نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

بالاخره طلاقش دادم بره پی کارش!

  • جمعه ۸ دی ۹۶
  • ۱۳:۱۶

بالاخره تصمیمو قطعی کردم...

دیگه ازش دل کندم...

مهرش حلال...جونش آزاد....

من دیگه براش وقت ندارم...واقعا وقت ندارم......

دیگه نمیخوامش...دیگه دوستش ندارم......دیگه باهاش حال نمیکنم

حدود 11 ساله که با هم بودیم...تو سرما و تو گرما...تو سختی ها و خوشیها

ولی دیگه میخوام تنها باشم..با کارم..با درسهام...میخوام تنها باشم

اون هیچ وقت قدر منو ندونست...ولی من خیلی براش وقت گذاشتم..خیلی براش ارزش قائل بودم...

دیروز رسما زنگ زدم و طلاقش دادم...

میپرسید کیو طلاق دادم؟ خانوم فلرتشیا و عمه کتی رو  هر دو با هم یه جا طلاق دادم!!! خب معلومه تدریس رو طلاق دادم دیگه!! چرا شما با من اینجوری میکنید؟!!! خب بگیرید مطلبو سریعتر دیگه...

خلاصه دیگه نمیرم.....این همه راه بکوبم از این ور تهرون برم اونور تهرون..برای ساعتی چقدر؟ 15 تومن یا نهایتا 16  تومن؟ جمع کن بابا......سر چهارراه وایستم شیشه ماشینای ملتو بشورم بیشتر در میارم...تازه صدامم خبه حین شیشه شستن آواز هم بخونم دوبله در میارم....

این ترم چقدر میخواد میشه؟اگه خیلی بشه 800-700 تومن..حداقل سه تا جریمه شدم تو مسیر برای سرعت...3 تا 60 تومن میکنه به عبارت 180 تومن....حدودا 500-600 تومن بمونه برام...پول بنزین رو تازه کم نکردم ازش...پول وقت با ارزشمو....و....

اونوخ یه سری پروفسور و بچه انیشتن آوردن سر کلاس! اسم درسمون هم الکترونیک 3 هست.....از الکترونیک ترانزیستور رو نمیشناسن! میخوان من الکترونیک 3 بگم براشون!!!! جمه کن بابا.....

پرافسه(جمع پروفسورها)ی محترم از اواسط آبان اومدن سرکلاس......یه جلسه اربعین بوده- یه جلسه آموزش اشتباهی کلاس ما رو تعطیل کرد...یه جلسه آلودگی هوا....دو جلسه قبل بخاطر زلزله تعطیل کردن..جلسه پیش هم که دیروز بود خودم نرفتم...من فقط فرصت کردم یه جلسه براشون جبرانی بذارم...خدائیش دیگه هم وقت ندارم..با این همه کار و درس و مسئولیت و کوفت و فلان و بیسار!

آقا طلاقش دادم راحت شد رفت...خانوم مهندس.....زنگ زد گفت آقای مهندس ترم بعد برنامه درسی تون چه روزایی باشه؟ دوست داشتم بگم: کوفت...زهر مار!!!....برنامه مو بذار روز قیامت!!!! ووسط جهنم!!!! من با قیر داغ بهشون الکترونیک درس میدم!! ولی برگشتم گفتم خواهش میکنم البته توفیقی بود این ترم خدمت مجموعه شما بودم ولی ترم آینده نیمتونم در خدمتتون باشم..اونم معلوم بود از خدا خواسته فرمودند خواهش میکنم ایشالا پس ترمای بعد خدمتتون باشیم..با خودم گفتم آره جوون عمه ات!!

چند هفته پیش همین خانوم اومد در کلاسم به عنوان مدیر آموزشی، اول در زد نشناختم....خانومی بود جوان و با موهایی مش کرده که از زیر مقنعه اش پیدا بود...قیافشم میشد تحمل کرد..برخلاف مدیر اموزشی های دیگه...اول خیال کردم از این دانشجوهای شاغل هست..گفتم بفرمایید...گفت فلانی هستم و میخواستم فلان مطلب رو به دانشجو ها بگم...شناختم و یکم مثلا بیشتر تحویلش گرفتم و گفتم بفرمایید خواهش میکنم....تو دلم گفتم تو که دو سه تا کانال داری تو کانال میگفتی بهشون دیگه...اومدی سرکلاسم که مثلا چی؟...نمیدونم اومده بود گوش وایسته در کلاسم یا نه..شاید میخواست منو ببینه.....شایدم میخواست ببینم هستم نیستم؟..در هر صورت مهم نیست....

من که درسمو میدم..البته یادمه یکی دو جلسه حسابی در مورد محاسن و معایب ازدواج و دوستی پسر و دختر برای دانشجوها منبر رفته بودم....اینطور موقعها دانشجوها بیشتر گوش میدن! 

خلاصه....بعد که خانوم مهندس مطالبشون رو فرمودند آهسته به بنده گفتند که دانشجوها از نحوه تدریستون خیلی راضین گفتم خواهش میکنم اونا لطف دارن ...بازم تو دلم گفتم: آره جوون عمه ات!!! همون "ت" عمه ات تو دلم ادا نشده بود که  خداحافظی کرد و رفت....ضمنا ایشون همون شخصی هستند که کلی موضوع پروژه از من تیغ زدند و دانشجویی برای پروژه بمن معرفی نکردند....حرومتون باشه!!!

بگذریم....

خلاصه طلاق دادم...دیگه درس نمیدم......البته فعلا درس نمیدم......

واقعا درس خوندن و درس دادن و تدریس خیلی خز شده تو این مملکت...الان هرکیو می بینی تو خیابون میشله یا مسته یا منگیه بهش میگن مهندس! خدائیش هر کی بمن میگه مهندس انگار داره بمن فحش میده!!!! یه چند ترم دیگه که دکتر بشم هم باز فایده نداره!!!! الان فقط شغل آزاد و خوانندگی و هنر پیشگی تو بورسه!!

به لطف سیاستمداران و متولیان امر آموزش و فرهنگ دیگه خیلی چیزا تو مملکت خز شده و ارزش خودشو از دست داده....

یکیش همین آموزش ودرس و ودانشگاه و استاد دانشگاهی هست...یکش عشق بین پسر و دختر هست...یکیش.......

بیخیال...به من چه این حرفا..خلاصه طلاقش دادیم رفت!

  • نمایش : ۱۴۹
  • بهارنارنج :)
    دقیقا من این فکرارو قبلا کردم:دی
    دوستام تو فکر کلاس گرفتن و..بعضیاشونم که حتی سواد چندانیم ندارن دارن تدریس میکنم..به منم گفتن گفتم نه این همه وقتتو بزاری ۳/۴ماه بری۳۰۰/۴۰۰بزارن کف دستت؟؟؟
    من یه مغازه ساده خوبم تو جای پرتردد شهر گیرم بیاد تو۲روز کل درامد شمارو درمیارم!
    خدایی اصلا نمیصرفه
    بله همینطوره
    شما که کرمانی مغازه میخوای چکار؟
    بزن تو کار پسته. ملکه پسته بشی خودتو بستی و پول پارو میکنی
    آقای سر به هوا(o_0)
    عجب قالبی:)
    ممنون. خوبه حالا؟
    ناشناس
    حرف دل ما رو زدی مومن
    خدا رو شکر
    زهرا
    مبارک باشه واقعا چه کار درستی.
    این پستتونو از همه بیشتر دوس داشتم عالی بود واقعا وسط مقاله تلخ بهم چسبید. بنظرم طنز نویس شید بهتره ها چون هنرپیشه گی هم خیلی لوس بازی شده. یه پیج تو اینستا بزنید هر روز یه فیگور و ازین طنزا .... بعد هم کلی تبلیغات...میشینی خونه و پولدار میشی.
    تازه اصلا دیگه الان ادم خجالت میکشه بگه میرم دانشگاه یا دانشجوام....((((((:::
    سلامت باشید. پستای من همشون مثل خودم خوبن خخخخ
    واقعا من دست به طنزم خوبه؟ نکنه هیچ هنر دیگه ای ندارم
    اینستا رو بلد نشدم دقیقا چکار کنم
    باید کامل و قشنگ یادم بدید..در آمدمون هم 60_40 . البته 60 منما

    راستش این اواخر روم نمیشد بگم دانشگاه درس میدم. افت داشت برام
    بهارنارنج :)
    فکرمیکنید..
    توفامیل ماهمه پسته دارن!ولی هیچکس پول پارو نمیکنه:))
    اولا پسته الان مثل قدیما نیست,درختا بار ندارن
    خلاصه که گذشت اون زمان:)
    چرا آخه؟
    ما که کیلویی 50-60 تومن میخریم
    پس این پسته ها مال کجاست؟

    آشنای غریب
    آره بابا امیدوارم یکی خوبشو بگیری

    بله شغل آزاد درپیتی الان تو بورس هست
    شما دعا کن یه خوبش گیر ما بیاد
    بهارنارنج :)
    خب از پسته دار که این قیمت نمیخرن!
    کار پستم سرمایه کلان میخواد برا پارو پول که بتونی پسته زیادی بخری تولیدی بزنی بسته بندی کنی وبفرستی راه دور
    دقیقا مشکل ما ایرانیها هم اینه که بسته بندی بلد نیستیم
    جیب واسطه ها رو پر میکنیم کشاورزامون هم همیشه دستشون خالیه
    خودشو باید مشکل خودشونو حل کنن
    پول رو هم بذارن یه کارخونه بسته بندی تاسیس کنن
    آقای سر به هوا(o_0)
    اره:)
    اره آهن بر؟؟
    زهرا
    نه اگه فیفتی فیفتی قبول میکنید منم دیگه درس ندم. شما طنز بنویس منم یه پیج میزنم و مدیریتش با خودم... اونوقت لازم نیست بریم ماشین بشوریم دبگه.
    خب هنراتونو رو نکردین که. یکم ازشون اینحادبزارید ما ببینیم
    ولی نوشتنتون خیلی عالیه...هیچوقت رها نکنید و گسترشش بدید
    نه حقیقتش فیفتی فیفتی صرف نمیکنه ....همون 60 - 40 والا زحمت بکشید تدریس بفرمایید.....
    یعنی شما هم میخواستی بیای با من ماشین بشوری؟ نه مثل اینکه بقیه ملت هم مثل ما زیر خط فقرن!
    من این همه دارم از هنرام میگم..هر پستم یه انگشت از هنرامو میگم..کافی نیست..من فقط ظرف شستن بلد نیستم والا الان وقت شوهر دادنم بود
    در هر صورت ممنون...شما لطف دارید....والا نوشتن من خیلی سطحش پائینه ...خیلی باید کار کنم تا به گسترش برسه
    ممنون
    ** سیلاک **
    من برای سرگرمی تدریس می کنم چون کارمند جای دیگه هستم و تدریس منبع درآمد من نیست تقریبا می تونم بگم زیاد برام درآمدش مهم نیست .. ولی واقعا تدریس رو دوست دارم .. ولی اگه تدریس منبع درآمد اصلی شماست واقعا نمی ارزه .. زودتر باید طلاقش میدادی ..

    براتون فرصت های کاری بی نظیر و پر درآمد آرزومندم :)))
    منم اماتوری درس میدم...اونم فقط روزای پنج شنبه...تدریس کار اصلی منم نیست....ولی نزدیک خودمون متاسفانه کمتر پیدا شد
    من عاشق تدریس بودم...اگر دانشجوی دکترا نبودم و فرصت داشتم هیچ وقت ولش نمیکردم...
    ولی واقعا ترم دیگه خیلی سخته برام

    در هر صورت ممنون......منم براتون آرزوی بهترین ها از نوع همونی که خودتون میخواید براتون هستم
    sepi AL
    :-))
    ::))
    منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    عاقبت به خیر باشید!
    سلامت باشید
    شماهم همچنین
    آذری قیز
    چرا نظرات پست جدید فیلتر شدن :)))
    نظرات پست جدید رو چک کردم مشکلی نداشت وقت احتمالا نظر خصوصی نشه ارسال کرد
    آذری قیز
    نمیدونم چرا برای این پست کامنت ندادم!
    با تک تک حرف هاتون موافقم
    هرچند همیشه حرف های مهم تون رو در لایه های طنز میزنید ولی باید به حال این نوع سیستم آموزشی جدا گریه کرد!
    علاوه بر سیستم آموزشی به حال دانشجوها هم باید زار زد!
    گاهی که حرف های دانشجوهای نسل جدید رو جسته و گریخته میشنوم توی بوفه ی کتابخونه یا دانشگاه شرمم میشه حقیقتا. بعضی چیزها نباید تغییر میکرد ولی نمیدونم چی شد که نسل یهو توی ده سال اینقد تغییر فاحش به خودش دید!
    خواهش میکنم
    ممنون..بله واقعا همینطوره که میگید..اصلا دانشگاه و دانشجو لوث شده
    اینا مهم نیست مهم اینه که بهر قیمتی تعداد دانشگاه و دانشجو زیاد بشه و ما از فضای مجازی و قرتی بازیای غرب(غیر از علم و تکنولوژیش) عقب نیفتیم!
    آذری قیز
    نمیدونم چرا برای من نمایش داده نمیشه. خصوصی نبود نظرم که
    پست جدیدم کلا نمایش داده نمیشه یا فقط نظر نمیشه داد؟ من نظرات رو نبستم که
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">