نوشته های خیس من

ساحل آرامش لحظه هام

ساحل آرامش لحظه هام

نوشته های خیس من

« همین نان که از فرط فراوانی حتی سگان نیز به آن رغبتی نمی کنند، اگر منع کنی همگان بدان رغبت آرند. 

الانسان حریص علی ما منع. 

هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، وی را دغدغه خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی!  

آن اصلاح تو خود، عین فساد است! 

اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن.

 فارغ باش و تشویش مخور. و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع، جز رغبت را افزون نمی کند .»


مولانا جلال‌الدین محمد بلخی- فیه ما فیه

پ.ن: کاش.....بی کاش!

۵ نظر ۰۶ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۰۱



چرا فرزند آرام شما، در مهمانی به بچه‌ای بی‌ادب تبدیل می‌ شود که از در و دیوار بالا می ‌رود؟


او کوچک ‌ترین عضو جمعی است که باقی اعضایش، وارد چهارمین دهه زندگی ‌شان شده‌اند. فرزند آرام شما که هنوز سنش دو رقمی هم نشده، به محض ورود به چنین جمعی، آدمی دیگر می‌ شود. تمام رفتارهایی که همیشه در مقابلش

ناآرامی در مهمانی

منع می ‌کردید را از خود بروز می ‌دهد و دوست دارد به تک‌ تک مهمان ‌ها و تمامی وسایل صاحب خانه، صدمه بزند. اما چرا فرزند همیشه مودب و آرام شما، در مهمانی به یک غول کوچولو تبدیل می ‌شود و هر کار می‌ کنید، نمی‌ توانید مانعش شوید؟ علم روانشناسی می ‌گوید، گاهی بچه ‌ها، نیاز به جلب توجه دارند اما این نیاز را، همیشه با تقاضای مستقیم توجه از والدین طلب نمی ‌کنند. نشان دادن رفتار‌های مخربی که واکنش دیگران را در پی دارد هم یکی از راه‌ هایی است که بچه ‌ها از طریق آن، نیاز به مورد توجه قرار گرفتن را بیان می ‌کنند.

 

۶ نظر ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۰۰



  • واااای.. همش پسته میخورن.. به اینام میگن فامیـــــــــــــل؟؟؟؟!!! 


  •  همش پسته میخورن.. خدا رو شکر که فامیل خوش اشتها دارم!!!!! 
۴ نظر ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۱۳

به نظرتون رییس جمهور خط جدید منو از کجا آورده؟؟؟؟




اونو بابامم نداره؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

۶ نظر ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۴۵


عید شما هم مبارک باشه...ببخشید ما جدیدا خیلی زود همه چی رو فراموش می کنیم...ولی آفرین به شما که بابای قهرمانتون رو به این زودی فراموش نکردید..


(دختر و پسر شهید مسعود تیموری، آتش نشان فداکار ایرانی‌، بر سر مزار پدرشان در نوروز)

۵ نظر ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۲۴

منبع:نواندیشان


⚜اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید، در پایان یک سال تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.


⚜اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی‌اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.


⚜اگر روزی ۱۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید، از هفته‌ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.


⚜اگر روزی ۱۵ دقیقه را به پیاده‌روی سریع اختصاص دهید، از هفته‌ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه‌ی بهتری خواهید گرفت.


⚜اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول‌های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت‌های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.


✨ زیبایی قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاه است که هیچ‌وقت به بهانه‌ی اینکه وقت ندارید آن را به تأخیر نمی‌اندازید.


۶ نظر ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۴۵

فامیلای محترم!!!!...............بفهمین:!!!!


وقتی بزگتر میشیم باید مبلغ عیدی رو زیادتر کنین!...


نه اینکه کلا دیگه عیدی ندید!!!!! خخخخخخخخخخخخخخخ

۸ نظر ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۰۷

خلاصه بگم:

دو هفته پیش دروبین های امنیتی مجتمعمون رو بردن..البته فیلمشون هست!

چند روز پیش هم طبقه اول مجتمعمون رو دزد زده و از بین این همه خرت و پرت،  طلاهای خانم بیشتر مورد علاقه و جلب توجه بوده!

شما خیال میکنید خانوما چرا اینقدر حساس هستند که طلایی که میخرن قشنگ باشه؟ بخاطر اینکه دزدهای محترم دچار سردرگمی نشن و شب عیدی دست خالی نرن!

جدا یکی از مهمترین بخشهای اجتماعی و صنف کاری  که وجدان کارایی بالایی داره و با درایت و ابتکار و هوش ایرانی همراه هست و در دنیا گوی سبقت رو از دیگران ربوده همین پیشه سرقت هست....کارشونو معمولا خوب انجام میدن!

گذشته از شوخی بیاییم بیشتر مواظب خودمون و سرمایه مون باشیم چون در هیچ کجای دنیا به هیچ مالباخته جایزه نمیدن، تحسین اش هم نمیکنم.....فقط بهش میگن: دندت نرم!

۳ نظر ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۷

من این آهنگ رو دوس میدارم.

 گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد.. ویدئوی همین اهنگ رو هم در ادامه مطلب براتون گذاشتم.. توصیه میکنم حتما ویدئوش رو ببینید

 

 

 
دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 
 
 
 

 

 

۹ نظر ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۰۹

۵ نظر ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۳۷

دوباره زمین نفس کشید، چشمه ها جاری شد، بلبل ها به استقبال بهار اومدن، برنامه کوهنوردی که چه عرض کنم کوهپیمایی با چاشنی پیاده روی من هم شروع شد....

من جمعه ها معمولا حدود 7- 9 صبح برای این کار برنامه ریزی کردم،ساعتی که حدود 70 درصد مردم در خواب نازن..

این تایم هم همیشه گوشی و هدفون میبرم و فقط و فقط از ساعت 8-9 برنامه ملاقات رادیو گفتگو رو گوش میکنم که با یکی از دانشمندان و صاحبنظران در مورد زندگینامه شون صحبت میکنه

برام تا حالا خیلی آموزنده بوده و چیزاهای فراوونی یاد گرفتم

برنامه امروز اختصاص پیدا کرده بود به گفتگو با استاد زردشت هوشور که پدر علم جغرافیای پزشکی و پدربزرگ اسباب بازی های ایران هستن..دخترشون هم فعال در این حوزه و حاضر در برنامه بودن

نکات آموزنده ای در صحبت های ایشون میشد پیدا کرد....موزه ملی اسباب بازی،  «بسیاری از بیماری‌ها متأثر از اقلیم اند»، نحوه درست کردن توپ فوتبال از یکی از اعضای بدن گاو و ........

دوست داشتید میتونید صحبتهای ایشون رو از این لینک  دانلود کنید..


۴ نظر ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۳۹
 هر روز در این شهر شلوغ و پر ترافیک برای رفع نیازهای خود، خرید کالا و یا خدمات، به مغازه‌های مختلفی مراجعه می‌کنیم. اما اگر بدانیم مراکز و بورس‌های عرضه کالا در کدام نقاط مستقر هستند، شاید وقت بسیار کمتری را برای این کار صرف کنیم و با تنوع بیشتر و قیمت‌های مناسب‌تری روبه‌رو شویم.
۵ نظر ۲۶ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۱۹


بارها شده با خودم فکر کردم چرا نتونستم از " بلاگ بیان" برم یا چرا اینجا پاگیر شدم!

پاسخ این سوال هم این بود که تقریبا 99 درصد امکاناتی که یک بلاگر نیاز داره در این استارتاپ(استارتاب؟؟؟-با لحن جنابخان بخونید- اینو من از مصاحبه های آقای قدیری شنیدم نمیدونم اینجا کاربرد داره یا نه..خواستم بگم مثلا یه چیزی حالیمونه :D) موجود هست....

وبلاگ بیان یکی از محصولات موسسه بیان هست که خیلی هم موفق بوده

توصیه میکنم حتما مصاحبه جناب آقای قدیری رو بشنوید..من که لذت بردم....





۳ نظر ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۴۶

نیکی به پدر و مادر؛

داستانی است 

که تو آن را می نویسی 

وفرزندانت

آن را برایت حکایت می کنند،

پس خوب بنویس...

۶ نظر ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۰۹

امروز با هزار امید و آرزو رفتم که بشه

ولی یهو اومد و گفت بمن گفتن: حق نداری بذاری بشه!

شدن یا نشدن!

میخواد بشه میخواد نشه...درسته زحمت من بیشتر میشه و کارم به سال 96 میکشه، درسته امروز حسابی دپرس شدم و شاید تا آخرین لحظه امروز حال مساعدی نداشته باشم!!

ولی خدا رو شکر تونستم به اعصاب خودم مسلط بشم...خودمو نباختم و چشم به فردا (مثل بقیه فرداها)دوختم.....

خیلی سخته بهت امید بدن و بگن فردا کارت درست میشه ، بعدش فردا یعنی امروز بری بهت بگن نمیشه!

.....میگذره.......


۳ نظر ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۲۰