نوشته های خیس من

♀ ساحل آرامش لحظه هام ♀

♀ ساحل آرامش لحظه هام ♀

نوشته های خیس من

فطرت آدمیزاد تغییر ناپذیره..نسل ها که عوض بشن آدمها عوض نمیشن

فقط شدت و ضعفش ممکنه تغییر کنه...یکم هم به جامعه و ارزشهای جامعه و میزان شل گرفتن و سفت گرفتن جامعه بستگی داره..البته عرض کردم یکم نه خیلی....

این آقا یعقوب خجالتی ما هم در مقابل تجاوز جمیله خانم تاب نیاورده و شکایت کرده!(عکس در ادامه مطلب) اتفاقی که شاید این روزا برامون سخته باورش چندین سال قبل براحتی اتفاق افتاده! البته موضوع خیلی مهمی نبوده و نیست....ولی نکته ای که به ذهنم رسید این بود که فطرت آدمها عوض نمیشه!

۶ نظر ۲۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۵

نمیدونم کدوم آدم شیر پاک خورده ای تخم این پرتقال تامسون رو تو کشور وارد کرد! لعنت به تو تامسون!

از وقتی که این گنده بک های بی خاصیت اسم خودشون رو گذاشتن پرتقال، مزه و طعم پرتقال واقعی از یاد ما رفته!

من خودم به پرتقال و مرکبات خیلی علاقمندم و یکی از نوشیدنی های روح افزای من شربت آبلیمو یا آب پرتقال محسوب میشه

ولی  دیگه از پرتقال زده شدم.!.خصوصا که الان بیشتر پرتقالای شمال همینطور کیوی هم یخ زده است

چند وقتیه که پرتقال خونی میخرم یا نهایتا پرتقال جنوب....یکم سایزش کوچکتره و لی لااقل طعم پرتقال میده...که اونم متاسفانه اکثرا بی آبه!

یاد پرتقالای شهسوار و بم سابق بخیر.....یه سال این ایام ما رو از طرف دبیرستان بردن دزفول...عجب پرتقال هایی داشت......متاسفانه سال به سال دریغ از پارسال!!!!

راستی تو انتخابات ریاست جمهوری 96 اگر رای بدم به شخصه به کسی رای میدم که اولویتش تامین پرتقال با کیفیت باشه!...همین....

۱۸ نظر ۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۳۹

هستم ولی خستم....

یه فاینال دو ساعته  رو سه ساعت و نیم سر جلسه بشینی و فسفر بسوزونی و آخرشم زحمات سه هفته ای ات رو برباد رفته ببینی....و هر چی فکر کنی ببینی چکار باید میکردی که نکردی؟ و آخرش فکرت بجایی نرسه...........آخرش خستگی این چند وقت موند تو بدنم!...

زحمتی که من برای این یکی کشیدم برای هیچی نکشیدم ولی هر چی تلاش کردم نتیجه برعکس گرفتم..

اشکالی نداره زندگی نقاط اکسترمم زیاد داره..حالا یا بالای تپه ای یا تو نقطه می نیمم محلی...میگذره

دو روز بود....یکی دیروز بود که گذشت....روز بعدی هم میاد و میره، بالا پایین زیاد داره...مهم اینه که خیالت راحت باشه تلاشتو کردی....

بگذریم...راستی شنیدید یه مسابقه بین یه ایرانی و یه آمریکایی و یه روس میذارن و بعد یه خرگوش رو ول میکنن تو جنگل و .........................عه؟ شنیدید؟ خب پس دیگه نگم....همون که شنیدید....



۵ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۷

تلاش برای تربیت فرزندا‌نمان 

بی فایده است، 

آنها در نهایت شبیه ما خواهند شد. 

خودمان را تربیت کنیم، 

آنها هم تربیت خواهند شد...



منبع: کانال تلگرامی Sweet princess


۴ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۲۷

باراک اوباما هم باشی یه روز باید تاج و تخت رو رها کنی و با چشمانی اشکبار بری! اتفاقی که دیروز افتاد

رئیس مجمع تشخیص هم که باشی یه روز  باید صندلی و پست و ریاست رو رها کنی و روی دست مردم به خانه ابدی بری..اتفاقی که دو سه روز قبل افتاد

هان ای دل عبرت گیر ، عبرت بگیر

احسان خان هم باشی باید خودتو بکشی از صبح تا شب چون یه فاینال در حد شامپیونز لیگ فرانسه داری...اتفاقی که شنبه بناست بیفته!

خدائی دیگه امونمو بریده! من دیگه کم کم دارم به خدا میرسم، شما رو نمیدونم! راستی اگر مرتاض شدم رو نوک برج میلاد در حالی که چهارزانو نشستم و به افق نگاه میکنم دنبال من بگردید!

۶ نظر ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۹

البته قیاس اینجا و اروپا از اساس اشتباهه! ولی اینفوگرافی جالبیه


۴ نظر ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۷

دوستانی که سنشون اقتضا کنه حتما کارتون افسانه سه برادر رو دیدن

من یکی از طرفدارای این کارتون بودم..خصوصا زمانی که این سه برادر با هم متحد بودن....که اونطور که یادم میاد بیشتر مواقع هم متحد بودن

جالبه روحیات و ویژگی های هریک از برادرا کاملا با هم تفاوت بود علیرغم اینکه هر کدوم خودشون یلی بودن برای خودشون و صاحب قدرت  بودن حالا یا قدرت جسمی یا قدرت فکری

برخلاف ما ایرانیها که با وجود این همه دشمن که حالا از قبل بودن یا ما برای خودمون درست کردیم، همش دنبال تضعیف،  زیرآب زنی و حذف همدیگه هستیم...چشم نداریم همدیگه رو ببینیم، البته تازمان مرگ، بعدش که خیالمون راحت شد طرف رفت زیر خاک و دستش از دنیا کوتاهه شروع میکنیم به مدح و ثنای طرف که حیف شد چه گنجینه ای رو از دست دادیم!

یکی دو ماه دیگه انتخابات شروع میشه و به تبع اون انواع قضاوت ها، ترور های شخصیتی و فحش های سیاسی بهم دیگه......

کاش اون دو ماه میشد من برم سنگاپور اصلن ایران نباشم!

تو اون یکی دو ماه سعی کنیم سوار کشتی سیاسیون ، در دریای متلاطم سیاسی جوّ زده نشیم ...


۳ نظر ۲۱ دی ۹۵ ، ۰۹:۳۷

هچّی....

دیروز رفتم خدمت دکتر O ساعت هفت و نیم صبح قرار داشتیم

بعد  از تموم شدن قرار در حالی که لف تافم رو نبسته بودم و تو دستام گرفته بودم داشتم از پله های ورودی ساختمونشون  رد میشدم که 

۹ نظر ۱۹ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۴

در هر شرایطی که هستیم نباید مسواک زدن رو فراموش کنیم...من خودم متاسفانه خیلی وقتها فراموشش میکنم!

۳ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۰

جایی که مطالعه میکنم یه دخترخانمی امروز توجهم رو جلب کرد

لب های قرمز حجیم و آویزون!

با خودم گفتم خدایا این موجود دوپایی که خلق کردی چرا این شکلیه؟! چرا نامیزونه! 

خلاصه از لابلای فرمولای ذهنم بالاخره کاشف به عمل اومد که به لبش تزریق کرده که لباش آویزونه!! البته خیلی وحشتناک....با یه رژ قرمز جیغ! من که چندشم شد دیدمش!!! منو اگر به درخت ببندن، فلکم کنن چنین کاری با خودم نمیکنم ..حتی اگر بخاطر ملکه زیبایی 2017 باشه!!!  

 راستش اسم تزریقشم نمیدونم اگر بگم میترسم سوتی بدم...ژل؟ رژ؟ ریمل؟  مش؟بوتاکس؟ نمیدونم کدوم برای صورته کدوم برای  مو هست؟ کدوم برای سوارخ بینی و کدوم برای صندوق عقبه! در هر صورت خیلی فجیع بوداومدم بهش بگم دخترخانم این چه بلاییه که داری سرخودت میاری؟ با خودم فکر کردم چه فایده ای داره؟ مگر برای من اینکار رو کرده؟ یکی دلشو برده و اون حاضره خودشو براش تیکه پاره کنه...منصرف شدم

فقط خدایا به این گنجشکای عاشق خودت رحم کن...............


۱۰ نظر ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۰

بعضی وقتها ما آدمها عرور ERROR داریم.......خیلی هم عرور داریم...یه جایی باید این عرورها رو اصلاح کنیم


۳ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۶

این روزها رو بیشتر باید قدر بدونم چیزی به فاینال نمونده.......دو تا فاینال در دو شنبه متوالی....

دیروز در جلسه دفاعیه یکی از دوستان شرکت کردم..اولندش که به من موز و کیک و ... نرسید لذا به شدت معتقدم که جلسه دفاعیه اش بی محتوا ! بود...

ولی خوب دفاع کرد...خوشم اومد..موثر و حاضرجواب...اساتید اشکالاتی که گرفتند خیلی نتونستند محکومش کنند، آخر گیر داده بودند که رم پایتخت ایتالیا رو نباید بنویسی روم..منظور از روم امپراطوری رومه! آخه اینم شد اشکال در جلسه دفاعیه اونم رشته مهندسی؟

دانشجوهای خودمم زمان تحویل پروژه هاشونه..گفتم ایمیل کنن.

بی انصافا فقط و فقط کپ میزنن...منم بیکار میشینم اصل پایان نامه ها رو از اینترنت در میارم و میفرستم براشون!

و ما ملّت کپی کار، آبروی علمی نذاشتیم برای خودمون...اخیرا هم گند یکسری مقالات دراومده که کپی شده! اونم تو مجامع بین الملل...

این روزها چه کلماتی پرورونقی داریم: کپی، پیست، فرمالیته، دودره، خز، اسگل(با عرض پوزش از دوستان بابت ذکر این کلمه، باید بگم تنفرآمیزترین کلمه ای که از نسل جدید شنیدم همین کلمه اس! مورد استفادش: کیف کردی استاده/دختره رو چطور اسگُل کردم؟)، ترکوندم، تپل و .........

اصلا این نسل جدید ما یه سمت میرن، فرهنگستان زبان و ادب فارسی یه طرف! 

خدا به هر دو طرف توفیق بیشتر بده (بشنوم صدای آمین تونو....) ما هم این وسط کار خودمونو میکنیم!

(کامنت اول این پست رو هم مطالعه بفرمایید بد نیست)



۴ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۱۰:۱۰

یه گوهر گمشده ای ما ایرانیها در این سالهای اخیر داریم به اسم "تمرکز"

این روزها جای خالیش حسابی احساس میشه

طرف پشت فرمونه ولی با موبایلش داره تو گروه تلگرام پیام میذاره

یا آقاهه تو پیاده رو حواسش به خانمه اس، یهو میره تو جوب! دیدم که میگم....

دانشجوها که اکثرا تمرکز ندارن! دیگه نمیگم چرا خودتون اوستا هستید

۵ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۷

اولا که بگم اشتباه نشه طوطی نه صوطی! (همون سوتی عوام..ما خواص بهش میگیم صوطی!)

داستان چیه؟

۴ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۰۲:۳۹

ای دهن اتوبانای تهران کلهم اجمعین آسفالت!

اینم شد زندگی؟؟؟! یه مسیر 20 دقیقه ای رو یک ساعت و نیم تو ترافیک بودم!

فقط الان دنبال یه نفر میگردم که هیکلش استخونی نباشه بگیرم بزنمش! (استخونی باشه دستام درد میگیره خووو! )

کدوم فلان فلان شده ای گفت ببار ای بارون ببار، به دشت و هامون  و اتوبان همت ببار ای بارون! باریدی به زندگیمون!

راست گفته بود هر کی گفته بود از غرب تا شرق همت، یک همت لازم است!

مسئولین و نهاد های ذیربط چه غلطی میفرمایید پس؟ چرا پیگیری نمیکنید 

من که مشکلی ندارم از فردا یا میرم پنسیلوانیا زندگی میکنم یا میرم اسکتهلم.....فوتینا! سیاهیش میمونه به هود اخوان!

ضمنا من الان غرغرو نیستم بلکه یک انسان کمال طلبم! همین!



۶ نظر ۰۵ دی ۹۵ ، ۰۹:۱۱