نوشته های احسان

بگذار و بگذر

نوشته های احسان

بگذار و بگذر

نوشته های احسان

*/ سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد. ( پائولو کوئیلو)
*/ آرامشی که اکنون دارم،مدیون انتظاری است که دیگر از کسی ندارم(سیلویا پلات)
*/ تا باد مخالف نباشد، بادبادک بالا نمی رود!
*/میخوای واسه هدفت تلاش کنی یا میخوای یه عمر حسرت بخوری؟؟!!
*/ بندبازها درست موقع سه قدم آخر می‌میرن. چون فکر می‌کنند دیگه رسیدن و اون سه قدم رو با غرور بر‌می‌دارن.
*/ یگانه صافکار دلهای تصادفی خداست...
*/بدی بزرگ شدن اینه که دیگه زخمامون با بوس کردن خوب نمیشه!
*/ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪ ﮔﻠﻬﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻧﻪ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ !
*/برای قایق های بی حرکت، موج ها تصمیم می گیرند..
*/به ما گفتن یک‌بار بیشتر زندگی نمی‌کنی، ما هم پاشدیم، جمع کردیم و رفتیم که زندگی کنیم، نگو همین پاشدن، جمع کردن و رفتن خودِ زندگی بود!
*/انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می شود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست ...

بایگانی
محبوب ترین مطالب

۱۳۹ مطلب با موضوع «منابع مفید» ثبت شده است

همونطور که بر همه واضح و مبرهن است نرم افزار آفیس و نخسوزن(مخصوصا) word اینقدر سوراخ سمبه و تکنیک داره که کسی نمیتونه ادعا بکنه همه تکنیک ها و ترفندها رو در ورد بلده..حتی تیمی که این نرم افزار رو نوشتن!!!
به عنوان یه تجربه، بعضا پیش میاد که هر کار که میکنید استایل جمله یا متنی در word تغییر نمیکنه!..هر کار می کنید نمیشه..مثلا تو قسمت مراجع که میخواید رفرنس ها رو بنویسید هر کار میکنید بین کلمات فاصله است و با justify مشکلتون حل نمیشه.....همینطور داخل متن بین کلمات فاصله زیادی میافته..یا مثلا وقتی که میخواید یه عبارت یا جمله یا بخشی از یک متن رو عینا از تو نت، تو ورد کپی کنید و کلا استایل همراه  اون نوشته باقی میمونه و خلاصه متن تونو بهم میریزه!.یکی از کلک رشتی های که میشه زد اینکه اون متن یا پاراگراف یا مرجع رو اول تو نرم افزار notepad کپی کنید و بعد از notepad تو ورد کپی کنید. خواهید دید که براحتی این مشکل حل میشه..خدایا تو شاهد بود ما زکات علم نداشته مونو دادیم...خمسشم که قبلا خشکه حساب کردیم..پس پلیز بفرست اون تویوتای اف جی کروز لعنتی رو:)

۴ نظر موافقین ۱۰ ۲۶ شهریور ۰۰ ، ۱۲:۵۰

بر اساس تجربیات این عبد حقیر، بنده سراپاتقصیر، ذوالسهام عدالت و آخذ الیارانة المعیشة و آخذ الیارانة خمسة وأربعون ألف وخمس مائة تومانی بگیر، بدینوسیله تجربیات خودمو به اشتراک می‌گذارم. باشد که جملگی به زیور هدایت و رستگاری آراسته گردیم:

1.  از ساعت 12 تا 15 که معمولا این بشر دو پا، دچار جوع و گرسنگی می شود،  جوان‌هایی مذکر و از جان گذشته بدون کلاه کاسکت پشت موتور می بینید که ترک موتورها شان یک باکس مکعب مستطیل فلزی یا پلاستیکی قرار داده که در آن نهار یک مشت مرفه بی درد قرار دارد! از پیتزای چهل و پنج تومنی بگیر برو تا سلطانی اصل صد و پنجاه هزارتومانی با برنج اصل ایرانی با زعفران و کره و خلال پسته و لیمو ترش!( ستاد یادآوری روزهای قشنگ به ملت زیر زیر خط فقر!). این جوان‌ها بی قاعده ترین راکبان روی زمین هستند. خود من نزدیک بود تا حالا سه چهارتاشونو زیر بگیرم!. یا از لاین مخالف میان یا با سرعت غیر مجاز حرکت!. اصلا تو هر منطقه ای می‌گردن ببینن کجا خلافه از همون جا میرن!. سرچهار راه ها خیلی مواظب باشید. 


2-در اتوبانهای معمولا سه لاین یا بیشتر داریم...لاینی که از کنار جاده دورتر هست رو معمولا لاین سرعت  میگن! معمولا در کنار لاین سرعت گاردریلی هست که موتورسوارهایی که فکر میکنن موتورسوار حرفه ای هست و موتورشون به سرشون میارزه دقیقا از لاین سرعت و کنار گارد ریل با سرعت مطمئنه ای قطعا بیشتر از سرعت خودروی شما، چراغِ زنون زنان و سربران، بسانِ  میگ میگ، قصد دارند از کنار شما رد شوند! اگر میخواهید خونی گردن شما نیفتد تو را به جان هر کسی که دوست دارید به این از جان گذشتگان و سفیران حضرت عزرائیل راه بدهید و اصلا بیایید پیاده رو و لاین سرعت را به این حرفه ای ها بسپارید! والا.


3- از 50 متری هر گونه وسیله نقلیه دو چرخ از قبیل موتور دوچرخه، 100 متری هر خودرو 1800 سی سی به بالا و 6 سیلندر مثل انواع شاسی بلندها، خودروهای بالای 300 میلیون اعم از  انواع پژو انواع سمند انواع پرشیا انواع پراید اعم از آبی خاکی پرنده خزنده و ...و عللللللخصوص بنز و بی ام و و پورش که بر تخم چشم ما جا دارن، حذر کنید و نزدیک نشوید....دیشب برای خودم داشتم خرامان خرامان در لاین سرعت یکی از اتوبان های تهران به آینده بشریت و نظریه ی هانتینگتون فکر میکرم که عزیزدلی ناگه چراغ زنون در آینه ی اسب سفیدم، کورم کرد، کورم کرد،  کورم کرد!!! ( آهنگی با این مضمون داریم بنظرتون؟) نگریستم دیدم یکم پورش است! با خجالت تمام رفتم تو پیاده روی اتویان !! که در جایی که پورش هست من کیستم! گرو هست حقا که من کیستم! (خدا رحمتت کن شیخ اجل نیستی ببینی این پورش ها رو) الیته لازمه عرض کنم که اینها خودکم بینی نیست؟  خدا برای هیچ گرگ مسلمونی، نه ببخشید برای هیچ مسلمون گرگ دنیا دیده نه، همون گرگ بارون دیده ای  قسمت نکنه سپرش بگیره به سپر این ماشینهای لاکچری! در اون صورت باید ماشینتو بذاری به عنوان خسارت و خودت پیاده بیای!


4-  رانندگی خانمها حرف نداره..نه جدی میگم...رانندگی که فقط پارک دوبل نیست! شما آقای محترم اصلا میدونی فرق  گل بهی با قرمز جگری با قرمز گوجه ای چیه؟ اصلا رنگ سبز خال خال پشمی دیدی تا حالا که به پارک خانمها میخوای گیر بدی؟ در هر صورت به شخصه من رانندگی خانمها رو خیلی قبول دارم ولی توصیه اکید میکنم از کنار اتومبییل خانمها رد نشید! یوقت سرعت میرن شما هم سرعتتونو زیاد نکنید! خانمها خیلی قانون مدارن! و چون ما آقایون اکثریت رانندگان هستیم و خیلی هم بی نظم رانندگی میکنیم ، لذا رعایت قانون توسط خانمها از دید ما آقایون نوعی بی نظمی محسوب میشه و ما تحمل دیدن رعایت قانون  رو نداریم! پس لطفا از ماشین خانمهای قانون مدار فاصله بگیرید! مثلا پشت چراغ قرمز اگر یهو چراغ قرمز شد و خانم راننده پاشو محکم کوبید رو ترمز و شما بیخیال اینکه ثانیه 1و2 قرمز شدن چراغ یعنی همون زرد با سرعت ادامه دادید و جملگی رفتید وارد صندوق عقب ماشین خانمه شدید، بدونید تقصیر خودتونه و شما قانون رو رعایت نکردید ولی اون خانم قانون مدار به محض دیدن قرمزی چراغ استپ کردن و الان ایشون برنده ان:))!


5- پلاکهای شهرستان روی سر ما جا دارند.....نیسان های آبی  عزیز دل اند... پرایدهای پلاک شهرستان عزیز دل برادر.....ماشین بزرگا سرورن.موتوری ها فرستادگان خدا برای قبض روح، .به این پلاک ها بیشتر احترام بگذارید..حق با آنهاست.... (اول جملات قبل یه بعضی از ..اضافه کنید حق کسی ضایع نشه یوخ)و تو چه میدانی کامیون با سرعت 130 تا تو لاین سرعت یعنی چه؟؟؟


6- با ماشین بزرگ شوخی نکنید! نقطه کور ماشینهای بزرگ را بشناسیم...از کامیون و اتوبوسی که با سرعت حرکت می کنند انهم در لاین سرعت فاصله بگیریم...عکس زیر نقاط کور یک ماشین بزرگ و خصوصا  هنگام سبقت رو نشون میده( نواحی قرمز رنگ نواحی کور ماشین بزرگه، از اون نواحی فاصله بگیرید)




۵ نظر موافقین ۱۵ ۲۵ شهریور ۹۹ ، ۰۸:۵۶

یکی از اصلی‌ترین پایه‌های شخصیت سالم، داشتن "اصالت" است


این که تن به انجام هرکاری نمیدی، 

به این معنی نیست که نمیتونی!


بهش میگن "چهارچوب"!

چهارچوبی که خودت برای خودت تعریف میکنی و پایه و اساسش از "خانواده" شکل میگیره...

کسی که چهارچوب داره، "اصالت" داره...


اصالت رو نه میشه خرید، نه میشه اداش و درآورد و نه میشه با بزک و دوزک بهش رسید!


اصالت یعنی 

دلت نمیاد دل بشکنی، 

دلت نمیاد دورو باشی، 

دلت نمیاد آدما رو بازی بدی …

این بی‌عرضگی نیست!

اسمش "اصالته"...

۰ نظر موافقین ۰ ۲۸ خرداد ۹۹ ، ۱۱:۲۹
در کارهایی که که از اهمیت بالایی برخوردارن، نباید هیچگونه ملاحظه ای رو در نظر گرفت، همین مبارزه با ویروس منحوس کرونا رو در نظر بگیرید..
حتما کلیپ های زیادی رو دیدید که در کشور چین طرف رو خِرکِش  از پشت فرمون ماشینش میکشن بیرون که تست کرونا بده
تو خیلی از کارهای دیگه این کوتاه نیامدن ها و رودربایستی نداشتن ها خیلی مهمه
یکی از مهمترین این موارد، رسیدن به موفقیت هست...برای موفقیت نباید با کسی شوخی داشت...
هر عاملی که جلوی راه موفقیت تو رو گرفته بدون هیچ رودربایستی باید اون رو کنار بزنی
یه سری عوامل هم پیش شرط رسیدن به موفقیت هستند که کاملا اکتسابی اند و یکسری عوامل هم اکتسابی نیستند و باید برات رقم بخوره
کتاب " تافته های جدابافته" نوشته ملکوم گلدول که توسط استاد شعبانعلی معرفی شد رو بالاخره خوندم...
این کتاب درباره  داستان موفقیت آدمهای معروفی مثل بیل گیتس، جوفلوم  و نظیر اون بحث میکنه
من ترجمه خانم میترا معتضد رو داشتم..ترجمه نسبتا روانی بود..
ولی فصل هفت این کتاب واقعا من رو مجذوب خودش کرد...عنوان این فصل اینه: نظریه قومی سقوط هواپیماها
در این فصل رابطه ای بین فرهنگ و ملیت این افراد با مواجهه با خطر سقوط هواپیما رو بررسی میکنه
بسیار نتایج جالبی بود...من که پلک نزدم..
دو صفحه از این فصل تقدیم شما(البته دلیلی نداره که این مطالب برای هم جذاب باشه، ضمنا این دوصفحه قطعا نمیتونه شما رو کاملا با کتاب آشنا کنه، هیچ منظور خاصی هم مدنظر نبوده جز محور اصلی کتاب که موفقیت هست..)



۱ نظر موافقین ۸ ۱۴ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۰:۵۴

بنظرم دوتا سئوال جادویی تو زندگی هست که با پرسیدنش از خودمون یا دیگران،  میتونه ذهن ما آدمها رو خالی تر از افکار اضافی و روحمون رو آرامتر از فشارهای متعدد و متنوع زندگی کنه....

این دو تا سئوال جادویی ایناست:

P1= Beman CHEH

P2=Beto CHEH

مثالهاش باشما..


۷ نظر موافقین ۱۸ ۲۷ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۳۰

یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:

روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.

ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!

 ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ  ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ! ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!

 ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!

رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت، 

 ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .

ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.

ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...

ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!

ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ، ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!

بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری ...تبر باشی اما نشکنی.


#کانال با کلاس باشیم


۹ نظر موافقین ۲۳ ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۲۲:۳۳

 از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشۀ بی پایانی را ادامه می دادند.

 زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند... از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است . 

در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم . یک خانوادۀ روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعۀ کوچک ، شش گوسفند و یک گاو است . در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آنکه در اتاق بیماران بسته بود، امّا صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمۀ تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد: 

۱۰ نظر موافقین ۱۶ ۱۶ فروردين ۹۹ ، ۱۵:۳۷


🔴هشت سال پیش، در یک شب  ژانویه سال ۲۰۱۲، یک کشتی تفریحی با حدود ۳۰۰ سرنشین از شهروندان کشورهای مختلف اروپا در سواحل ایتالیا به صخره‌ای خورد و شکاف برداشت. در زمان حادثه فاصله این کشتی تا ساحل۱۵۰ متر بود اما حدود ۳۲ نفر از سرنشینان که عمدتاً از کشورهای دیگر مانند انگلستان و آلمان بودند جان باختند. 


✅دو پرسش قابل ملاحظه: 


🔴یکم، چرا این کشتی بزرگ تا این حد به ساحل نزدیک شد؟ پاسخ: چون منزل کاپیتان کشتی در ساحل بود و در آن شب در منزل او پارتی برقرار بوده و کاپیتان به ساحل نزدیک شده تا برای مهمانان دست تکان دهد! این طنز نیست و جداً همینطور بود و در محاکمه کاپیتان مطرح شد. درس اخلاقی اول: وقتی یک ناخدا کشتی را از یک طرف می‌برد الزاماً برای رفاه حال سرنشینان نیست، ممکن است برای پارتی منزل خودش باشد.


🔴پرسش دوم، چرا تلفات در این فاصله نزدیک به ساحل زیاد بود و چرا عمده تلفات از غیرایتالیایی‌ها بود؟ پاسخ: زمانی که کشتی به صخره برخورد کرد و برخی مسافرین به عرشه آمدند، کاپیتان در بلندگو اعلام می‌کند که همه چیز تحت کنترل است و جای نگرانی نیست و مسافرین به کابین‌های خود مراجعه کنند. مسافرین غیرایتالیایی که به اظهار نظر و صداقت مسئولین اعتماد داشتند به توصیه کاپیتان عمل کرده به کابین های خود می روند. مسافرین ایتالیایی که تجربه ایتالیایی داشتند به سرعت فهمیدند که باید صحبت کاپیتان را در جهت عکس تفسیر کنند و به همین دلیل، به سرعت از کابین‌های خود بیرون رفته بر روی عرشه آمدند. عده‌ای که بنیه داشتند خود را به آب زدند و تا ساحل شنا کردند و نجات یافتند بقیه هم توسط گروه‌های امداد نجات یافتند. ولی آنها که به صحبت مسئول مربوطه اعتماد کردند پس وارد شدن آب به کشتی، داخل کابین‌ها خفه شدند.


🔴درس اخلاقی دوم برای مردم: هر وقت مقامات فرمایش و توصیه  کردند، فرمایشات و توصیه‌های قبلی آنها را هم در ذهن مرور کنید.

درس اخلاقی برای مقامات: اگر حرف‌های مستحکم و قول‌های وزین قبلی شما درست در نیامد انتظار نداشته باشید مردم به کابین‌های زیر عرشه بروند ممکن است خود را به آب بزنند. 

✅حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!

@EghtesadNews_com 

۳ نظر موافقین ۸ ۱۱ فروردين ۹۹ ، ۰۷:۳۶