نوشته های خودمونی احسان

آیا ما ایرانیها آدمهای با ادبی هستیم؟


البته خود من هم از سوال و جواب در مورد این موضوع کلیشه ای طفره میرم..

متر و معیار هر کسی هم متفاوته ولی این موضوع میتونه خیلی دقیق تر توسط جامعه شناسان مورد بررسی قرار بگیره

ولی با یه حساب دو دوتا چهارتا مگر ما چقدر برای تربیت و ادب تو کشورمون تلاش و سرمایه گذاری کردیم که حالا انتظار داریم الان شاهد یه جامعه مودب باشیم؟

هر چه کنی کشت همان بدروی....اینجا

مستر صفری
۰۲ آذر ۹۷ , ۰۹:۰۲
من که خودم تقریبا با ادبم
ولی اغلب مردم در بی ادبی فجیعی مخصوصا اغلب پسرها، به سر می برند.

پاسخ :

خدا رو شکر
حالا چرا پسرا فقط؟ متاسفانه دختر بی تربیت هم کم نداریم!
سوته دلان
۰۲ آذر ۹۷ , ۱۰:۱۵
سلام
به نظرم قابل قیاس نیست!
میشه گفت اونها در اقتصاد و سخت کوشی خیلی جلوترن اما این لزوما به معنای ادب و فرهنگ نیست!
بعضی از این موارد که تو ژاپن هست تو کشور ما انجام شده و عملا نتیجه عکس و نزولی میده...
به نظرم فرهنگ هر کشور رو باید با خود اون کشور مقایسه کرد...
البته که باید بعضی از این موارد رو برای پیشرفت مد نظر قرار داد.

پاسخ :

سلام
من در مورد اقتصادشون حرفی نزدم...من فقط منظورم این بود که اونا برای فرهنگ و تربیتشون برنامه ریزی و کار میکنن ولی ما بدون هیچ برنامه ریزی و کار بر روی فرهنگمون انتظار خروجی و مردم مبادی اداب داریم
اصلا هم نگفتم اونا با ادب ترن یا ما هرچند کاملا مشخصه
هلما ...
۰۲ آذر ۹۷ , ۲۱:۵۴
من یه خاطره که برا همین اوخره رو تعریف کنم:
کار ما سلسله مراتبیه، من تو ستاد نشستم، شش تا مرکز بهداشت داریم و 45 خانه بهداشت با سی و پنج هزار جمعیت که هرکدوم به اندازه خودمون در قبالشون مسئولیت داریم. 
برای مراکز و خانه های بهداشت فرم اکسل فرستادم لیست تجهیزات بدن، از منم استان خواسته بود برا نیاز سنجی و اعتباربخشی ضرورت داره.
دو هفته هرروز زنگ زدم هی امروز میارم، فردا میارم نیاورد. دو هفته بعد تو اداره دیدمش گفتم: آقای حیدری لیست تجهیزات چی شد پس؟! صداشو انداخت سرش و داد زد: مرکز اینجا بیخ گوشته خودت جمع میکردی. گفتم: آقای حیدری گویا حالتون خوب نیست بیایید داخل اتاق، یه لیوان آب بخورید حرف میزنیم. اومد تو، گفتم: شما چطور به خودتون اجازه میدید صداتونو برا من بالا ببرید؟! اگه به بلندی صدا باشه صدای منم بلنده ولی من بی ادب نیستم، الانم بخاطر احترام مو سفیدتونه چیزی نمیگم. پس شمام لطف کن وظیفه ات رو درست انجام بده تا الان مجبور نشید از خودتون بی ادبی نشون بدین. 
رئیس که گویا میرفته اتاقش بحث ما رو شنیده اومد تو اتاق یکم از من تعریف و تمجید کرد و گفت: آینده تو روشنه و این حرفا. 

حس میکنم اکثر مردم ما فکر میکنن: هرچی بی ادب تر باکلاس تر. میگن: گوه خورده و هرهر باهاش میخندن. میگن: جرت میدم و باهاش کیف میکنن. میگن: خیلی خری انگار که میگن عاشقتم.
یه تعداد باقی مونده هم با قلدری بی ادبی میکنن فکر میکنن هرچی آرومتر و باادب تر تو سری خورتر.
هلما ...
۰۲ آذر ۹۷ , ۲۱:۵۴
من یه خاطره که برا همین اوخره رو تعریف کنم:
کار ما سلسله مراتبیه، من تو ستاد نشستم، شش تا مرکز بهداشت داریم و 45 خانه بهداشت با سی و پنج هزار جمعیت که هرکدوم به اندازه خودمون در قبالشون مسئولیت داریم. 
برای مراکز و خانه های بهداشت فرم اکسل فرستادم لیست تجهیزات بدن، از منم استان خواسته بود برا نیاز سنجی و اعتباربخشی ضرورت داره.
دو هفته هرروز زنگ زدم هی امروز میارم، فردا میارم نیاورد. دو هفته بعد تو اداره دیدمش گفتم: آقای حیدری لیست تجهیزات چی شد پس؟! صداشو انداخت سرش و داد زد: مرکز اینجا بیخ گوشته خودت جمع میکردی. گفتم: آقای حیدری گویا حالتون خوب نیست بیایید داخل اتاق، یه لیوان آب بخورید حرف میزنیم. اومد تو، گفتم: شما چطور به خودتون اجازه میدید صداتونو برا من بالا ببرید؟! اگه به بلندی صدا باشه صدای منم بلنده ولی من بی ادب نیستم، الانم بخاطر احترام مو سفیدتونه چیزی نمیگم. پس شمام لطف کن وظیفه ات رو درست انجام بده تا الان مجبور نشید از خودتون بی ادبی نشون بدین. 
رئیس که گویا میرفته اتاقش بحث ما رو شنیده اومد تو اتاق یکم از من تعریف و تمجید کرد و گفت: آینده تو روشنه و این حرفا. 

حس میکنم اکثر مردم ما فکر میکنن: هرچی بی ادب تر باکلاس تر. میگن: گوه خورده و هرهر باهاش میخندن. میگن: جرت میدم و باهاش کیف میکنن. میگن: خیلی خری انگار که میگن عاشقتم.
یه تعداد باقی مونده هم با قلدری بی ادبی میکنن فکر میکنن هرچی آرومتر و باادب تر تو سری خورتر.

پاسخ :

عجب خاطره جالبی
چقدر شفاف و بی شیله پیله گفتید......
بله متاسفانه همینطوره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*بدی بزگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
Designed By Erfan Powered by Bayan