نوشته هایِ خودمونیِ احسان

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس........بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است.

خروس عشق!

دیروز با یکی از گودزیلاها(پسربچه ها)ی فامیل با کلمات بازی میکردیم
بهش گفتم 3 تا پرنده بگو که تو اسمشون حرف "ع" به کار رفته باشه
میگه:
- عقاب
- مرغ عشق
- خروس عشق!!!!
(خدایا ما میخوایم با اینا به کجا برسیم؟؟؟)

تفلد

دیشب تا ساعت 2 نصفه شب(ساعت جدید نه قدیم) تولد بودیم

حاتون خالی خیلی خوش گذشت

تا تونستیم زدیم و نرقصیدیم!


کاش یکی بود...

من نمبدونم چرا برخی از فلاسفه و متفکرین معاصر، پشت کامیون قرمز رنگ میشینن؟

علاقه به پایه یک و رانندگی میتونه تنها دلیل کار این فلاسفه معاصر باشه

عکسها رو تماشا کنید خودتون قضاوت کنید:

عکس اول - عکس واضحتر

اگر خوانا نیست،بفرمایید جمله اشونو بنویسم اینجا..منکه میگم باید چندین صفحه از روش سرمشق بنویسیم!!!! (فقط 27 دقیقه داشتم رو همین یه جمله فکر میکردم!!!)

خیابون مال نیسانه!

رفتم بیرون کارای باقیمونده آخر سال رو انجام بدم

یه نیسان آبی وسط خیابون نگه داشته داره بار میوه خالی میکنه

یکی در اومده بهش میگه داداش اینجا وسط خیابون نگه داشتیا

مبگه: بیخیال داداش..خیابون مال نیسانه!!  خخ

فرشاد

دیروز یکیو دیدم کپی فرشاد

مو نمیزد با فرشاد، خواستم جلو برم و مثل همیشه با هم خوش و بش کنیم

ولی یادم افتاد فرشاد که دو سال پیش بخاطر بیماری سرطان فوت کرد!

دلم برای لبخنداش و قریحه طنزی که داشت تنگ شد!

ما دو تا بهم میرسیدیم اینقدر با هم شوخی میکردیم که خسته میشیدیم..

پسر خوبی بود..بچه اصفهان بود....و خیلی هم زرنگ و خوش مشرب

دیگه دسته گلِ گلچین روزگاره.......رفتند و ماهم میرویم..روح همه گذشتگان شاد

آخرسالی نمیخوام فاز منفی بدم....ولی یادم بشه تو سختیها و ناملایمات زندگی فاکتور زنده بودن رو که نعمت بزرگیه لحاظ کنم

خدایا ممنون که یه بهار طبیعتِ دیگه مهمونمون کردی.....

مَرد.....

اصلا نمیخوام بدونم تبعه کدوم کشوری

از هر کشوری هستی مهم نیست

هر کجا به دنیا اومدی...اصلا برام مهم نیست

فقط فدای اون احساس مردونگی ات

فدای غریبیت، تنهاییت، بی کسیت

فدای اون صبر و تحملت و فدای اون امیدت به زندگی

فدای اون اعتماد به نفس و ایستادن سروگونه ات روی پاهای کوچیکت 

 که مردی رو تا تهش رفتی و در یک کلمه به تموم معنا مردی...مرد!!!


سوزن ژیگلور اسب سفیدم

امروز سوزن ژیگلور اسب سفید رو عوض کردم...

خراب شده بود و پاشش بنزین بیشتر از حد مجاز بود، همین باعث شده بود هم مصرف ماشین بالاتر بره و هم دود بیشتری تولید کنه!

منم چون دغدغه محیط زیست و هوای پاک رو دارم و سلامتی همشهریای عزیزم خیلی خیلی برام مهمه در یک اقدام مسئولانه و انسان دوستانه با هزینه کرد 3 میلیون ریال، مبادرت به تعویض سوزن ژیگلورهای اسب سفیدم نمودم تا نه تنها در آلوده کردن هوای ام القرای اسلامی(منظورم همون تهران خراب شده اس) هیچ نقشی نداشته باشم، بلکه با سوخت پاک به استقبال بهار برویم(از همین خزعبلاتی که تو رسانه ها میگن!)

جالب اینجاست که سوزن ژیگلورهای من یورو 2 بود و الان که عوضشون کردم یورو 4 هست....روز به روز استانداردهای اسب سفیدم رو ارتقا میدم فقط و فقط بخاطر اینکه مردم شهرم هوای پاک اسطنشاغ؟ استنشاغ؟ اصطنشاق؟ (حالا هر کوفتی) کنن! یه همچین مردمانی هستیم ما!

ادب

بعضیا تو فکرکردنشون هم ادب دارن....

درس

از پیرمرد حکیمی پرسیدند: 

از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گرفتی؟ پاسخ داد: 

یاد گرفتم:    که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم.

یاد گرفتم:    که مظلوم  دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.

یاد گرفتم:    که دنیای ما هر لحظه ممکن است تمام شود اما ما غافل هستیم.     

یاد گرفتم:    که سخنِ شیرین گشاده رویی و بخشش سرمایه اصلی ما در زندگیست.

یاد گرفتم:    که ثروتمند ترین مردم در دنیا کسی است که از سلامتی، امنیت و آرامش بهره مند باشد

یاد گرفتم:   کسی که جو را میکارد گندم برداشت نخواهد کرد.

یاد گرفتم:   کسی که میخواهد مردم به حرفش گوش بدهند باید خودش نیز به حرف آنان گوش دهد.

یاد گرفتم:   که مسافرت کردن و هم سفره شدن با مردم بهترین معیار و دقیق ترین راه برای محک زدن شخصیت  و درون آنان است.

یاد گرفتم:  کسی که مرتب میگوید: من این میکنم و آن میکنم تو خالی است و نمیتواند کاری انجام دهد.

یاد گرفتم:  کسی که معدنش طلا است همواره طلا باقی میماند بدون تغییر، اما کسی که معدنش آهن است تغییر میکند و زنگ میزند.

یاد گرفتم:  تمام کسانیکه در گورستان هستندهمه کارهایی داشتند و آرمانهایی داشتند که نتوانستند محقق گردانند پس حرص زیادی نزنم.

یاد گرفتم: که بساط عمر و زندگیمان را در دنیا طوری پهن کنیم که در موقع جمع کردن دست و پایمان را گم نکنیم


@bakelasbashim

حق الزحمه اساتید

امروز از دانشگاه خانم مهندس تماس گرفتند و فرمودند که دانشجوهای جدید الورود امروز ثبت نام کردند و دو تا گروه براتون گذاشتیم منتهی تو هر روزی که شما بگید..گفتم شرمنده قبلا هم خدمتتون عرض کردم واقعا نمیرسم این ترم، گفتند پس به اسم شما باشه ولی خودم درس میدم، گفتم هر جور صلاح میدونید..

دانشگاهی که دانشجوهاش تو اسفند تازه ثبت نام کنن احتمالا سطحش خیلی بالاست و من برای اونجا زیادم!

میشد بالاخره کژدار مریض این ترم هم برم سر کلاس ولی واقعا کیفیت کارم میومد پائین...کارهای مهمتری دارم که در اولویته..دانشجوی بدبخت چه گناهی کرده که باید به آتیش بی وقتی من بسوزه...البته داریم استادایی که به هر قیمتی شده فقط واحد میگیرن و هشت خط در میون میان سر کلاس...یا یه جزوه 30 صفحه ای میدن و ....خودتون که بهتر میدونید


من سر پایان نامه کارشناسی ارشد هم انتقاد دارم..بنظرم بیشتر حق الزحمه اساتید حلال نیست....برای هر دانشجوی ارشد از یه تومن تا یک و خورده ای حق الزحمه در نظر میگیرن..ولی کو زحمه که حق الزحمه داشته باشه...بدبخت دانشجو بدو استاد بدو.....مگه استاد وقت میذاره برای دانشجو؟ نهایتش موقع دفاع یه صد صفحه 200 صفحه پرینت به دست استاد میرسونه و اونم چند تا غلط املایی میگیره و بعدشم جلسه دفاع و شیرینی و یه نمره ای که نه سیخ بسوزه نه کباب، اگر داور گیر نباشه که فبها، گیرم بود دو تا وعده سر خرمن میدن و حاجی حاجی مکه!!!


من کاری به طیف سیاسی ای که اخیرا مسئولیت دانشگاه آزاد رو به عهده گرفته ندارم ولی بنظرم حرف درستی میزنن که یه استاد نباید حقوق تمام وقت از دو تا دانشگاه بگیره، طرف هیئت علمی دانشگاه تهرانه، دو ساعت میاد درس میده  بعد حقوق کامل میگیره از دانشگاه آزاد! این پولو کی باید بده؟ دانشجوی بدبخت! همه که بچه وزیر نیستن یه عده هم به سختی کار میکنن و از زن و بچه میزنن تا پول دانشگاه آزاد رو در بیارن!  تا زمانی که دانشگاه آزاد درس میدادم هر ترم یه ساختمون میساختن اینقدر وضعشون خوب بود! بنظرم کار درستیه، این همه فارغ التحصیل دانشگاه خوب و دانشگاه خارج از کشور داریم کسی هیئت علمی شون نمیکنه اونوخ بعضیا جای دو نفر و حقوق دو نفر رو اشغال کردن! 

عجب آدمای متفاوتی پیدا میشن!

 آدم  شگفت انگیزی بود..سال آخر تحصیل تو آکسفورد تو پاگرد پله ها سرش به زمین میخوره که از ناحیه عصب و نخاع دچار بیماری ای میشه که عمرش رو حدود2 تا 3 سال تخمین میزنن ولی تا 76 سالگی عمر میکنه! البته تولد در مرگ‌روز گالیله، وفات در زادروز اینشتین!

چهل سال سابقه علمی، فیزیک دان کیهان شناس،نظریه پرداز تئوری همه چیز، تئوریسین سیاه چاله کوچک و......اینا رو همه تو لینک اول نوشته لذا دیگه چیزی نمیگم و به وجهه علمیش کاری ندارم، ولی مهم اینه که تو این شرایط از مهارتهایی که در هنر داشته هم غافل نبوده؛فیلم سینما و صداپیشگی!

خدا رو قبول نداشت، شاید تحت تاثیر بیماریش و خصوصیت اخلاقی خودش که آدمی لجباز بوده شاکی از کائنات بوده، از طرفی در تظاهرات علیه جنگ ویتنام شرکت میکنه،  همچنین دونالد ترامپ رو عوامفریب لقب داده، اسرائیل رو تحریم علمی میکنه و میگه باید جنگ سوریه رو پایان بدیم و وقتی رنج بچه های سوری رو می بینم میگم که دیگه بسه!

شاید بشه گفت همه از چنین نبوغی برخوردار نیستند و استثناء زیاده ولی با شرایطی که داشته براحتی میتونسته دچار ناامیدی بشه و یا حتی خودکشی کنه، جالبه در مورد پایان دادن داوطلبانه به زندگی چنین نظری داره خودش:

فکر می‌کنم کسانی که بیماری لاعلاج دارند و درد زیادی تحمل می‌کنند باید این حق را داشته باشند که زندگیشان را تمام کنند و کسانی که به آن‌ها کمک می‌کنند نباید تحت تعقیب قرار بگیرند. ما اجازه نمی‌دهیم که حیوانات زجر بکشند، پس چرا انسان‌ها باید زجر بکشند؟البته او اضافه می‌کند که باید شرایطی وجود داشته باشد که تضمین شود زندگی شخصی بر خلاف خواسته خودش گرفته نشود


شاسی بلند یا سلامتی؟

دیروز یکی از همکارا تعریف میکرد، با یکی از دوستاش داشت میرفت شمال اونم نزدیک عید 

همکارم گفته ایشالا سال آینده خدا بهمون سلامتی بده، دوستش برگشته گفته سلامتی میخوای چکار؟ اشاره کرده به یکی از شاسی بلندهای تو اتوبان و گفته خدا یکی از اینا بده

همون دوستش میگفته  تو راه برگشت از شمال تو تهرانپارس چاقاله بادوم خریده و چاقاله خوردن همان و شش ماه تمام مشکل گوارشی و درد و عذاب شدید همان

بالاخره توسط یکی از دکترا مشخص شده که چاقاله رو با وایتکس شستن و پرزهای معده دوست همکارمون از بین رفته

جالبه خودش اذعان داشته که این جواب همون ناشکریه و مثل چی پشیمون بود از اون حرف
خدایا ناشکری کم نکردیم....سلامتی رو از ما نگیر

ذلیل نمرده ها

غروبیه بچه های محلمون یه سیگارت انداختن زیر پای یه پیرزنه؛ بنده خدا دو متر پریده هوا  تا الان داره عینهو مرغابی راه میره!

خدا نگذره از تون


ردکارپت/آتش بس2/ معراجی ها/شهر موشها2/خواب زده ها

منی که فرصت کافی برای دیدن فیلم نداشتم نمیدونم چطور شد که چند هفته پیش دو سه تا فیلم پرفروش سال 94 رو باهم دیدم

وقت سینما رفتن که ندارم.....از سی دی خریدن هم که خیلی خوشم نمیاد! شاید با خودتون بگید حالا چرا فیلمای سال 94 ؟ خب من سال 94 نتونستم این فیلما رو ببینم...الانم نبینم پس کی ببینم؟ حالا مگر شما خودتون فیلمای قدیمی نمی بینید؟

میشینم فیلمای پروفروش سالای قبل رو می بینم....روشم هم اینه که تو گوگولو(گوگل دیگه بابا خخ) میزنم فیلمای پرفروش سال 9x بعد لیستش میاد دونه دونه دانلود میکنم..با این کار لایسنس تهیه کننده رو رعایت کردم چون دیگه نفع مالی چندانی براشون نداره که من قانون کپی رایت رو رعایت نکرده باشم..

فیلمای پروفروش سال 94 عبارت بود از: شهر موشها2، ردکارپت، آتش بس 2، معراجی ها، خواب زده ها و ..

بریم سراغ این فیلما


ردکارپت: $^%$&*$@  بیشتر از این بذارید دهنم بسته بمونه، ولی خب گمونم سکوی پرشی بود برای رضا عطاران برای ساخت فیلم خوش ساخت من سالوادور نیستم...اگر اینطوریه حداقل شاید بهش گفت فیلم..والا فیلم کاملا مضخرفی بود


آتش بس2: این فیلمو قبلا دیده بودم لذا جدیدا ندیدمش..بنظرم آتش بس1 بهتر از این بود...داستان و روند داستان رو خیلی دوست نداشتم..بهرام رادان بازیکن این فیلم نبود...این فیلم فقط کار امین حیایی بود!فیلم  زن های فرشته اند خیلی قویتر و دست داشتنی تر بود 


معراجی ها: من فیلم های ده نمکی رو بیشتر به چشم مستند می بینم، چون واقعا ده نمکی کار داره برسه به کارگردانهای حرفه ای..ولی باز دمش گرم....دست رو موضوعاتی میذاره که شناسنامه این مملکته..


شهر موشها2: نشستم دیدما..باور نمیکنید؟خیال نکنید کودک درونم از این چیزا خوشش نمیاد! اتفاقا کودک درونم خیلی هم فعاله! اینقدر فعاله این کودک درونم بعضی وقتها بهم میگه یه مامان خوشگل، بلوند، باربی، مهرو،  ابرو کمون، چشم عسلی،  آلمانی و .... برام بگیر!!! العیاذ بالله تعالی.....(در این گونه موارد پاسخ من به کودک درونم یه جمله معترضه خیلی محترمانه دوکلمه ایست: خفه شو! (البته دور از جون خوانندگان محترم)) چقدر غصه خوردم چرا کپل اینقدر پیر شده! اصلا فکر نمیکردم نارنجی هم از این زنای حسود بشه!!! خخخ....موشای دهه شصتی کلا اعصاب ندارن...


خواب زده ها: فیلم خوش ساخت، دارای داستان، و ناقل پیام....فیلم خوبی ساخت فریدون جیرانی..من که بدم نیومد. خصوصا از گریم خانم فراهانی!... ولی درود بر فرهاد اصلانی...بازیاشو خیلی دوست دارم..این فیلم رو حداقل بخاطر گریم اکبر عبدی ببینید.

تجاوز اسب سفیدم، مر الاغ پیر را!

چند روز پیش اسب سفیدم رو جلوی ساختمونمون پارک کرده بودم

خواستم از پارک خارج شم یهو دیدم اسب سفیدم با سپر عقب رفته تو در یه وانت بار وحسابی مدل داده به در سمت راننده وانت بار ! البته به اسم سفید متجاوزم خط هم نیفتاده بود..ولی الاغ پیر بدجوری خطخطی شده بود..معمولا اینطوریه!

اصلا ندیده بودم وانت بار و.. خدایا این وانت بار کی اومد؟

از راننده اش عذرخواهی کردم و بهش حق دادم....خودمو گذاشتم جای راننده اگر کسی بمن میزد این آخر سالی ریز ریزش میکردم....گرفتم راننده وانت بار رو ماچ کردم!! چیه؟ خدایا خداوندا شانس ما رو ببین!!!! بجای اینکه منو به هوای کنفرانس یا نمایشگاهی بفرستی آلمان و بووووووق بوووووووووق ، من باید راننده وانت ماچ کنم؟

خدایا این انصافه آخه؟ این درسته؟

در هر صورت بهش گفتم هر چی خسارتت شده به عهده خودم..شماره هامونو رد و بدل کردیم و رفت نشون داد نهایتن 150 براش کارت به کارت کردم..کلی هم حلالیت طلبیدم

نتیجه اخلاقی: اسب سفیدم دقت کن!  (کور علی خناس هم خودتونید!)

Designed By Erfan Powered by Bayan