلی..
یه بارم از یه خانومه پشت فرمون پرسیدم ببخشید این نزدیکیا گاوداری کجاهست؟
میگم بدنباشه یوخ؟
زهرا
۱۳ اسفند ۹۶ , ۱۷:۵۱
وایییییییییییییییییی یعنی همینجوری دارم یه عالمه به حرفتون میخندم یعنی اینهمه ظرفیت شیطننت دارید؟! یعنی واقعا؟!

پاسخ :

خدا رو شکر 
بالاخره یه همچین شیطنتایی تو خودمون داریم دیگه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan