نوشته های خودمونی احسان

دست نگارینش

باب پنجم - در عشق و جوانی: حکایت ۱۶(منبع)

یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم بکوئی و نظر بروئی. در تموزی که حرورش دهان بخوشانیدی و سمومش مغز استخوان بجوشانیدی؛

از ضعف بشریت تاب آفتاب هجیر نیاوردم و التجا بسایه دیواری بردم مترقب که کسی حر تموز از من ببرد آبی فرو نشاند که همی ناگاه از ظلمت دهلیز خانه روشنائی بتافت، یعنی جمالی که زبان فصاحت از بیان صباحت او عاجز آید، چنانکه در شب تاری صبح برآید یا آب حیات از ظلمات بدرآید.

قدحی برفاب بر دست و شکر در آن ریخته و به عرق برآمیخته. ندانم به گلابش مطیب کرده بود یاقطره چند از گل رویش   در آن چکیده؟ فی الجمله شراب از دست نگارینش برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم

ظـمـاء بـقـلـبـی لـا یکـاد یـسـیغـه

رشـف الزلال ولو شـربـت بـحـورا

خرم آن فرخنده طالع را که چشم

بـر چـنین روی اوفـتـد هر بـامداد

مسـت می بـیدار گـردد نیم شـب

مست ساقی روز محشر بامداد

 

ترجمه انگلیسی:

بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی

امروز شنونده برنامه ملاقات از رادیو گفتگو بودم؛ برنامه ای که به شرح حال زندگی اساتید، مشاهیر، نخبگان و نوابغ مییپردازه؛ امروز با جناب آقای دکتر حسین آقائی نیا گفتگو میکردن...برای من که جالب بود..خصوصا شعری که در انتهای برنامه آقای دکتر از مولانا خوندن بسیار زیبا بود:


در خانه غم بودن از همت دون باشد
و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد
بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی
زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد
آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی آن مکر و فسون باشد
آن جای که عشق آمد جان را چه محل باشد
هر عقل کجا پرد آن جا که جنون باشد
سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد
پرواز چنین مرغی از کون برون باشد
بر گرد خسان گردد چون چرخ دل تاری
آن دل که چنین گردد او را چه سکون باشد
جام می موسی کش شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد

 

هیات ممقوت

 

باب پنجم - در عشق و جوانی: حکایت ۱۳(منبع)

 

طوطیی را با زاغی در قفس کردند. طوطی از قبح مشاهده او مجاهده میبرد و میگفت: این چه طلعت مکروهست و هیأت 
ممقوت و منظر ملعون و شمایل ناموزون؟ یا غراب البین یا لیت بینی بینک بعد المشرقین

علی الصـبـاح بـروی تـو هرکه بـرخـیزد

صـبــاح روز سـلـامـت بـرو مـسـا بـاشـد

بد اختری چو تو در صحبت تو بایستی

ولی چنان که توئی در جهان کجا باشد

عجب آنکه غراب از مجاورت طوطی هم بجان آمده بود و ملول شده. لاحول کنان از گردش گیتی همی نالید و دستهای تغابن بر یکدیگر همی مالید که این چه بخت نگونست و طالع دون و ایام بوقلمون؟ لایق قدر من آنستی که با زاغی  بدیوار باغی بر خرامان همی رفتمی

پـــارســـا را بـــس ایــنـــقـــدر زنـــدان

کـــه بــــود هـــمـــطــــویـــلـــه رنـــدان

تا چه گنه کردم که روزگارم بعقوبت آن، در سلک صحبت چنین ابلهی خود رای ناجنس خیره درای. بچنین بند بلا مبتلا گردانیده است؟

کــــس نـــیـــایـــد بــــپــــای دیـــواری

کــه بـــر آن صـــورتـــت نــگــار کــنــنــد

گــر تــرا در بــهــشــت بــاشــد جــای

دیـــگـــران دوزخ اخـــتـــیـــار کـــنـــنـــد

این ضرب المثال بدان آوردم تا بدانی که صد چندان که دانا را از نادان نفرتست نادان را از دانا وحشتست

زاهـــدی در ســــمــــاع رنـــدان بــــود

زان مـیـان گــفــت شــاهـدی بــلـخــی

گــر مـلــولــی ز مـا تــرش مـنـشــیـن

کــه تــو هــم در مــیــان مــا تـــلــخــی

جـمعـی چـو گل و لاله بـهم پـیوسـتـه

تـو هیزم خـشـک در مـیانـشـان رسـتـه

چـون بـاد مخـالف و چـو سرما ناخوش

چون بـرف نشسته ای و چون یخ بسته

 

ترجمه انگلیسی:

A parrot, having been imprisoned in a cage with a crow, was vexed by the sight and said: What a loathsome aspect is this! What an odious figure! What cursed object with rude habits! 0 crow of separation, would that the distance of the east from the west were between us. Whoever beholds thee when he rises in the morning The morn of a day of safety becomes evening to him. An ill-omened one like thyself is fit to keep thee company But where in the world is one like thee? More strange still, the crow was similarly distressed by the proximity of the parrot and, having become disgusted, was shouting La haul, and lamenting the vicissitudes of time. He rubbed the claws of sorrow against each other and said: What ill-luck is this? What base destiny and chameleonlike times? It was befitting my dignity to strut about on a garden-wall in the society of another crow. It is sufficient imprisonment for a devote To be in the same stable with profligates. What sin have I committed that I have already in this life, as a punishment for it, fallen into the bonds of this calamity in company with such a conceited, uncongenial and heedless fool? No one will approach the foot of the wall Upon which they paint thy portrait. If thy place were in paradise Others would select. hell. I have added this parable to let thee know that no matter how much a learned man may hate an ignorant man the latter hates him equally. A hermit was among profligates When one of them, a Balkhi beauty, said: If thou art tired of us sit not sour For thou art thyself bitter in our midst. An assembly joined together like roses and tulips! Thou art withered wood, growing in its midst, Like a contrary wind and unpleasant frost, Like snow inert, like ice bound fast.

 


سرای دهقانی

 در فضیلت قناعت: حکایت ۲۰- گلستان سعدی(منبع)

یکی از ملوک با تنی چند از خاصان در شکارگاهی بزمستان از عمارت دور افتاد. شب در آمد. خانه دهقانی دیدند.
ملک گفت: شب آنجا رویم تا زحمت سرما نباشد. یکی از وزرا گفت: لایق قدر بلند پادشاهان نباشد به خانه دهقانی رکیک التجا کردن، هم اینجا خیمه زنیم و آتش کنیم.

دهقانرا خبر شد ماحضری ترتیب کرد و پیش آورد و زمین ببوسید و گفت: قدر بلند سلطان بدین قدر نازل نشدی 
ولیکن نخواستند که قدر دهقان بلند گردد.

ملک را سخن گفتن او مطبوع آمد. شبانگاه به منزل او نقل کردند بامدادانش خلعت و نعمت فرمود. دهقان در 
رکاب سلطان همی رفت و میگفت:

از التفـات بـمهمان سـرای دهقانی                  ز قدر و شوکت سلطان نگشت چیزی کم

که سایه بر سرش انداخت چون تو سلطان          کـلاه گـوشه دهـقان بآفتـاب رسیـد

 

ترجمه انگلیسی:

عزت نفس

❣️

وقتی "عزت نفس" داری کینه نمی‌ورزی،

همه را به یک اندازه دوست داری،

خجالت نمی‌کشی،

خود را باور داری،

خشمگین نمیشوی، 

و همیشه مهربان هستی...

"انسان صاحب عزت نفس" حرص نمیخورد،

همه چیز را کافی میداند،

حسد نمی‌ورزد،

و خود را لایق می‌داند ...

کسی که " عزت نفس" دارد،

نیازی به رقص و پایکوبی و تظاهر به خوشی ندارد،

زیرا شادکامی را در درون خویش می‌جوید و می‌یابد...

"عزت نفس" باعث می شود،

برای بزرگداشت خود احتیاج به تحقیر دیگران نداشته باشید،

زیرا خوب میدانید هر انسان تحفه الهی است...

" انسان صاحب عزت نفس" همه را دوست خواهد داشت و به همه مهر خواهد ورزید...

بماچه

بیایید از این پس وقتی به هم میرسیم به جای زهر مار عسل به کام هم بریزیم ...

 وقتی به هم میرسیم به جای اینکه بگوییم : 

" چقدر پیر شده ای "بگوییم " دلم برایت تنگ شده بود "

" صورتت چروک برداشته" بگوییم " از با تو بودن لذت میبرم "

" چاق شده ای "بگوییم " تو دوست خوبی هستی " 

" لاغر و ضعیف شده ای "بگوییم " دوست دارم تو را بیشتر ببینم "

همه ما از گرفتن انرژی منفی بیزاریم، پس اگر انتظار دریافت انرژی مثبت داریم باید همان نیرو را بدهیم تا همان را پس بگیریم.

به ما چه که فلانی چرا بچه دار نمیشود. 

به ما چه که چرا فلانی ده سال است که مبلمان خانه اش را عوض نکرده.

به ما چه که فلانی چرا هنوز همان ماشین را دارد.

به ما چه که فلانی از همسرش جدا شده.

هر کسی حتی خود ما در زندگی خط قرمزهایی داریم که دوست نداریم کسی از آنها رد شود. پس از خط قرمزهای دیگران رد نشویم.

برقراری ارتباط موثر، فقط گفتن حرفهای خوب نیست. نگفتن حرفهای بد هم هست.

@bakelasbashim


 در ادامه این متن زیبا از کانال موقر و وزینِ با کلاس باشیم جسارتا نظر شخصی بنده اینه:

بیایید بجای همه سوالات فوق؛ وقتی از ما سئوالی میپرسند بگوییم: بتوچه!

و اگر خودمان از دیگران سوال پرسیدیم، به خودمان بگوییم: بما چه!

اگر به ذهنمان رسید که ممکن است دیگران در مورد ما سوال بپرسند هم بگوییم: خب به اونا چه! 

اینطوری بهتر نیست؟:)

بیادِ سهراب


به مناسبت سالروز تولد سهراب سپهری


قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب

نام نیک

به خاطر استرس بالا و آلودگی و دغدغه های بیش از حد از جمله گرانی افسار گسیخته، نابرابری های شدید. بی عدالتی های فاحش و...میانگین عمر تهرانی ها ۴۹ سال پیش بینی شده

و میانگین عمر طبیعی اکثر ایرانی ها به ۷۳ سال رسید 

با این حساب لطفا سن خود را محاسبه کنید، بعد ببینید چقدر زمان دارید؟

  • تعصب های بیهوده 
  • باورهای غلط قدیمی، در عصر حاضر
  • مال اندوزی های بیمارگونه
  • نا امیدی ها 
  • ظلم به افراد خانواده 
  • کینه و کدورت
  • و اصرار، به جمله معروف و پر کار برد "همینه که هستم" 

از شما نام نیکی به یادگار نخواهد گذاشت. 

امروز تصمیم درست بگیرید و عقده هایتان را که مردم را آزار میدهد ،قبل از خودتان دفن کنید. 

تا آرامش، شامل حال شما و اطرافیان تان شود.

@bakelasbashim


تند نروید..

یک درس به اسم "تند نروید" باید به واحد هاى درسى مان اضافه شود!

باید مثل الفبا از کلاس اول یادمان دهند

که "تب تند زود به عرق مینشیند"

از همان روزهاى اول یک دل نه صد دل عاشق میشویم

و براى همدیگر میمیریم ؛

و دو سه ماه بعدى،تازه دو زاریمان می افتد که

همه ى مسیرى که آمده ایم اشتباه بوده..!

حال آدمى را پیدا میکنیم که با سرعت در حال دویدن است

و کوهى به اسم تفاوت ها قد علم کرده...!

کارى نکنید که شرمنده ى احساس به هدر رفته تان شوید.

مثل یک بازیکن تعویضی که دقیقه ى نود و فقط براى وقت کشى به میدان آمده

و بلافاصله چنان مصدوم میشود که

تمام فصل را از دست میدهد...!

بیخود و بى جهت وارد رابطه اى نشوید

که تند رفتنتان باعث محرومیت همیشگی شما از عاشقى شود.



@bakelasbashim

وطن

وطن، 

هتل نیست

که وقتی خدماتش خوب نبود، ترک‌ش کنیم!

ما اینجا خواهیم ماند..


(حلب؛ 2016)

تمبلِ کلاس..

سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!

گریزِ فیل

روزی فیل با سرعت از جنگل می گریخت!

دلیلش را پرسیدند گفت: شیر دستور داده تا گردن همه زرافه ها را بزنند!

گفتند: تو را چه به زرافه؟! تو که فیل هستی پس چرا نگرانی؟!

گفت: بله من میدانم که فیل هستم؛ اما جناب شیر، الاغ را به پیگیری این دستور مأموریت داده!!

قوانین دوتایی

هیچ وقت این دو جمله رو نگو   :١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت.


هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو  :١)از خود متشکر ٢)وراج


هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن:  ١)پدر ٢)مادر


هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو: ١)نمیتونم ٢)بد شانسم


هیچ وقت این دو تا کارو نکن:  ١)دروغ ٢)غیبت


…هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن : ١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه


همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار: ١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر


همیشه دوتا چیز و به یاد بیار: ١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو


همیشه به این دو نفر گوش کن:  ١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب


همیشه به دو تا چیز دل ببند:١)صداقت ٢)صمیمیت




@bakelasbashim

اندازه جوانی و پیری..

شما به میزان ایمان و اعتماد به نفس‌تان، جوان؛

و به اندازه تردیدها و ترس‌تان پیر می شوید؛

در حد آرزوهای‌تان موفق،

و همسنگ نا امیدی‌های‌تان شکست خواهید خورد.....


گواردیولا

چه زمانی تصمیم گرفتی از بارسلونا جدا شوی؟
گواردیولا: وقتی در بازی مقابل بتیس، به گل نیاز داشتیم، چیزی نداشتم که به بازیکنان بگم و به خلاقیت فردی مسی دلبسته بودم.آنجا تصمیم گرفتم از بارسلونا جدا شوم (منبع خبر ورزشی)

پ.ن: مشابهشو تو ایران زیاد داریم! نه؟

هیولای فرکانس پائین!

شبها که ما میخوابیم، ضمن اینکه آقا پلیسه بیداره، گوشی هامونم بیداره!
یک کلام ختم کلام اینکه: نیارید این هیولاها رو تو رختخوابتون!
اگرم خیلی خاطرش براتون عزیزه و حتما باید تو بغلِ گوشیاتون بخوابید، بذاریدشون تو حالت هواپیما!
بعضی شبا که من یادم میره گوشیمو بذارم تو حالت هواپیما، صبح بدون استثنا با سر درد از خواب بیدار میشم!
البته اصراری بر خوابیدن تو بغلِ گوشیم ندارم ولی خب اگر کسی شب! زنگ بزنه و جواب بدم و فراموش کنم گوشیمو از خودم دور کنم این اتفاق میفته!
اگر گوشیتون دو سیم کارت یا سه سیم کارت هم باشه که دیگه بدتر!
بتاحالا شده مکالمه تلفنی تون با یکی حدود یکساعت یا بیشتر طول بکشه؟ برای من این اتفاق افتاده! البته برای دو قشر، این موضوع بیشتر اتفاق میفته! یکی برای ما قشر چهاردرصدی ها! یکی هم برای مرغ عشقایی که تازه نامزد کردن!
ولی اگر دقت کرده باشید بعد از مکالمه های طولانی احساس می‌کنید سرتون داغ شده و یا سردرد خفیفی دارید..
عکس زیر میزان گرمای تولید شده در سرِ انسان رو پس از 15 دقیقه مکالمه تلفنی  نشون میده!


با توجه به اینکه امواج موبایل فرکانس پائینی دارن و چون عمق نفوذ امواج،نسبت عکس داره با فرکانسِ اونها، بنابراین بدلیلِ فرکانسِ نسبتا پائینِ امواج موبایل، نفوذ بیشتری در بدن دارند پس تا جایی که میتونید از خودتون دور نگه دارید...
این نکات رو هم من به شخصه توصیه میکنم:
- جاهایی که آنتن دهیِ گوشی، ضعیف هست، گوشیِ موبایل برای دسترسی به شبکه، امواج قویتری میفرسته تا بتونه شبکه رو پیدا کنه و خودشون به عنوان مشترک معتبر به شبکه معرفی کنه، پس در این مکان‌ها، گوشی رو بیشتر از خودتون دور کنید، در این وضعیت، معمولا باتریِ گوشی هم سریعتر خالی میشه..پس اگر کوه رفتید یا جایی بودید که آنتن دهی ضعیفه اگر کاری با گوشی تون ندارید یا کسی با شما کار نداره بذاریدش رو حالت هواپیما..
- موقعی که دارید شماره می‌گیرید و در حال شنیدن بوق انتظار هستید هم سعی کنید گوشی رو دستتون بگیرید و نگاه کنید تا تماس برقرار بشه ولی نزدیک گوش یا سرتون نگه ندارید، چون اون موقع سیگنال ارسالی گوشی قویتر هست...
- تو خونه تو محل کار یا هر محیط دیگه ای خودتون هستید، صدای زنگِ گوشی تون رو در بالاترین میزان خودش تنظیم کنید و تا میتونید این هیولا رو از خودتون دور نگه دارید..

زندگی همین امروز است

داشتم به میهمانم میگفتم :

اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ؛ او تعارف کرد و گفت :

راحت است ؛ من اما گرمم شد و برش داشتم ؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است !

سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده 

 اگر چه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام .

بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم ؛ روکش روی ...

موبایل ها

شیشه ها

صندلی های ماشین

کنترل های تلویزیون

روکش روی لباس های کمد و ...


که همه این روکش ها دال بر دو نکته است :

یا بر نالایقی خود باور داریم

یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم 


هر روز در روابط روزمره امان همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم

تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم

تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم

تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم


نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم ؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است 

کدام روز مبادا ؟! زندگی همین امروز است 

#شب_نوشت 


@bakelasbashim

کانفیدنس

ﺗﻤﺮﻳﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ


1 ـ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺭﺩﻳﻒ ﻫﺎﻱ ﺟﻠﻮ ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ .

2 ـ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻛﻨﻴﺪ .

   ﻋﺪﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ 2ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﺩ :

ﺍﻟﻒ : ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻭ

ﺏ: ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺿﻌﻒ ﻭﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻭ

3 ـ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺘﺎﻥ ﺭﺍ  ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻛﻨﻴﺪ . 

ﺣﺮﻛﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻭﺍﻛﻨﺶ ﺫﻫﻦ ﺍﺳﺖ . ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ ﻛﻤﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﻳﺪﻥ ﺍﺳﺖ , ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﻬﻤﻲ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﺭ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ . 

4 ـ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺟﺪﻱ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻴﺪ .

5 ـ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺪﻱ ﺑﺎﺷﻴﺪ .

6 ـ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﻧﻈﺮ ﺑﺪﻫﻴﺪ .

7 ـ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ . لبخند  ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺍﺳﺖ.

8-رها سازی ذهن(چیزی رو به خودتون نگیرید!!)

10-در هر مکالمه تلفنی خود را معرفی کنید

11-در برابر هر کاری که برایتان انجام میدهندلفظ متشکرم را بکار ببرید

12-همیشه با زبان مثبت با دیگران هم صحبت شوید

@bakelasbashim

:::قواعد زندگی در ایران:::: (تجربیات شخصی داداشتون)::::

اول بگم همه اینا نظر شخصیه بنده اس و بر اساس تجربیات شخصی بدست اومده، بنابراین و لطفا این قواعد رو به دین و سیاست و انقلاب و آزادی و جمهوری اسلامی و میدون بهارستان و سه راه اندیشه و چهارراه کوکاکولا و.....گره نزنید:

 

 

 


1- تو این کشور هر چی دادن و ثبت نام کردن بگیر- از یارانه و دفترچه بیمه و سهام عدالت گرفته تا آلزایمر و ویروس سرماخوردگی! ممکنه بگید این آخریاش برای چی دیگه؟ خب معلومه ممکنه بدتر از اون بیاد!!! 


2- تو این مملکت رو هیچی تعصب نداشته باش! از سلبریتی محبوبت و پرسپولیس و استقلال گرفته تا کاندید محبوبت تو عالم سیاست!!!  چون جز اعصاب خوردی چیز دیگه ای نداره و بالاخره گندش درمیاد!!


3- تو این مملکت در حق کسی خیلی خوبی نکن و اگر خوبی کردی انتظار نداشته باش در مقابل خوبیهات به تو خوبی کنه!!!


4- قبل از سرکار اومدن هر رئیس جمهورِ جدید یا قبل از آغاز دوره دوم ریاست جمهوریش، خریدهای بزرگت مثل خونه و ماشین رو حتما انجام بده!!! چون تو دوره دوم میخوان خودِ واقعی شونو نشون بدن و هنرنمایی هاشون شروع میشه!!


 5- وام دادن تونستی بگیری دریغ نکن ولی ضامن کسی نشو تا تونستی...اگرم خواستی ضامن بشی ضربدری ضامن هم بشید!! نخواستی هم برو تو وضعیت تک تیر!


6- پول تو دستت بود هر چی لازم داری بخر!!!.... لازم نداری سکه بخر بازم لازم نداشتی... طلا بخر خونه بخر.....موبایل بخر..تبلت بخر....بازم لازم نداشتی سیب زمینی پیاز بخر...اصلا پاستیل بخر!....اگر بازم لازم نداشتی بده بمن!!!....خلاصه پول بی زبون رو معطل نکن!! که ارزشش، رئیس جمهور به رئیس جمهور میاد پایین!


7- شراکت، رفاقت، مجاورت، ملاحظت ...همه چی تعطیل..با داداشتم شریک نشو!!


8- پول دست هر کی دادی رسید بگیر!!! من که میگم اصلا به کسی پول نده!!!


9- اداره میری و کار اداری داری همه مدارکت رو ببر حتی شده مدراک مادربزرگت! البته تو کیف هم نذار بدزدن ازت..بذارتو این کاورها خیال کنن مشقاته! یا مثل جلیقه انفجاری ببند به خودت!!


10- تو هر اداره ای رفتی اول از همه بجای روابط عمومی برو سراغ آبدارچی (البته خودم میدونم این خیلی تکراری بود)


11- تو هر حالت و وضعیتی که هستی بگو خدا رو شکر، هر زمامدار و رئیس جمهوری و مسئولی هم بالاسر مملکته قدرشو بدون، از قیمت دلار و سکّه هم راضی باش، چون یقینا فردا بدتر خواهد شد!!..هم از لحاظ مسئولین مملکت هم از بابت قیمت دلار و سکه.....امروز رو دریاب داداش!!!


12- تو این مملکت با دو نفر بحث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و...نکن؛ یکی راننده تاکسی، یکی هم آرایشگر یا همون سلمونی، اینا سیاست مدارای قهّاری هستند که اتفاقا رانندگی یا آرایشگری هم میکنن!! یه چیزی در حد جان بولتون و تخت روانچی هستند که چون به اندازه کافی تو وزارت خارجه جا نبوده دارن رانندگی و آرایشگری میکنن! بنابراین با اینا بحث نکن که کم نیاری! بعضیاشونم موج رادیوشون رو رادیو فرهنگه و همش مجلسو رصد میکنن! اونا رو که دیگه بیخیال شو! اگر خیلی ادعات میشه ازشون بخواه کولر برات روشن کنن!


 13- تو این مملکت عادت کنید به چیزی عادت نکنید!


@ ورک شاپ عملی(کارگاه علمی؛ کار در خانه؛ تمرین):

این دو تا آهنگ رو گوش کنید و تلاش کنید مخاطب این آهنگها رو دلار و سکّه در نظر بگیرید، اگر تونستید؛ در زندگی آدم موفقی خواهید بود و الا اگر فکرتون رفت سمت مخاطب خاص، بدونید که مخاطب خاصتون الان بجای شما داره به سکّه و دلار فکر میکنه بنابراین جز علّافی چیزی براتون نداره!!!! (صدای بوق بی ام و 2018 رو در نظر داشته باشید قطعا از صدای بوق پراید دلنشین تره!!)

  


دریافت

 


دریافت

 

قدرت شکرگوئی

چند هفته ای هست که به شدت درگیر کار هستم، تقریبا وقت سر خاروندن ندارم،میشه گفت به وبلاگ بیان هم قاچاقی میام سر میزنم و میرم، اگر به وبلاگ دوستان سر نمیزنم بذارید به حساب محدودیت وقت، نه به حساب کلاس گذاشتن و قیف اومدن و .....! میدونم که تو این مدت پست های ارزشمندی از وبلاگ دوستان رو از دست میدم ولی چاره ای نیست...حقیقتش بعضی از پست های خودم به صورت خودکار و زمان دار و برنامه ریزی شده ارسال میشن، کامنت ها رو هم قسطی میام جواب میدم، البته به این معنی نیست که کامنت نذارید، فقط اومدم به خودم و دوستان یادآوری کنم غصه فردایی که هنوز نیومده رو نخوریم، امروز رو دریابیم..نمیدونم ربطش کجا بود تو این هاگیرواگیر؟:))) این متن هم از کانال با کلاس باشیم کِش رفتم، اینا رو بازنشر نکنم، وجدان درد میگیرم اساسی:


«قارون» هرگز نمی دانست 

که روزی، کارت عابر بانکی که در جیب ما هست 

از آن کلیدهای خزانه وی که مردهای تنومند عاجز از حمل آن بودند ما را به آسانی مستغنی میکند...

و «خسرو» پادشاه ایران نمی دانست که مبل سالن خانه ما از تخت حکومت وی راحت تر است...

و «قیصر» که بردگان وی با پر شترمرغ وی را باد می‌زدند، 

کولرها و اسپلیتهایی که درون اتاقهایمان هست را ندید...

و «هرقل» پادشاه روم که مردم به وی بخاطر خوردن آب سرد از ظرف سفالین حسرت میخوردند 

هیچگاه طعم آب سردی را که ما می چشیم نچشید ...

و «خلیفه منصور» که بردگان وی آب سرد و گرم را باهم می آمیختند تا وی حمام کند، 

هیچگاه در حمامی که ما براحتی درجه حرارت آبش را تنظیم میکنیم حمام نکرد ...

بگونه ای زندگی می‌کنیم که حتی پادشاهان عصر هم اینگونه نمی زیستند اما باز شانس خود را لعنت میکنیم !

و هر آنچه دارائیمان زیاد میشود تنگدست تر میشویم !

خدایا قدرت شکرگوئی در حرف و عمل را به ما عنایت فرما

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
* آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
* تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
* میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
* بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
* یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*بدی بزگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
Designed By Erfan Powered by Bayan