نوشته های خودمونی احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس...بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

سیزده بدرِ امسالِ ما همین بود...

کاپیتال فایو (1)

پس کی تلگرام بسته میشه؟

ای خِدا!

کی این تلگرام بسته میشه من از شر پیامای بعضی از دانشجوهام خلاص شم..امشب یکیشون پیام داده که یادتونه فلان و بیسار؟و چون کتانژانت آلفا روی کیسی بزرگتر مساوی زیتا بود پس......لذا حاضرم که آنگاه!؟ جالبه که من بیشتر سرم تو لاک خودم بوده! بابا بیخیال من بشید...من با همه اینجوری(کف دست به سمت آسمون) همه با من اونجوری(کف دست به سمت زمین)!!!!! اینا تا قافیه شون تنگ میشه یاد دفترچه خاطراتشون میکنن....خدا مشکل همه جوونا رو حل کنه

کجایی ایرااانی؟

ای عصاره فرهنگ!

ای خالق زیبایی در طبیعت!

ای گمشده هستی!

ای حلقه مفقوده ی اکوسیستمِ خطه ی شمال!

فرهنگ 2500 ساله ات به طبیعت رنگ و لعاب تازه ای داده !

و گوی سبقت را از دیگر مردمان جهان ربوده!

تو در روزهای دیگر سال کجایی ایرانی؟ 

که به طبیعت رنگ افسانه ای بزنی و زباله هایت را تقدیم طبیعت کنی؟!

اصلا تو کجایی ایرانی؟ دقیقا کجایی؟

استخری در لاهیجان- فروردین 97

پ.ن: مخاطب این پست دور از جون مخاطبان حافظ طبیعت، افراد بی مبالاتیه که طبیعت رو به این روز میندازن!

مستمع آزاد

امروز استادِ جان؛ تشریف آوردن و طبق قرار قبلی کلاس رو تشکیل دادن و زیر بار چک و چونه های پسرک دانشجوی ارشد نابخرد برای تعطیلی کلاس نرفته و درس همی دادی چه درس دادنی!!


حالا خوبه من کل 15 واحدمو پاسیدم و اون کلاس رو مستمع آزاد میرم...دخترا نیومده بودن ولی منِ مستمع آزاد رفته بودم!!! 

امروز واس ماس.........

امروز واس ماس...کلیش واس ماس!! 

واقعا چه روز خوبی! ما مردها واقعا مستحق چنین روزی هستیم..
تبریک به من، تبریک به تو،تبریک به همه!

دنیا بدون ما مردهای نازنین، نه صفا داشت نه رونق! نه تاریخ داشت نه جغرافیا!  

مردها هستن که دنیا رو میسازن و بازم مردها هستن که دنیا رو خراب میکنن!

"هدیه جوراب" توطئه ای بود از سوی فرقه منحطّ فمنیسم! و الا ارزش ما مردها کمتر از نیو مزدا تریِ فول اتومات نیست!

ما آقایون موجودات سربزیر، آرام، بی آزار، با تقوا، مهربان و با محبتی هستیم البته اگر خانوما بذارن!!

خب معلومه با نیم کیلو آرا بیرا و شلوار نصفه و یه چارک پارچه به عنوان شال و خصوصا رژ قرمز یا نارنجی، آقایون هم جذاب و تو دل برو میشن حتی اگر آقایون سبیلهای چخماقی یا شویدی هم داشته باشن! خخخ.... اینکه هنر نیست!  البته قبول دارم که خانوما رو همین ما آقایون به این روز انداختیم! اگر ما سطح توقعاتمون در حدّ دهه شصت بود الان وضع این نبود.. اگر سطح توقعات خانوما هم در حدّ پیکان تهران 28 بود وضع ما آقایون مردها هم این نبود!

اینو گوش کنید جالبه؟

 

 

از شوخی که بگذریم امروز روز بزرگیه...چه اشکالی داره یکم از زندگی بزرگمرد تاریخ حداقل در مردمداری اخلاق اجتماعی، کارهای اقتصادی و برخوردش با دیگران الگو برداری کنیم؟ اونم تو این هیاهوی بی رحم زندگی....چکار داریم کی شعار میده؟ خودمون عمل کنیم حالشو ببریم...نه؟

 

 

بوک گاردن....

امروز تشریفمو برداشتم بردم بوک گاردن یا همون باغ کتاب
پر از بوک های جور و واجور بود...هر چی که میخواستی
پشیمون شدم چرا به یکی از دو تا فامیلا نگفتم که ریز قیله ها(چیلدرن ها) یا همون بچه هاشونو بیارن،همراه اول سیم کارت مفتکی میداد بهشون،کلی هم برنامه علمی برای کودکان و نوجوانان تدارک دیدن....
هفشتا هم سالن سینما...راستش میخواستم برم به وقت شام ببینم دیدم واقثعا به وقت شام میشه و من وقتشو ندارم..نزدیکترین سانسی که به تایم من میخوره دوساعت معطلی داره بیخیال شدم و با خودم قرار گذاشتم دفعه بعد بیام همینجا ببینم.مصادره و لاتاری و بقیه رو هم دوست دارم ببینم اما کو وقت!
همه هم جمعشون جمع بود..از پینوکیو و روباه مکار و گربه نره(یا گربه ننه؟ کدومش درسته واقعا؟) بگیر تا کوزت و زورو و گروهبان گارسیا و حتی ژان وارژان و پرنس جان(همون شیره تو رابین هود) {مجسمه هاشون البته نه خودشون!}
خدا پدر و مادر کارپت ویوه رو بیامرزه که اینجا رو درست کرد..
راستی خانم م...د رو هم دیدم البته اون منو ندید....دانشجوی هم رشته ما در دانشگاه...بی انصاف نگفته بود همسرش تویوتای پرادو مدل جدید داره...هر چند به اسب سفید من نمیرسه!
در هر صورت روز خوبی بود فقط حیف فیلم نتونستم ببینم..

برفای پارسال...

برفای پارسال همه آب شد اما ای کاش.....


عکاس:  خودم

........

خیلی دوست دارم در اینجا رو گل بگیرم

پشیمونم از وبلاگ نویسی....واقعا پشیمون


آدمای مترو

هر وقت پام میرسه به زیر زمین و سوار مترو میشم با  خودم میگم خدا چقدر آدم آفریده!

اینا کجا بودن یهو ریختن زیر زمین...چقدرم قیافه ها متفاوته....از همه قشری..چاق لاغر بلند کوتاه ....

قیافه ها خیلی متنوعه......خیلی

عجیبه که خدای همه ما یکیه و همه ما چه ثروتمند چه فقیر، چه زیبا و چه زشت یه روز متولد میشیم و یه روز میمیریم..منتهی یکی زودتر یکی دیرتر!

چه کالایی را از کجا بخریم؟؟

عودلار!

خروس عشق!

دیروز با یکی از گودزیلاها(پسربچه ها)ی فامیل با کلمات بازی میکردیم
بهش گفتم 3 تا پرنده بگو که تو اسمشون حرف "ع" به کار رفته باشه
میگه:
- عقاب
- مرغ عشق
- خروس عشق!!!!
(خدایا ما میخوایم با اینا به کجا برسیم؟؟؟)

تفلد

دیشب تا ساعت 2 نصفه شب(ساعت جدید نه قدیم) تولد بودیم

حاتون خالی خیلی خوش گذشت

تا تونستیم زدیم و نرقصیدیم!


کاش یکی بود...

من نمبدونم چرا برخی از فلاسفه و متفکرین معاصر، پشت کامیون قرمز رنگ میشینن؟

علاقه به پایه یک و رانندگی میتونه تنها دلیل کار این فلاسفه معاصر باشه

عکسها رو تماشا کنید خودتون قضاوت کنید:

عکس اول - عکس واضحتر

اگر خوانا نیست،بفرمایید جمله اشونو بنویسم اینجا..منکه میگم باید چندین صفحه از روش سرمشق بنویسیم!!!! (فقط 27 دقیقه داشتم رو همین یه جمله فکر میکردم!!!)

خیابون مال نیسانه!

رفتم بیرون کارای باقیمونده آخر سال رو انجام بدم

یه نیسان آبی وسط خیابون نگه داشته داره بار میوه خالی میکنه

یکی در اومده بهش میگه داداش اینجا وسط خیابون نگه داشتیا

مبگه: بیخیال داداش..خیابون مال نیسانه!!  خخ

فرشاد

دیروز یکیو دیدم کپی فرشاد

مو نمیزد با فرشاد، خواستم جلو برم و مثل همیشه با هم خوش و بش کنیم

ولی یادم افتاد فرشاد که دو سال پیش بخاطر بیماری سرطان فوت کرد!

دلم برای لبخنداش و قریحه طنزی که داشت تنگ شد!

ما دو تا بهم میرسیدیم اینقدر با هم شوخی میکردیم که خسته میشیدیم..

پسر خوبی بود..بچه اصفهان بود....و خیلی هم زرنگ و خوش مشرب

دیگه دسته گلِ گلچین روزگاره.......رفتند و ماهم میرویم..روح همه گذشتگان شاد

آخرسالی نمیخوام فاز منفی بدم....ولی یادم بشه تو سختیها و ناملایمات زندگی فاکتور زنده بودن رو که نعمت بزرگیه لحاظ کنم

خدایا ممنون که یه بهار طبیعتِ دیگه مهمونمون کردی.....

مَرد.....

اصلا نمیخوام بدونم تبعه کدوم کشوری

از هر کشوری هستی مهم نیست

هر کجا به دنیا اومدی...اصلا برام مهم نیست

فقط فدای اون احساس مردونگی ات

فدای غریبیت، تنهاییت، بی کسیت

فدای اون صبر و تحملت و فدای اون امیدت به زندگی

فدای اون اعتماد به نفس و ایستادن سروگونه ات روی پاهای کوچیکت 

 که مردی رو تا تهش رفتی و در یک کلمه به تموم معنا مردی...مرد!!!


سوزن ژیگلور اسب سفیدم

امروز سوزن ژیگلور اسب سفید رو عوض کردم...

خراب شده بود و پاشش بنزین بیشتر از حد مجاز بود، همین باعث شده بود هم مصرف ماشین بالاتر بره و هم دود بیشتری تولید کنه!

منم چون دغدغه محیط زیست و هوای پاک رو دارم و سلامتی همشهریای عزیزم خیلی خیلی برام مهمه در یک اقدام مسئولانه و انسان دوستانه با هزینه کرد 3 میلیون ریال، مبادرت به تعویض سوزن ژیگلورهای اسب سفیدم نمودم تا نه تنها در آلوده کردن هوای ام القرای اسلامی(منظورم همون تهران خراب شده اس) هیچ نقشی نداشته باشم، بلکه با سوخت پاک به استقبال بهار برویم(از همین خزعبلاتی که تو رسانه ها میگن!)

جالب اینجاست که سوزن ژیگلورهای من یورو 2 بود و الان که عوضشون کردم یورو 4 هست....روز به روز استانداردهای اسب سفیدم رو ارتقا میدم فقط و فقط بخاطر اینکه مردم شهرم هوای پاک اسطنشاغ؟ استنشاغ؟ اصطنشاق؟ (حالا هر کوفتی) کنن! یه همچین مردمانی هستیم ما!

ادب

بعضیا تو فکرکردنشون هم ادب دارن....

درس

از پیرمرد حکیمی پرسیدند: 

از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گرفتی؟ پاسخ داد: 

یاد گرفتم:    که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم.

یاد گرفتم:    که مظلوم  دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.

یاد گرفتم:    که دنیای ما هر لحظه ممکن است تمام شود اما ما غافل هستیم.     

یاد گرفتم:    که سخنِ شیرین گشاده رویی و بخشش سرمایه اصلی ما در زندگیست.

یاد گرفتم:    که ثروتمند ترین مردم در دنیا کسی است که از سلامتی، امنیت و آرامش بهره مند باشد

یاد گرفتم:   کسی که جو را میکارد گندم برداشت نخواهد کرد.

یاد گرفتم:   کسی که میخواهد مردم به حرفش گوش بدهند باید خودش نیز به حرف آنان گوش دهد.

یاد گرفتم:   که مسافرت کردن و هم سفره شدن با مردم بهترین معیار و دقیق ترین راه برای محک زدن شخصیت  و درون آنان است.

یاد گرفتم:  کسی که مرتب میگوید: من این میکنم و آن میکنم تو خالی است و نمیتواند کاری انجام دهد.

یاد گرفتم:  کسی که معدنش طلا است همواره طلا باقی میماند بدون تغییر، اما کسی که معدنش آهن است تغییر میکند و زنگ میزند.

یاد گرفتم:  تمام کسانیکه در گورستان هستندهمه کارهایی داشتند و آرمانهایی داشتند که نتوانستند محقق گردانند پس حرص زیادی نزنم.

یاد گرفتم: که بساط عمر و زندگیمان را در دنیا طوری پهن کنیم که در موقع جمع کردن دست و پایمان را گم نکنیم


@bakelasbashim

حق الزحمه اساتید

امروز از دانشگاه خانم مهندس تماس گرفتند و فرمودند که دانشجوهای جدید الورود امروز ثبت نام کردند و دو تا گروه براتون گذاشتیم منتهی تو هر روزی که شما بگید..گفتم شرمنده قبلا هم خدمتتون عرض کردم واقعا نمیرسم این ترم، گفتند پس به اسم شما باشه ولی خودم درس میدم، گفتم هر جور صلاح میدونید..

دانشگاهی که دانشجوهاش تو اسفند تازه ثبت نام کنن احتمالا سطحش خیلی بالاست و من برای اونجا زیادم!

میشد بالاخره کژدار مریض این ترم هم برم سر کلاس ولی واقعا کیفیت کارم میومد پائین...کارهای مهمتری دارم که در اولویته..دانشجوی بدبخت چه گناهی کرده که باید به آتیش بی وقتی من بسوزه...البته داریم استادایی که به هر قیمتی شده فقط واحد میگیرن و هشت خط در میون میان سر کلاس...یا یه جزوه 30 صفحه ای میدن و ....خودتون که بهتر میدونید


من سر پایان نامه کارشناسی ارشد هم انتقاد دارم..بنظرم بیشتر حق الزحمه اساتید حلال نیست....برای هر دانشجوی ارشد از یه تومن تا یک و خورده ای حق الزحمه در نظر میگیرن..ولی کو زحمه که حق الزحمه داشته باشه...بدبخت دانشجو بدو استاد بدو.....مگه استاد وقت میذاره برای دانشجو؟ نهایتش موقع دفاع یه صد صفحه 200 صفحه پرینت به دست استاد میرسونه و اونم چند تا غلط املایی میگیره و بعدشم جلسه دفاع و شیرینی و یه نمره ای که نه سیخ بسوزه نه کباب، اگر داور گیر نباشه که فبها، گیرم بود دو تا وعده سر خرمن میدن و حاجی حاجی مکه!!!


من کاری به طیف سیاسی ای که اخیرا مسئولیت دانشگاه آزاد رو به عهده گرفته ندارم ولی بنظرم حرف درستی میزنن که یه استاد نباید حقوق تمام وقت از دو تا دانشگاه بگیره، طرف هیئت علمی دانشگاه تهرانه، دو ساعت میاد درس میده  بعد حقوق کامل میگیره از دانشگاه آزاد! این پولو کی باید بده؟ دانشجوی بدبخت! همه که بچه وزیر نیستن یه عده هم به سختی کار میکنن و از زن و بچه میزنن تا پول دانشگاه آزاد رو در بیارن!  تا زمانی که دانشگاه آزاد درس میدادم هر ترم یه ساختمون میساختن اینقدر وضعشون خوب بود! بنظرم کار درستیه، این همه فارغ التحصیل دانشگاه خوب و دانشگاه خارج از کشور داریم کسی هیئت علمی شون نمیکنه اونوخ بعضیا جای دو نفر و حقوق دو نفر رو اشغال کردن! 

عجب آدمای متفاوتی پیدا میشن!

 آدم  شگفت انگیزی بود..سال آخر تحصیل تو آکسفورد تو پاگرد پله ها سرش به زمین میخوره که از ناحیه عصب و نخاع دچار بیماری ای میشه که عمرش رو حدود2 تا 3 سال تخمین میزنن ولی تا 76 سالگی عمر میکنه! البته تولد در مرگ‌روز گالیله، وفات در زادروز اینشتین!

چهل سال سابقه علمی، فیزیک دان کیهان شناس،نظریه پرداز تئوری همه چیز، تئوریسین سیاه چاله کوچک و......اینا رو همه تو لینک اول نوشته لذا دیگه چیزی نمیگم و به وجهه علمیش کاری ندارم، ولی مهم اینه که تو این شرایط از مهارتهایی که در هنر داشته هم غافل نبوده؛فیلم سینما و صداپیشگی!

خدا رو قبول نداشت، شاید تحت تاثیر بیماریش و خصوصیت اخلاقی خودش که آدمی لجباز بوده شاکی از کائنات بوده، از طرفی در تظاهرات علیه جنگ ویتنام شرکت میکنه،  همچنین دونالد ترامپ رو عوامفریب لقب داده، اسرائیل رو تحریم علمی میکنه و میگه باید جنگ سوریه رو پایان بدیم و وقتی رنج بچه های سوری رو می بینم میگم که دیگه بسه!

شاید بشه گفت همه از چنین نبوغی برخوردار نیستند و استثناء زیاده ولی با شرایطی که داشته براحتی میتونسته دچار ناامیدی بشه و یا حتی خودکشی کنه، جالبه در مورد پایان دادن داوطلبانه به زندگی چنین نظری داره خودش:

فکر می‌کنم کسانی که بیماری لاعلاج دارند و درد زیادی تحمل می‌کنند باید این حق را داشته باشند که زندگیشان را تمام کنند و کسانی که به آن‌ها کمک می‌کنند نباید تحت تعقیب قرار بگیرند. ما اجازه نمی‌دهیم که حیوانات زجر بکشند، پس چرا انسان‌ها باید زجر بکشند؟البته او اضافه می‌کند که باید شرایطی وجود داشته باشد که تضمین شود زندگی شخصی بر خلاف خواسته خودش گرفته نشود


شاسی بلند یا سلامتی؟

دیروز یکی از همکارا تعریف میکرد، با یکی از دوستاش داشت میرفت شمال اونم نزدیک عید 

همکارم گفته ایشالا سال آینده خدا بهمون سلامتی بده، دوستش برگشته گفته سلامتی میخوای چکار؟ اشاره کرده به یکی از شاسی بلندهای تو اتوبان و گفته خدا یکی از اینا بده

همون دوستش میگفته  تو راه برگشت از شمال تو تهرانپارس چاقاله بادوم خریده و چاقاله خوردن همان و شش ماه تمام مشکل گوارشی و درد و عذاب شدید همان

بالاخره توسط یکی از دکترا مشخص شده که چاقاله رو با وایتکس شستن و پرزهای معده دوست همکارمون از بین رفته

جالبه خودش اذعان داشته که این جواب همون ناشکریه و مثل چی پشیمون بود از اون حرف
خدایا ناشکری کم نکردیم....سلامتی رو از ما نگیر

ذلیل نمرده ها

غروبیه بچه های محلمون یه سیگارت انداختن زیر پای یه پیرزنه؛ بنده خدا دو متر پریده هوا  تا الان داره عینهو مرغابی راه میره!

خدا نگذره از تون


ردکارپت/آتش بس2/ معراجی ها/شهر موشها2/خواب زده ها

منی که فرصت کافی برای دیدن فیلم نداشتم نمیدونم چطور شد که چند هفته پیش دو سه تا فیلم پرفروش سال 94 رو باهم دیدم

وقت سینما رفتن که ندارم.....از سی دی خریدن هم که خیلی خوشم نمیاد! شاید با خودتون بگید حالا چرا فیلمای سال 94 ؟ خب من سال 94 نتونستم این فیلما رو ببینم...الانم نبینم پس کی ببینم؟ حالا مگر شما خودتون فیلمای قدیمی نمی بینید؟

میشینم فیلمای پروفروش سالای قبل رو می بینم....روشم هم اینه که تو گوگولو(گوگل دیگه بابا خخ) میزنم فیلمای پرفروش سال 9x بعد لیستش میاد دونه دونه دانلود میکنم..با این کار لایسنس تهیه کننده رو رعایت کردم چون دیگه نفع مالی چندانی براشون نداره که من قانون کپی رایت رو رعایت نکرده باشم..

فیلمای پروفروش سال 94 عبارت بود از: شهر موشها2، ردکارپت، آتش بس 2، معراجی ها، خواب زده ها و ..

بریم سراغ این فیلما


ردکارپت: $^%$&*$@  بیشتر از این بذارید دهنم بسته بمونه، ولی خب گمونم سکوی پرشی بود برای رضا عطاران برای ساخت فیلم خوش ساخت من سالوادور نیستم...اگر اینطوریه حداقل شاید بهش گفت فیلم..والا فیلم کاملا مضخرفی بود


آتش بس2: این فیلمو قبلا دیده بودم لذا جدیدا ندیدمش..بنظرم آتش بس1 بهتر از این بود...داستان و روند داستان رو خیلی دوست نداشتم..بهرام رادان بازیکن این فیلم نبود...این فیلم فقط کار امین حیایی بود!فیلم  زن های فرشته اند خیلی قویتر و دست داشتنی تر بود 


معراجی ها: من فیلم های ده نمکی رو بیشتر به چشم مستند می بینم، چون واقعا ده نمکی کار داره برسه به کارگردانهای حرفه ای..ولی باز دمش گرم....دست رو موضوعاتی میذاره که شناسنامه این مملکته..


شهر موشها2: نشستم دیدما..باور نمیکنید؟خیال نکنید کودک درونم از این چیزا خوشش نمیاد! اتفاقا کودک درونم خیلی هم فعاله! اینقدر فعاله این کودک درونم بعضی وقتها بهم میگه یه مامان خوشگل، بلوند، باربی، مهرو،  ابرو کمون، چشم عسلی،  آلمانی و .... برام بگیر!!! العیاذ بالله تعالی.....(در این گونه موارد پاسخ من به کودک درونم یه جمله معترضه خیلی محترمانه دوکلمه ایست: خفه شو! (البته دور از جون خوانندگان محترم)) چقدر غصه خوردم چرا کپل اینقدر پیر شده! اصلا فکر نمیکردم نارنجی هم از این زنای حسود بشه!!! خخخ....موشای دهه شصتی کلا اعصاب ندارن...


خواب زده ها: فیلم خوش ساخت، دارای داستان، و ناقل پیام....فیلم خوبی ساخت فریدون جیرانی..من که بدم نیومد. خصوصا از گریم خانم فراهانی!... ولی درود بر فرهاد اصلانی...بازیاشو خیلی دوست دارم..این فیلم رو حداقل بخاطر گریم اکبر عبدی ببینید.

تجاوز اسب سفیدم، مر الاغ پیر را!

چند روز پیش اسب سفیدم رو جلوی ساختمونمون پارک کرده بودم

خواستم از پارک خارج شم یهو دیدم اسب سفیدم با سپر عقب رفته تو در یه وانت بار وحسابی مدل داده به در سمت راننده وانت بار ! البته به اسم سفید متجاوزم خط هم نیفتاده بود..ولی الاغ پیر بدجوری خطخطی شده بود..معمولا اینطوریه!

اصلا ندیده بودم وانت بار و.. خدایا این وانت بار کی اومد؟

از راننده اش عذرخواهی کردم و بهش حق دادم....خودمو گذاشتم جای راننده اگر کسی بمن میزد این آخر سالی ریز ریزش میکردم....گرفتم راننده وانت بار رو ماچ کردم!! چیه؟ خدایا خداوندا شانس ما رو ببین!!!! بجای اینکه منو به هوای کنفرانس یا نمایشگاهی بفرستی آلمان و بووووووق بوووووووووق ، من باید راننده وانت ماچ کنم؟

خدایا این انصافه آخه؟ این درسته؟

در هر صورت بهش گفتم هر چی خسارتت شده به عهده خودم..شماره هامونو رد و بدل کردیم و رفت نشون داد نهایتن 150 براش کارت به کارت کردم..کلی هم حلالیت طلبیدم

نتیجه اخلاقی: اسب سفیدم دقت کن!  (کور علی خناس هم خودتونید!)

خنده های زیر لب..عشوه های پنهانی!

دانشجوهام بعضا چه تو کلاس چه بعد کلاس زیاد ازم میپرسیدن: دوستی پسر و دختر اوکی یا نوکی؟



جوابی که  معمولا تو آستینم بود و تحویلشون میدادم این بود: 

من نه میگم بله و نه میگم خیر..به خودت نگاه کن....خودت باید تصمیم بگیری.....یکم سرتو بالاتر بگیر و آخر و عاقبتشو ببین...

اگر عاقبتش شیرینه و بجاهای خوبی ختم میشه مطمئنا معطل نکن....

یا نه وقت تلف کردن و آبروریزیه و ازت استفاده ابزاری یا سواستفاده میشه، بیخیالش شو!!!

یا نه دوست داری هر روز کیس های جدیدتر و خوشگلتر امتحان کنی و فعلا با این یکی باشی تا ببینی بعد چی میشه و لذت زمان حال رو میخوای بچشی، بدون تا آخر عمرت باید تو فاز انتخاب خوشگلا وراههای بدست آوردنشون باشی و لاجرم هیچ وقت اشباع نمیشی....

من تنها یه مورد تو کلاسام بود که پسره گفت دوستی من باهمسرم بعد سه سال به ازدواج ختم شد، خود پسره هم خیلی متشخص بود و معلوم بود تعریفش از دوستی باهمسرش کاملا متفاوت بوده  با تعاریف فعلی از دوستی و قطعا جهت دار بوده

به دانشجوها میگفتم هر غلطی (دور از جون شما )میکنید، کاری نکنیدکه یه روز مثل هات داگ پشیمون بشید  و راه برگشتی براتون نباشه و پشیمونی سودی نداشته باشه براتون.....

چهره جذابی که امروز دلتونوبر ده برده صرفا یه عروسک پسر یا دختر نیست..احساس داره، دل داره، غرور داره، عقل داره، پیچیدگی داره، خواسته داره، ناخواسته داره و خیلی چیزای دیگه داره.....مواظب باش اینا رو نشکنی که صاحبش با چماق میاد حسابتو میرسه! خدا بدجوری هوای بنده هاشو داره..از این طرف با دلی بازی نکن که با دلت بازی میکنن.....

از اونطرف تو این دوره زمونه مطمئنا تو اولین مشتری عشق طرف مقابلت نیستی،همه جوانب و خصوصا رقبای گردن کلفت  رو باهم بسنج و بی گدار به آب نزن!.....درسته بعضی دختر پسرای این زمونه برای خودشون یه پارچه آقا گرگه یا خانوم گرگه محسوب میشن! ولی تو این جمعیت دلهای پاکی هم هست که امیدوارم هیچ وقت بهشون ظلم نکنی که بخوای تقاصشو بدی....

اونایی هم که دنبال کیس ازدواج هستن چه پسر چه دختر در تمام معیارهایی که برای ازدواج مطرح هست و دیگه همه الان متخصص ازدواج شدن؛ باید بگم تو انتخابت، بعد همه معیارها ببین طرف مقابلت چقدر زندگی کنه؟ چقدر حاضره یه عمر به پای تو با همه داشته هات و نداشته هات بسوزه و زیر یه سقف زندگی کنه؟  تو چقدر احتمال میدی بتونه یه عمر باهات زندگی کنه؟ تا آخرش به پات وایمیسته یا نه؟ اگر طرفت پسره چقدر جوهر کار کردن داره؟ چقدر در قاب یه مرد زندگی یا زن زندگی می گنجه؟ سوالای سختیه میدونم ولی تا جایی که میتونی تحقیق کن و غیر مستقیم به جواب سوالات برس....بقیه اشو کاری نمیتونی بکنی جز توکل و اتکاء به اصالت خانوادگی طرف و ترس از خدایی که ممکنه نجاتبخش طرفت باشه در مورد این هندونه در بسته!

با دوستیهات کاری ندارم..ولی کمی تا قسمتی از احساست، خوشگلیت، پاکیت، دست نخوردگیت، مهربونیت، انسانیتت و اعتمادت به جنس مخالف رو برای همسرت آینده ات نگه دار..و همشو به پای آماده خورهایِ ظاهر بینِ بی معرفتِ منفعت گرا نریز!

اینا همه نظر شخصی منه ممکنه دیگران نظرات کاملا متفاوتی داشته باشن که در جای خودش محترمه

فعلا همینا


پیغامک

پروردگارا به همکاران با نزاکت من یاد بده که ساعت یازده و نیم شب پیغامک (اسمس) ندهند که فردا ساعت 10 یا 11 یا هر موقع دیگه جلسه داریم....مگر نمیدانن من یکشنبه ها در محل کارم نبوده و در محل درسم تشریف دارم! خدایا به آن یکی همکارم هم یاد یده که جمعه ساعت هشت صبح پیغامک ندهد!

شرمندتم استاد

کی فکرشو میکرد گزارش کار ماهانه_ی عزیز دلم، عشق زندگیم، آرامش قلبم، گرمای وجود و حرارت خونم تو شاهرگهای حیاتم، یعنی استاد راهنمای عزیز دکتر ....اچ......ی عزیز، را دو روز به تعویق بندازم؟ تو محل کارم اینقدر کار ریخته سرم این آخر سالی که اصلا نمیرسم....خدا منو ببخشه، انشالله مشمول عفو حضرت باریتعالی قرار بگیرم، خدایا خودت تو این آخر سالی منو شرمنده استاد راهنمام نکن! 

نو گاد؟

اونوقتی که کپسول اکسیژنت تموم شد و افتادی به شکر خوردن حضور خدا رو از نزدیک احساس میکنی فضانورد عزیزم!


اخلاق احسانی!

 علیرغم آور کانفیدنسِ(=اعتماد به سقف یا اعتماد بنفس) کاذب و بالایی که در فضای مجازی دارم، ولی جدیدا به این نتیجه رسیدم ظاهرا در عالم واقعی آنچنان کانفیدنسی ندارم، چه برسه به آور کانفیدنسش!!! چونکه هنوز موفق نشدم دل همه همکارا و کارمندامو بدست بیارم (نمیدونم موفق شدم با استعمال این کلمه خارجکی غیرمستقیم به شما القا کنم که کلا کلاس ما بالاست و زبان ما آورفوله یا نه؟!!! نمیدونم چرا بمن ایمان نمیارید!)، بنظر من تعیین کننده روابط کلیه انسانها و در اشل کوچکتر روابط مابین ایرانی ها، ظاهر آدم هاست، همین! من با پوست و خونم به این ایمان دارم،آدمها تو ایران کلا به دو دسته تقسیم میشن، یا تیپ و قیافشون به دل شما میشینه و اصطلاحا با قیافه شون حال میکنی، یا به دل شما نمیشینن و رو دل شما میشینن و  با قیافه شون حال نمیکنی!!!! برای سهولت در نامگذاری من به گروه اول میگم: گروه + و به گروه دوم میگم: گروه -، بقیه دسته بندی ها تو روانشناسی و جامعه شناسی  و انسان شناسی بنظرم سوسول بازیه، دسته بندی همینی که گفتم: + و -!!! گروه مثبت اگر در حد هیتلر جنایت هم بکنن باز مشکلی با اینا نخواهی داشت، چون با تیپ و قیافه شون حال میکنی، گروه منفی اگر در اعلی علیین با اوصیا و ابرار همنشین باشن یا با محبت ترین مردمان روزگار خودشون باشن، و تریلی تریلی کانکس بفرستن کرمانشاه  بازم با اونا مشکل خواهی داشت! این تئوری منه، بنظرم تو ایران همینه، در هنگام برخورد و مراوده با گروه مثبت سریع اخت میشی عیباشونو نمی بینی و خیلی سریع میرید سر اصل مطلب، با گروه منفی سلام هم که میدی بر اساس ذهنیات قبلیت جواب سلام میشنوی و بدبخت رو میفرستی تو گروه منفی، و سریع دهن به دهن یا یقه به یقه میشی و اگر متشخص تر از این حرفها باشی نهایتا از دایره آدم های ذهنت(با تاکید بیشتر بر کلمه آدم) پرتش میکنی بیرون! تو کار جمعی، ارتباط اجتماعی و ....همه این ذهنیات و پیش داوری ها نقش داره، برای هر نفر، تو ذهنت یه الگوی ذهنی ساختی که اون فرد رو سریع میفرستی تو مجموعه ای به نمایندگی اون الگو(مثل نمودار ون)، و سریع در موردش قضاوت میکنی،ریشه بسیاری از دعواها و مشاجرات و عدم تفاهم ها همین مساله است،  یعنی قضاوت بیجا یا باجای ما ایرانیها در مورد همدیگه، (البته خیلیای دیگه هم هستن که باهاشون روابط عادی داری، اونا هنوز دسته بندی نشدن که بیان تو گروه مثبت و یا منفی و خنثی حساب میشن!)یه چیزی خیلی قبلتر شنیدم به نام عالم ذرّ، که ما قبل از تولد در اون عالم بودیم. (من که یادم نمیاد شما رو نمیدونم!!)تجربه ای که برای عالم ذر مثال میزنن میگن شده بعضی وقتها یکی رو می بینی که انگار قبلا اونو جایی دیدی و چهره اش برات خیلی آشناست و حس خوبی هم بهش داری، دلیلش اینه که تو عالم ذر قبل از تولد با هم بودید و  یا اونجا رفیق هم بودید، لذا براتون آشناست، یه مدت من خیلی به این موضوع فکر میکردم، ولی خب شواهد ملموسی پیدا نکردم، هر چند ظاهرا آیات یا احادیثی در این زمینه داریم که اذعان میکنم در این حوزه سواد چندانی ندارم، در هر صورت ما حصل کلام آنکه  با اجازتون بنده اخلاق رو در سال 2018 دوباره از نو تعریف میکنم،  اخلاق همان مجموعه باورها،رفتارها ، کنش ها، واکنشها، حالشو بکن تو قوطی و هواشو داشته باش هایی است  که فارغ از هرگونه پیش داوری و گرایش ها درونی و بر اساس ارزشهای والای انسانی بدون در نظر گرفتن حب و بغض های شخصی در ارتباط با انسانهای مقیم ایران در نظر گرفته می شود.(کتاب دردست طبع اخلاقِ احسانی، صفحه دوم بعد از بسمه تعالی، جلد اول!)


فرشتــــــه

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید:

 “ می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟” 

خداوند پاسخ داد: “ از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام او از تو نگهداری خواهد کرد."
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می‌خواهد برود یا نه:
 “ اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.” 
خداوند لبخند زد: “ فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.” 
کودک ادامه داد:‌“ من چطورمی‌توانم بفهمم  مردم چه می‌گویند وقتی زبان آنها را نمی‌دانم.”
خداوند او را نوازش کرد و گفت: “ فرشته تو زیباترین و شیرین‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت وصبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.” 
کودک با ناراحتی گفت: “ وقتی می‌خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟”
 اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:
 “ فرشته‌ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد خواهد داد که چگونه دعا کنی.” 
کودک سرش را برگرداند و پرسید: “ شنیده‌ام که در زمین انسان‌های بدی هم زندگی می‌کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟”
 - فرشته‌ات از تو محافظت خواهد کرد. حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
 کودک با نگرانی ادامه داد: “ اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.”
 خداوند لبخند زد و گفت: “ فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت. گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.” 
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می‌شد. کودک می‌دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. 
او به آرامی یک سوال دیگر از خدا پرسید: 
“ خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگو.”

 خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: “ نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد.به راحتی می‌توانی او را مادر صدا کنی"


دزدی درِِ ِ 206

امروز شنیدم آقای محترم دزد، در ماشین 206 یکی از خانم ها رو به سرقت برده!

بچه ها دیدن یه 206 در نداره!!! بیشتر که حساس شدن متوجه شدن آقا دزده اومده در ماشین 206 یکی از خانوما رو کنده برده!

واقعا دیگه این دزدی 2018 بود!! من که چند دقیقه گیج بودم چطور چنین چیزی ممکنه؟

پیام اخلاقی): خانوما!  تو رو خخخدا مواظب درِ ماشین 206 تون باشید!

خر شیطون

با یکی از شرکتهای دانش بیان چند ساله که کار میکنم..شرکت نسبتا توانمندی هست و خب پروژه های خوبی رو با هم انجام میدیم....ولی اخیرا نمیدونم چرا رقمهاشون بالا رفته؟

الان سر یه ساب سیستم با یکی از مهندساش به نتیجه نمیرسیم.....دعا کنید این آخر سالیه از خر شیطون بیاد پائین!

پاسخگویی

هر کی تو هر حالتی که باشه میتونه یه پیغامک(همون اسمس خودتون!) پرتاب کنه!

من خودم همه پیغامک هامو پشت فرمون میدم یا نهایتا موقع صبحونه وقتی دارم چایی شیرینمو هم میزنم!

به بعضیا زنگ هم که میزنی جواب نمیدن.... در بیت الخلاء هم که باشند، یه پیغامک میتونن ارسال کنن؟ نمیتونن؟ ما که میتونیم 

میگیم تو روز خوابن، اشکالی نداره 6 ساعت بعد که میتونن...البته اگر نمرده باشن!

نمیدونم سختگیری محسوب میشه یا نه...ولی من میگم ادمها احترام دارن حرمت دارن

اگر آدم با کسی مشکل نداره، یا جواب بده یا عذرخواهی کنه بگه ببخشید بعدا تماس میگیرم....

سکوت رو متوجه نمیشم...


مــادر پرستار دلــــم

روز زن و مادر بر همه زنان و مادران ایران عزیز مبارک باشه 

شاید این آهنگ و ویدئو براتون تکراری باشه...ولی بازم دیدنش خالی از لطف نیست

 

 

 
دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 
 
 
 

 

 

ننش بمیره!

هر چه کنی به خود کنی...

جسیکا

علیرغم اینکه اعتقاد چندانی به این جنگولک بازیا ندارم ولی بنظرم این حس دو طرفه از بس زیباست، قابل توصیف نیست!  (البته با فرض اینکه طرف مقابلت همونی باشه که باید باشه نه الان که دیگه عشق و عاشقی خز شده و به شارژ و دوستی نصفه روزه تقلیل پیدا کرده!)

اعتراف میکنم که ماها عاشقی بلد نبودیم........یا یادمون ندادن.... یا همش با نگرانی و دلهره و اضطراب بوده...
یا به این و اون نگاه کردیم که مثلا بد نباشه یوخ(خودمو میگم کاری به شما ندارم)
اظهار عشق جلوی بقیه هم بنظرم کمتر تجربه میشه بین ما ایرانیها
نمیدونم چرا ولی یه حسی بهم میگه  چنین صحنه ای اگر تو ایران بود مخ دختره رو از صد متری(شایدم از در دژبانی!) میزدن و شاید چنین صحنه ای اصلا شکل نمیگرفت! درست میگم؟ولی تصور کنید چنین صحنه ای مثلا در ارتش ایران میخواست اتفاق بیفته! شدنی بود؟ عمرنگ!!! در مورد حس و حال این دو عکس هر چی بگم کم گفتم...تا تجربه نکنی نمیدونی چی میگم!!!!

(چند دقیقه همزادپنداری لطفا...............)
البته شایدم نمادین باشه ولی بنظرم حس خوبیه که به عالم و آدم اعلام کنی عاشقانه کسیو دوست داری!
یادش بخیر منم تو دورانِ سربازی خودم برای کاترین! چنین مراسمی رو عرشه کشتی گرفتم!!!!!(الکی)،
 برای جسیکا!!!!(جان؟) یادمه تو هلی کوپتر چنین برنامه ای رو تدارک دیدم و برای سونیا!!! در اعماق اقیانوس آرام در جمع کوسه ها.......الانم که در خدمت شما هستم
(چیه ولک؟ کروکودیل ندیدی؟؟؟؟!!)

saggy pants

تو ایالت کارولینای جنوبی هم این جنگولک بازیا با 75 دلار جریمه میشه!

من نمیدونم این کارا یعنی چی؟ بی فرهنگی و بی نزاکتی تو سرزمین انگلوساکسون ها به خودشون ربط داره

ولی تو ایران خودمون هم یه عده خواسته یا ناخواسته ادای اونا رو در میان! حالا یا به صورت saggy pants  و یا ضایعتر از اون که یه تیشرت کوتاه میپوشن و با یک تغییر پوزیشن، مارک لباس زیرشلوارشون پیدا میشه!!

بعضی پسرا نمیدونم حیا و آبرو حالیشون نمیشه؟

یکی دو ترم پیش که درس آزمایشگاه داشتم این جنگولک بازیا خیلی تو چشم میزد خصوصا جلوی دخترا .. .طرف تو آزمایشگاه میشست رو صندلی جلوی چند تا دختر، دولا میشد اسکوپ رو تنظیم کنه، یه صحنه چندش اوری میساخت که حال ادم بهم میخورد(الان مثل هات داگ پشیمونم که چرا پرتشون نکردم بیرون از آزمایشگاه).....من احتمال میدم که علاوه بر من  خانوما هم خوششون نمیاد از این صحنه...چون بعیده جذابیتی داشته باشه برای اونا...شایدم من اشتباه میکنم......هر کاری کردم روم نشد بهش بگم اخه لامصب یا یه چیزی اون زیر بپوش یا یه لباس بلند تر تن اون تن بیصاحب مونده بکن!!

لااقل میخوای لخت بشی یه جای خوشگلترتو لخت کن...مثلا بازوهاتو..یا سیکس پکتو! خیر سرت!!

(با عرض پوزرش از خوانندگان محترم)


موسیقی دلنشین

خیلی دلنشینه بنظرم..اینطور نیست؟

 


دریافت

کنکور در بوته نقد!

کنکور و نظام آموزشی آموزش و پرورش

 در بوته نقد دکتر علی عبدالعالی- دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران

 


دریافت

 


دریافت

 

تن مانکن

هیچی لذت بخش تر از این جمله برای یه خانم موقع خرید لباس نیست ؛ 

 فروشنده : سایز شما رو باید از تن مانکن در بیارم ...

 این جمله حتی شهید هم داشته !!!


😂😂😂😂😂


حسی فوق العاده

این خانم اجراشون فوق العاده است.(اصل آهنگ، آهنگ نردون هست از مازیار فلاحی)ظاهرا برای ناشنوایان دارن اجرا میکنن ولی حسشون فراتر از اجراست

 


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 

 

 

پراید در کره جنوبی..

تبلیغ سی سال پیش پراید در کره جنوبی..

نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم نمیتونم تبلیغ پراید تو ایران رو به خاطر بیارم...

خدایا از ما راضی باش!

 


دریافت
مدت زمان: 34 ثانیه 

پراید دختره....

امروز با صدتا تو اتوبان داشتم میرفتم، تو لاین وسط، یهو یه دختره  با پرایدش از لاین سرعت همینطور بی هوا اومد تو لاین وسط!

کم مونده بود بره تو شکم اسب سفیدم!

یه بوق ممتد براش زدم...تا حالا برای هیچ دختری چنین بوق ممتدی نزده بودم!!!

بعد یهو خودشو جمع کرد و معلوم بود تو هپروت بوده، بعد که متوجه اشتباهش شد،

دستشو به نشانه عذرخواهی بلند کرد، تا حالا هیچ دختری اینقدر دستشو برام بالا نبرده بود!!!!

بعد من که دیدم عذرخواهی میکنه سه چهار بار سرمو به چپ و راست به نشونه تاسف براش تکون دادم، تا حالا اینقدر سرمو برای هیچ دختری تکون نداده بودم!!!!

(یادمه یه بار دیگه چند وقت پیش همین حالت سرمو به چپ و راست برای یه ماشین دیگه  تکون دادم، آخه راننده اش(یادم نبود آقا بود یا خانوم) تا مچ دستشو کرده بود تو بینی اش!)

خلاصه امروز نزدیک بود پراید اون دخترخانوم به اسب سفید من تجاوز کنه! زرنگی کردم نذاشتم...

نمیدونم چرا ملت دست فرمون تعطیل شدن! حواسا پیش کیه خدا میدونه!

از این دیالوگ های رفتاری من حین رانندگی خیلی الگوبرداری نکنید..عاقبت خوبی نداره...

معظل بزرگ!!

بفرما..

اینم معاون اول رئیس جمهور، معاون خاص،اسحاقِ الماس!(اسحاق جهانگیری) دیروز فرموده باشند:" این دهه شصتی ها هر جا پا میذارن مشکل ایجاد میکنن!"

اینم لینکش

البته دهه شصتی ها هم سریع عذرخواهی کردن #

بنظرم دهه شصت و پنجاه رو بسته بندی کنید بفرستید کشورهای همسایه!

هم مشکلات کشور رفع میشه هم شما از شرّشون خلاص میشید!!

فقط بیزحمت یادتون نره منو فقط بفرستید آلمان!!! من جای دیگه باشم میمیرم!!! خخخخخ

پ.ن: خسته نباشی سرنوشت!

 

ریمیکس ازشاهکار

ریمیکس زیبا  از شاهکار استاد محمدرضا علیقلی

 


دریافت

خواننده زن..

یکی از دوستان دیروز رفته نمایشگاه بهاره

یهو دیده از رادیوی نمایشگاه، آهنگ خواننده زن گذاشتند! 

خلاصه گل از گل همه آقایون شکفته!!!

گمونم از دستشون در رفته باشه....

خلاصه میخواین یه چیزی پخش کنید فولدرهاتونوم چک کنید خخخخ

کارمندان عیدی بگیر...

یه دوستی داریم کارمند دولته

میگه دولت 847 هزار و 500 تومن به ما عیدی داده، همه از ما عیدی میخوان بگیرن!!

میریم آرایشگاه میگه عیدی بده! میریم میدون میوه تره بار میگه عیدی بده! میریم گوشت بخریم میگه عیدی بده!..

از اونطرف شارژ مجتمع رو زیاد کردن، بعد میگن عیدی نگهبان فراموشتون نشه

از سال 97 بلیط مترو  گرون میشه، کرایه ها میره بالا..میگن عیدی گرفتید دیگه!

این دوستمون میگه بابا نخواستیم این عیدی رو..بیایید خودتون بگیرید خودتون هم به ما عیدی بدید!

دیب دمینی

سیب زمینی پخته شده در آتش؛ یک ساعته درمعده هضم میشود

سیب زمینی آب پز در4 ساعت هضم میشود

سیب زمینی سرخ کرده یا چیپس ظرف 12 ساعت نصفش هضم و نصفش دفع می شود

حالا انتخاب با شماست




@باکلاس باشیم

اسفند

اسفند

خواهش پسر بچه ای ست وسط پیاده رو که: 

"ماهی قرمز می خواهم!"

شوق زوجی ست که در شلوغ ترین عصر شهر به دنبال لباس نامزدی، مغازه ها را می گردند.

حال خوش دستفروشی ست که می تواند چند روزی بی دغدغه ی مامورین بساط کند.

قول پدری ست به دخترش که: 

"بازار شب عید خوب است؛ لباس عیدت جور است!"

امید یک بیمار سرطانی ست به بهار؛ به رویش دوباره ی موهایش.

غرغر دخترکی ست که به اجبار مادر باید دستی به سر و روی اتاقش بکشد!

شک و تردید پیچاندن کلاس ها: 

"از بیستم یا بیست و پنجم؟"

اسفند

حس هم آغوشی گربه های روی بام و عطر گندم هایی که کم کم باید سبز شوند...

عطر خوشی است!

بوی عیدی بوی کاغذ رنگی...


@باکلاس باشیم

هرزه گرد بی سر وپا!

فقط چند سال همدیگه رو تحمل کنیم؛ کافــیه.....فقط چند سال...


در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی
کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه میکنی
ما میرویم تا که بدوزیم پاره ای
هر جا که می رسیم تو با ما چه میکنی
خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم
بنگر به روز تجربه تنها چی میکنی
( پروین اعتصامی)

سی ویژگی یک انسان با شخصیت

بی رحمی به نام زمان....

زمان؛

واژه ای پر طمطراق، بی رحم و غیر قابل کنترل،

محور افقی بیشتر نمودارهای مهندسی و آماری که در دنیای ما انسانها خودشو جا کرده!

با هیچ بنی بشری هم راه نمیاد....نشونه اش میلیاردرهایی هستند که موقع قبض روح حاضرن تمام ثروتشون رو ببخشن تا جونشون گرفته نشه یا حداقل یکساعت بیشتر زنده بمونن ولی هرگز با این خواسته شون موافقت نمیشه!

واقعا مقوله عجیبی هست، زمان؛

هممون تصور میکنیم پیرمردها و پیرزنهای اطراف و پیرامون ما از شکم مادر با موی سفید به دنیا اومدن در صورتیکه به هیچ وجه اینگونه نبوده!

سرّ اینکه همه از گذشته به نیکی یاد میکنن و میگن یادش بخیر، نمیدونم چیه واقعا..ولی همه ما از خاطرات گذشته مون هر چند به سختی باشه به نیکی یاد میکنیم

پیشرفت های بشر با مقایسه با گذشته جذاب و زیباست مثل جاده چالوس خودمون در این عکس!

از سوی دیگه نعمتهای جوانی با گذر جوان از انسان گرفته میشه و همه خواسته یا ناخواسته با گردو غبار پیری اراسته میشیم... زشت باشی یا زیبا فرقی نمیکنه..حتی اگر سوفیا لورن هم زیباترین هنرپیشه زن هالیوود باشی به این حال و روز خواهی افتاد!! 

حال چه باید کرد؟

غیر از بهره بردن از تک تک لحظاتِ زندگی، تلاش و کوشش و محبت به دیگران و شناخت و شکر نعمتهایی که خدا به ما بخشیده .....راه دیگه ای به ذهن من نمیرسه.....شاید راه های دیگه ای برای به کمند کشیدن اسب چموشِ زمان باشه که باید بهش فکر کرد...

واقعا چه باید کرد؟

پروردگارا....

پروردگارا، رحیما، کریما....

ما را از شرّ پیامهای گاه و بیگاه در تلگرام، عکسهای نابهنجار و جوگیرانه اینستاگرام و اخبار ریز و درشت از نقطه نقطه کره خاکیت رهایی بخش!

اخه به من چه تو جزایر ماداگاسکار یه پسره دوست دخترشو کشته؟ یا چکار کنم تو رفتی مشهد با چادر نماز عکس گرفتی؟؟ اصلا بمن چه دادستان کل چی گفته؟ والا بخدا


پروردگارا...... بندگانت در 2018 اصلا قابل پیش بینی که چه عرض کنم، قابل پس بینی هم نیستند!!!!، با احترام به همه بندگانت که مخلوقات تواند و قابل احترام، ایندفعه ببینم بعضیاشون خیلی زرت و پرت میکنن(بووووق)...........(عذرخواهم.....بخشایش تو مرا سزاست)......

خداوندا اصلا خودت بازهم به ما صبر عنایت کن تا برخی از این بندگان کم نزاکت فلان فلان شده ات(بوووق) ..... را در عالم واقعی تحمل کنیم...

سپاس پروردگارا

نامه پیرزن به خدا !


یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. 
هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. 
من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...

باران تکنولوژی بی حسابش همه را رسیده!

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ . . . ۱۲ ۱۳ ۱۴
Designed By Erfan Powered by Bayan