نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس...بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

روز عکاس

امروز 19 آگوست روز عکاسه؛

به همه عکاسان عزیز چه حرفه ای و چه آماتور این روز رو تبریک میگم،

البته هیچ وقت به درجه ای از مهارت در عکاسی نرسیدم که بتونم اسم عکاس رو روی خودم بذارم،

ولی یک دوره عکاسی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رو گذروندم،

در اونجا با تکنیک های عکاسی،اتاق تحریک، محلول ظهور و چاپ، روش ظهور و چاپ عکس و برش نگاتیو و عکس و تنظیمات دروبین آشنا شدیم


یادمه یه دوربین پراکتیکا داده بودن دستمون خیلی باهاش قیافه میگرفتیم اون زمان میگفتن 300 هزار تومن قیمتشه..یادمه با اون دوربین از خواهر کوچیکم عکس گرفتم و خودم عکس رو ظهور و چاپ کردم..شما نمیدونید چه لذتی داشت..اینم عکس اون دروبین:

 کلا کار کردن با این دوربین راحت نبود و یه عکس درست و حسابی گرفتن با این دوربین برای افراد آماتور، دقیقه ها وقت لازم داشت، البته حرفه ای ها سریعتر عکس میگرفتن...

یادش بخیر لایه داخلیِ قرمز رنگِ  کیف چرمی دوربین پراکتیکا رو خیلی دوست داشتم و صدای اون اهرمی که فیلمها رو میبرد جلو..


بعد از این دوره متاسفانه دیگه خیلی عکاسی من ادامه دار نشد تا من یه دوربین ویزن خریدم...خیلی اون دوربین رو دوست داشتم...البته حرفه ای نبود ولی خب خیلی با اون دوربین عکس گرفتم...اون زمان تازه کداک داشت جای خودشو به دوربین های جدیدتر میداد و من از کداک اصلا خوشم نمیومد ...دوربین ویزن یه دوربین ساده 35 میلیمتری بود که تقریبا نیمه اتوماتیک بود و باهاش خیلی راحتتر از دوربین های حرفه ای میشد عکس رنگی گرفت:


تقریبا تو تمام اردوهای دبیرستان این دوربین همراه من بود و حتی جالبه بگم تو عروسی خواهر بزرگترم خودم تنها عکاس عروسی بودم و همه از عکسهای من تعریف میکردن...کلا عکاس عروسی خودم بودم...چه عکسهایی که با این دوربین نگرفتم...وای خدای من..چقدر فیلمهای این دوربین رو دست داشتم..عشق من فیلمهای 35 میلیمتری کونیکا بود...اصلا عاشق رنگ امیزی رو فیلمش بودم:

راستش آخرش متوجه نشدم دوربینم پیش کی موند و چی شد؟ فقط میدونم که الان ندارمش...هر جا هست خدایا به سلامت دارش!

دوران دانشگاه دیگه دروبینی نداشتم تا موبایلها اومد وسط ولی چند سال قبل باز یه دوربین دیجیتال کانن SX130 خریدم البته علیرغم تلاشم برای اینکه تا حد امکان حرفه ای باشه این اتفاق نیفتاد و  این دوربین کانن نیمه حرفه ای یا آماتور رو خریدم..خیلی از عکسای اینجا با همین دوربین گرفته شده و جالب تر اینکه فیلمهاش رزلوشن بهتری نسبت به عکسهاش داره..اینم عکسش:

در آخر اینکه عکاسی واقعا یه عشقه.....باید عاشق باشی و علاقمند....هنر به تصویر کشیدن زیبایی های طبیعت و هنر زیبا دیدن....امیدوارم همه این هنر قشنگ رو به صورت حرفه ای تر دنبال کنن..

Niloo .hmd
۲۸ مرداد ۹۷ , ۱۵:۲۵
منم دوست دارم عکاس بشم ولی پول ندارم یه دوربین عکاسی بخرم :(

پاسخ :

گوشی تون که دوربین داره احتمالا..با همون هم میشه
بهارنارنج :)
۲۸ مرداد ۹۷ , ۱۷:۰۶
ما ازون دومیه داشتیم:)
عکاسیو دوست داشتم اما همیشه یه سری محدودیتا بود7/8سال پیش بابام یه دوربین فیلم برداری خرید زمان خودش معرکه بود،خیلی مراسمارو باهاش فیلم برداری کردم..آخریشم عقد پسر خالم بود که فیلم بردار نداشتن دیدم حیفه یادگاری میمونه شدم فیلم بردارو بعد فیلم تدوین و اهنگ گذاری کردم و عکس انداختم توش..

آره قشنگه..اما توی مملکتی که یاد گرفتن و اموختنش از الفبا تا هنرای مختلفش انقدر هزینه بره..نمیشه..

پاسخ :

منظورتون ویزن هست؟
پس شما هم فیلمبردار عروسی بودید..البته مهم تر اینه که عروس و دوماد از اون فیلم رضایت کامل داشته باشن

دوره های مجازی و آموزشهای اینترنتی هم هست..مهم این که خودتون پیگیر باشید
medic medic
۲۸ مرداد ۹۷ , ۲۰:۵۲
ای وای از این علاقه های خاک خورده

پاسخ :

چرا وای؟ یه زمانی برای خودشون اواولیت ما بودن الان نیستن..اتفاقی نیفتاده که
بی نام
۲۸ مرداد ۹۷ , ۲۲:۳۱
اون دوربین ویزن (اسمشو نمیدونستم) الان توی خرت و پرت های منه! 😂 سالهاس ازش استفاده نمی کنیم... آخرین عکس هایی هم که ازش گرفتیم عروسیه یکی از آشناهامون بود تو کرمانشاه که یادمون رفت عکسها رو بدیم ظاهر(ظهور؟!) کنن... فلذا سوخت و هیچوقت ندیدیم چه عکس هایی گرفتیم😂 
ولی خیلی باهاش خاطره داشتیم... الانم با احترام باهاش رفتار میشه😁

پاسخ :

عه چه خوب..نگه داریدش چند سال بعد میتونید به عنوان عیقه با قیمت بالایی بفروشید
ببین چقدر عکسها مهم بوده که یادتون رفته ظاهرش کنید:)

بله خوشبحالتون که گوشیتون هنوز هست
آسـوکـآ آآ
۲۹ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۲
من یه دوربین yashika تو دوران راهنمایی خریده بودم، اتفاقا چند روز پیش تمیزش میکردم، برام کلی خاطره داشت...
حتما یه روزی درباره ش مینویسم:-)

پاسخ :

خوشبحالتون..حتما خوب ازش نگه داری کنید که خیلی با ارزشه
حتما بنویسید که بیاییم بخونیم:)
medic medic
۲۹ مرداد ۹۷ , ۲۳:۳۰
منظورم همدردی و آه کشیدن بود از خاطرات و آرزوهای گذشته :)

پاسخ :

آهان..از اون لحاظ..
بیست و دو
۰۳ شهریور ۹۷ , ۲۳:۴۲
الان بیشتر همه سلفی بگیرن تا عکاس! 

پاسخ :

اون زمان ما عکاسی رو دوست داشتیم..بله الان همه آماده خورن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
Designed By Erfan Powered by Bayan