تو اتوبان پشت یه نیسان نوشته بود:
" مُرده رو از مرگ نترسون"
تاچند دقیقه داشتم با خودم فکر میکردم منظورش چی بوده؟
- طنز
-افسردگی
- آموزش ضرب المثل
- زنده نبودن راننده
-
تو اتوبان پشت یه نیسان نوشته بود:
" مُرده رو از مرگ نترسون"
تاچند دقیقه داشتم با خودم فکر میکردم منظورش چی بوده؟
- طنز
-افسردگی
- آموزش ضرب المثل
- زنده نبودن راننده
-
چراغ قرمز هم بخشی از زندگیه
با چراغ قرمز مهربون باشیم
پشت چراغ قرمزم تاخیر یک ربعی برای یه جلسه دارم
خیلی وقتها تو دلم به بزرگترا خرده میگرفتم که اینا چرا اینقدر خودشونو میگیرن؟ چرا محل به کسی نمیذارن؟ چرا نگاه دلسوزانه و شفقت بارشونو دریغ میکنن از بقیه؟ چرا راههای پیشرفت رو نمیارن صاف بذارن کف دست ما؟؟
البته این موضوع بیشتر تو محیط کار صادق بود
مثل امروزی دیدم واقعا حق دارن
متاسفانه عده ای از نسل جوان خیلی عجله دارن، یک شبه میخوان به همه چی برسن، احترام پیشکسوت و بزرگتر حالیشون نیست، فقط رسیدن به منافع خودشون مهمه براشون
حاضرن از روی هیکل دهها پیشکسوت رد شن تا به خواسته شون برسن
یادمه تو یه جلسه کاری یه رئیسی داشتیم چند سال پیش، یکی از همین تازه به دوران رسیده طلبکارانه منافع خودشو طلب میکرد، بعد این رئیس ما برگشت یه حرفی زد که اکثرا تو دلمون گفتیم عجب آدم بی ادبیه ولی الان که فکر میکنم می بینم بهترین جواب رو داده،
برگشته بود بهش گفته بود:
تو اول بذار (روم به دیوار روم به دیوار) جیشت خشک شه بعد!
اون جلسه ترکید از خنده، ما هم خوشمون نیومد ولی بعدا متوجه شدم با این افراد باید اینطوری رفتار کرد...
ترم پیش از من، عناوین پیشنهادی برای پروژه کارشناسی خواستند نشستم یک ساعت و نیم وقت گذاشتم موضوعاتی که به ذهنم میرسید و حاصل تجربه خودم بود رو انتخاب کردم و خالصانه براشون فرستادم
جالبه که یه دانشجو هم برای درس پروژه بهم معرفی نکردند
این ترم و الان دیدم تو کانال تلگرامی دانشگاه تمام موضوعات پیشنهادی من رو زدند ولی اسم من تو لیست اساتیدی که میشه باهاشون پروژه برداشت، نیست !
همیشه همینجوری بوده، هر چی منظم تر باشی و با صداقت باهاشون بری جلو. اینجوری جوابتو میدن
پیامک دادم خانم مهندس اینجوریاس، میگه عه ؟ اسمتون از قلم افتاده!!! تو دلم گفتم پاینده باشید فدای قلمتون!
میخوام بگم هم اسمم رو حذف کنید هم موضوعاتمو، هر چیزی لیاقت میخواد، جالبه یه دونه عنوان از اساتید خودشون نذاشتن!
شیطونه میگه برم تو سامانه مضخرفشون اون دو تا درسی که این ترم گذاشتن برام رو حذف کنم...
واژه ای با مفهوم وسیع و پرکاربرد: crowdsourcing
دیروز در یک کارگاه آموزشی شرکت کردم و با این مفهوم آشنا شدم
معادل فارسیش میشه جمع سپاری
آکسفوردی که در 70 سال جمع اوری شد با این روش در عرض 7 ماه مشابه اش جمع اوری شد
شرکت امریکایی که طراح تیشرت بود با این روش و سپردن طراحی تیشرت های به مشتری ها از طریق اینترنت به سود کلانی دست یافت
و هزاران مورد از این دست...
بازهم خواهم نوشت در این مورد..