نوشته های خودمونی احسان

طره ی هندو

به چشمان آبیِ استاد راهنمای ارجمندم!

(تا حالا دقت نکرده بودم امروز از نزدیک استاد راهنمامو دیدمِ، چقدر از کارم تعریف کرد، آخرش هم کلی اصرار که حتما یه بیسکوپیت از رو میزش بردارم...همونجا دقت کردم دیدم چشماش آبیه!!! راستی چند روز پیشا یکی از خانمای آزمایشگاه تحقیقاتی استادم، هر چی فکر کرد اسم یه دانشجوی پسر دیگه رو یادش نیومد، آخرش گفت همون که چشماش آبیه! ما هم تو دلمون بسی خندیدیم!:)))

به چشمانِ سبزِ بانو آلکساندرا که به افق خیره میشود! (نجوای مخاطبین وبلاگ: اَی خِدا!! بازم آلکساندرا!! بیچاره کرد ما رو با این آلکساندرا....خدا دستِ این دختر آلمانیه رو بذار تو دست صاب وبلاگ این قدر رو مخ ما نَرِه!!! )

به مردمان سرزمینم الهام کن که در لاین سرعت پشت فرمون قلیون نمیکشن!!!

به مردمان سرزمینم نشان ده که در جای دیگری غیر از پ‍شت فرمانِ پراید میتوان به کام و وصالِ یار رسید و طرّه هندوی یار پریچهره پریشان نمودن(بوخودا اگه ما حسودیمون بشه! از لحاظ راهنمایی رانندگی برای خودشون خطرناکه!):


بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

که به بالای چمان از بن و بیخم برکند

حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا

که به رقص آوردم آتش رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینه حجله بخت

مگر آن روی که مالند در آن سم سمند

گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می‌باش

صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند

مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد

شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند

من خاکی که از این در نتوانم برخاست

از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند

باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ

زان که دیوانه همان به که بود اندر بند




آسـوکـآ آآ
۲۵ آذر ۹۷ , ۱۹:۵۵
دکتر از چشمهاش نگفته بودید تا حالا!
( شاید هم گفته بودید و من یادم نیست)

پاسخ :

هنوز خیلی از ابعاد وجودی ایشون ناشناخته مونده خانم مهندس....
Aimless Dandelion
۲۵ آذر ۹۷ , ۲۰:۴۷
نفهمیدم استادتون چشمش آبیه  یا یکی از دانشجو ها...
بهش چی میخواستی بگین ؟؟؟ فقط به چشماش خیره میشین !! حرفاتونو از چشماتون بخونه... ابراز دلتنگی چی؟؟
الهام نمیشه خودتونو اذیت نکنین.
متاسفانه جا ندارن، شما باید راهنماییشون  میکردین 

پاسخ :

هر سه! یعنی در واقع استاد ارجمند و اون دانشجوی پسر
جلسه داشتیم باهم.....نه ...فاز عاشقی نچسسبونید به پست من لدفن:)
کدوم الهام نمیشه؟
بیان پیش خودم دقیق راهنماییشون میکنم
Aimless Dandelion
۲۵ آذر ۹۷ , ۲۱:۱۵
عاشقی نبود ،من تاالان فکر میکردم الکساندرا عشقتونه😞
پشت فرمون ،تو لاین سرعت،قلیون 
نه دیگه شما ناراضی بودین شما باید می رفتین جلو، وگرنه اونا که هرجا باشه راحتن 😊

پاسخ :

الکساندرا دلیل زندگی منه!
ندیدید؟
من نگران خودشون هستم
Aimless Dandelion
۲۶ آذر ۹۷ , ۰۰:۱۷
دلیل یا عشق زندگی ؟؟؟ فرقشون چیه ؟؟؟ عشق زندگی میتونه یه دلیلی برای زندگی باشه ؟؟؟
نه هنوز موفق به زیارت چنین افرادی نشدم...
نگران نباشید ، این حد از انسان دوستی واقعاااااا قابل ستایشه...

پاسخ :

مهم اینه که اونطرف ماجرا آلکساندرا باشه بقیه اش مهم نیس بنظرم
میشید ایشالا
ما یه همچین خانواده هایی هستیم:)
Aimless Dandelion
۲۶ آذر ۹۷ , ۱۴:۰۶
صد البته... :)
ببینید خودتون با دعایی که می کنید درحال ترویج دادن اینکار هستید... :(
بله کاملا مشخصه :)

پاسخ :

من که متوجه نشدم پاسخ هاتون در جواب کدوم جوابهای منه
ولی در کل سلامت باشید...
Aimless Dandelion
۲۶ آذر ۹۷ , ۱۷:۵۶
به تربیت جواب دادید ،به ترتیب جواب میگیرین دیگه. 
ترتیب را رعایت کنید. 
درجواب سلامت باشید: ممنون مرسی . شما موفق باشید 

پاسخ :

معمولا دیگران ترتیب رو رعایت نمیکنن
همچنین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*بدی بزگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
Designed By Erfan Powered by Bayan