نوشته های احسان

بگذار و بگذر

نوشته های احسان

بگذار و بگذر

نوشته های احسان

*/ سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد. ( پائولو کوئیلو)
*/ آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
*/ تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
*/میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
*/ بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
*/ یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*/بدی بزرگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
*/ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪ ﮔﻠﻬﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻧﻪ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ !
*/برای قایق های بی حرکت، موج ها تصمیم می گیرند..
*/به ما گفتن یک‌بار بیشتر زندگی نمی‌کنی، ما هم پاشدیم، جمع کردیم و رفتیم که زندگی کنیم، نگو همین پاشدن، جمع کردن و رفتن خودِ زندگی بود!
*/انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می شود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست ...

بایگانی
محبوب ترین مطالب

۱۸ مطلب در دی ۱۴۰۳ ثبت شده است

مثلاً (روم زوم کنی، بوم بوم کنی...نه منظورم این نبود!) چی میشه به جای اینکه هر روز صبح از ساعت شیش و نیم صبح تو تهران برف شروع کنه به باریدن و ملت رو که میخوان برن سرکار آباد کنه و تو ترافیک نگه داره!، ساعت 2 نصفه شب برف میومد تا 5 صبح همش آب میشد!:)

الان دو روزه (دو روز که چه عرض کنم چند ساله) هر وقت میخواد برف بیاد از هفت صبح شروع میشه! گمونم تایم مسئول برف، ساعت هفت صبحه:) هفت صبح میاد ( یه لحظه یاد ننه سرما افتادم که تو کارتون های قدیمی هر وقت میومد برف رو هم میاورد!) کلید بارش رو میزنه !

نمیگه همون ساعت بچه ها میخوان برن مدرسه؟، ملت میخوان برن سرکار:) 

هر چند ما کاره ای نیستیم! خدا دمت گرم با این اوضاع بازم برف میفرستی! 

اصلا هر وقت عشقت کشید برف بریز سرمون،  هر وقت هم عشقت کشید نریز سرمون! ما چکاره ایم؟! والا!! :)



۵ نظر موافقین ۶ ۳۰ دی ۰۳ ، ۱۴:۴۰
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۳۰ دی ۰۳ ، ۰۳:۳۰
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۳۰ دی ۰۳ ، ۰۰:۲۹

یادم باشد چرا به رویا جواب منفی دادم.....

یادم باشد چرا برخلاف تمایلات قلبی خودم، جواب نه را آماده کرده، مضمضه کردم و بر خلاف میل باطنیم تحویل رویا دادم!...

یکبار دیگه هم به رویا نه گفته بودم!...نه الان....تقریبا قبل از کرونا....

ولی چه کنم که دوباره خودم رفتم و پیشنهاد دادم که باشم....

امروز تماس گرفتم و گفتم که باز هم نیستم...

وقتی ارزش آدم را نمیدانند همین میشود...

وقتی بعد مسافت وجود دارد همین میشود...

وقتی سطح من بالاتر می رود و گزینه های بهتری دم دست هستند هم همین می شود...

تقصیر من چیست که دیگر نسل کالج ها در حال انقراض است!

تقصیر من چیست که دیگر نسل کالج های 1 و 2 محکوم به فنا هستند..

تقصیر من چیست skill ها جایگزین آموزش های دانشگاهی شده اند؟

تقصیر من چیست آدامس خروس نشان و بیسکوئیتِ مادر و لُپ لُپ هم قیمت شان متناسب با دلار ارزشمند می شوند اما حق التدریس یک مدرس، مثل ...سرجای قبلی خودش چسبیده؟!!

تقصیر من نیست...شاید تقصیر تو هم نباشد!

هر چند مقصر اصلی خودمم هستم که در کلیشه ها وامانده ام!......

این واگویه به امانت بماند اینجا که هر وقت وسوسه عشق و عاشقی به کلمه ام زد، این جملات را بخوانم و دلم تسکین یابد....

و بجای این افکار پلید، در باغچه دلم یا در باغچه واقعی، ترب بکارم!

(رویا اسم کوچک ریاست دانشگاه بوق است که قبلا مسئول گروه بود و واحدهای درسی درت رم را ایشان به ما پیشنهاد می دهد. این گفتگو صرفا یک گفتگو کاری است و برای اختصار من ایشان را در وبلاگم رویا خطاب میکنم.)


۰ نظر موافقین ۶ ۲۹ دی ۰۳ ، ۱۴:۲۴

بچه خواهرم پیامک داده میگه: دایی امشب شام میایی خونه مون؟

جواب دادم: "ولنجک به پایین کنسله"! :)

اونم پیادم داد: "نکشیمون بچه تهرون!" :)


۴ نظر موافقین ۶ ۲۸ دی ۰۳ ، ۰۹:۱۰
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ دی ۰۳ ، ۲۲:۴۴

کویر حاصل اعتماد دریا به خورشید بود، این جمله ای بود که پشت شیشه عقب یه مینی بوس قدیمی نوشته بود و دیروز به چشمم خورد و برای دقایقی منو به فکر فرو برد..آیا واقعا دریا به خورشید اعتماد کرد؟ آیا خورشید خیانت کرد؟ آیا همه کویرها مولود همین اعتماد واهی هستند؟ واقعا این نیسان های آبی، وانت ها و مینی بوس ها چه اصراری به نوشتن این جملات فلسفی دارند؟ آیا رانندگان این خودروها فارغ التحصیلان رشته ادبیات و فلسفه هستند؟ آیا میخواهند ذهن ما را بفرستند دنبال نخود سیاه که تا ما داریم فکر میکنیم اینها زودتر راهشان را پیدا کنند و فرار کنند؟! آیا مشغول کردن ذهن امثال من به کویر و اعتماد دریا به خورشید اصولا کار درستی است؟! آیا این جمله فلسفی و زیبا حتی به غلط از منظر جغرافیا و محیط زیست، کنایه است؟ ایهام است؟ استعاره است؟ اصولا معتقدم در این گونه موارد وظیفه فراجاست از طریق پلیس فلسفه این مسائل را پیگیری کند.. با گشت نامحسوس رانندگان و نویسندگان این جملات را به کناری فراخوانند....ماشین هایشان را کناری پارک کنند و میزی پهن کنند و ساعت ها در مورد این جملات بحث کنند که مثلا آیا واقعا کویر، حاصل اعتماد دریا به خورشید بود؟!! اگر قانع شدند که هیچ.... والا رانندگان و نویسندگان این جملات به دلیل وارد کردن شبهات فلسفی در جامعه و اذهان عمومی جریمه و بازخواست شوند...راستش چنین اتهاماتی به سرمار علیه مادام خورشید خانم که عمری گرممان کرده و نورمان داده اصلا درست نیست! راستش من هنوز با این شبهه که گوزن ها شوهر اهو خانم نیستند کنار نیامده ام و همچنان فکر میکنم گوزن ها، شوهر آهو خانم ها هستند!... به همین سوی چراغ!

۰ نظر موافقین ۹ ۲۱ دی ۰۳ ، ۱۳:۳۲
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۱ دی ۰۳ ، ۰۱:۰۶