بیانِ دوست داشتنی
بدون مقدمه، خیلی بی انصافی بود که از کنج عزلتم بیرون نیام و در قدردانی از تیم بیان و فرصتی که در برهه ای از زمان برای بیانی ها ساختند و پرداختند، پستی نزنم. دلایل تیم بیان کاملا منطقی هست و از اون صحیح تر دغدغه ها و دلتنگی های بیانی ها... خود من هنوز از کنج عزلتم در همه ایام سرک میکشیدم وبا حضور بلاگرهای قدیمی خصوصا در این روزها خوشحال میشدم. ولی خب دلایل بیان و هزینه ها رو نمیشه منکر شد.
خود من این اواخر کرکره وبلاگمو بدلایلی پایین کشیدم چون معتقدم انسانها در حال تغییر هستند و نمیشه انتظار داشت شرایط آدمها یکسان باشه
در برهه ای از زمان خصوصا دوران خوشی و ناخوشی، سختی و راحتی، روزهای تدریسم و ایام قبولی و تحصیل و دفاعم در دوره دکترا، اینجا برای من محرم اسرار و مونس شبهای تنهایی و ارتباط با دوستان مجازی بود، واقعا هم بابت این موضوع از تیم بیان سپاسگزارم. ولی الان هر چند سطح دغدغه های خود من فرق کرده و من ، در لینکدین هم در حوزه تخصصی خودم فعالم، ولی خودمو بی نیاز از بیان نمیدونم. اینو در روزهای قطعی اینترنت بین الملل کاملا احساس کردم.
برای من باز بهتره بیان بمونه و وقتی خودمو در معرض پیشنهاد برخی از دوستان دلسوز مبنی بر کمک ماهیانه یک میلیون تومنی قرار میدم می بینم واقعا ارزششو داره. هر چند دیگه مثل سالهای قبل نه من اون بلاگر سابقم و نه دوستان و مخاطبین فعالیت سابق رو در بیان دارن، ولی بیان همان بیان سابق است و شاید بهتر بود ما گولِ ناملایمات زندگی و سن و مدرک و تغییر دغدغه هامونو نمیخوردیم و همچنان به فعالیتمون ادامه میدادیم.
با این وجود، از محیط خلاقانه بیان، حرفه ای گری و خوش فکری مسئولین بیان و مخاطب داری شان و از دوستان وبلاگی فرهیخته در بیان واقعا ممنونم چرا که روزهای قشنگی رو برای من ساختند، از دوستانی هم که در بیان خواسته یا ناخواسته بابت دلخوری شان شدم حلالیت میطلبم. البته نمیدونم در این جا باز هم لازمه عرض کنم که من همچنان در انتظار وصال آلکساندرا و تویوتای اف جی کروز هستم یا لازم نیست؟:) لازمه عرض کنم که فرشته یا همون استاد راهنمایِ جان، آقا و مرد هستند یا لازم نیست؟:)
در هر صورت بیان رو از عمق جان دوست دارم وامیدوارم بماند به ماندگاری خورشید تابان!
راستی تا یادم نرفته برخی انجمن ها و فروم ها خودشان رو هنوز حفظ کرده اند چرا بیان نتواند خودش را حفظ کند؟ مهندس قدیری عزیز هم بهتر از من میداند با شرایط اینترنت در ماههای اخیر این وب بود که ماندگار بود و دامین دات آی آر آخرین پشت و پناه بلاگرها در ماههای سختی...ما رو دورننداز آقای بیان و در صحرای بیرحم تلگرام و پیامرسان های نتراشیده و نخراشیده رها و پراکنده نکن! جمع ما رو متفرق نکن، ما هم یعنی خود من هم قول میدم بلاگر خوبی باشم و با وفاداری بیشتر به بیان، علیرغم تغییر دغدغه هایم باز هم بنویسم و بنویسم...تازه من با خودم کنار اومده بودم فعالیتمو ادامه بدم و عکسهای کوهنوردی هفتگیمو از طبیعت بذارم، اصلا میخواستم دوربین کانن خودمو بدم درست کنن و اینجا رو عکسباران کنم البته اگر سرویس ارسال فایل بیان درست شده باشه ( انتقاد ریز و مویرگی در شرایط بحرانی و حالا که بیان میخواد تعطیل بشه منم فاز فعالیت برداشتم!) به همین سوی چراغ!:)
قدیریا، میدانم مدیریت اینجا سخت است و با ماهی یک میلیون تومان بلاگری چون من هم کار درست نمیشود، بیان پیشتاز و ممتاز و حرفه ای است....بیان جوایز درو کن بود....این سرو سهی رو قطع نکن مهندس قدیری! شما بلاگر های بیان هم خب بیایید پست بزنید دیگه ! اه! :)( با لحن رضا عطاران یا نقی معمولی بخونید:) هر چند یکی نیست به خود من هم بگوید خودت چرا پست نمیزنی؟!!!) در هر صورت من به توانمندی های مهندسی قدیری در خشک نشدن درخت بیان در این وانفسای اقتصادی ایمان دارم ..چه اینکه بازهم بیان ممکن است پناهگاه مخاطبین باشد که حتما هست..
ببخشید که پراکنده گویی کردم و سیاق جملاتم از ادبی و طنز و جدی و ...متغیر بود....واقعا بیان رو فراموش نخواهم کرد و همینطور مخاطبین پاک قلم و روشن اندیش اش را...ولحظات خوبی که در بیان داشتم...امیدوارم بازهم بلاگر بیان باشم چون واقعا آلترناتیوی ندارم..امیدوارم ضرب الاجل تعطیلی بیان در 15 اسفند حالا حالا ها عملی نشه؛ اصلا هیچ وقت به وقوع نپیونده! امیدوارم توصیه به گرفتن بکاپ از مطالبم برای بیان، صرفا جهت احتیاط و محکم کاری باشه..